نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر صرفا به دنبال کشف پیچیدگی های روایی نیست بلکه تشخیص سطوح مختلف ، فرافکنی حلقه های محور افقی زنجیره ی روایی نسبت به محور عمودی تلویحی نیز هست . این حلقه ها حول محور زبان در کل اثر با تکیه بر
تفکر نویسنده و بیان سوژه مورد نظر اتفاق می افتد . بنابراین در نثر به دنبال جهانی هستیم تحت سلطه معنا .

آخرین مطالب

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

م _ت نقد

#نقد 


مرا دریاب 

ای دریا 

که من بارانیم امشب 

هوای 

ماهی ازاد را  

دربرکه های خفته و

متروک می جویم 

من از یک کوره راه 

راه راه 

از یک بغل اندو میایم 

من از یک شهر بی قانون

 از اندیشه های زخمی آشوب

من از زندان پر تابوت 

می ایم 

مرا     دریاب

اینجا هر نفس  رنگ قفس را 

میکشد باخود 

ومیروید کنار دست گلدانی

گلی افسرده و سرخورده از هر سو 

مرا دریاب 

که من زخمی تراز 

دیوارزندانم 

ومن زندانی 

زندان 

زندانم 

مرا دریاب 

که از آغوش سردم 

سایه ای سنگین میرزد 

میان سخره وساحل

ومی ماند بجا 

یک حجله 

یک ترحیم ناقابل 

مرا دریاب 

مرادریاب ای دریا

#م_ت 


#نقد 

"بنام او که جان آفرید.  "


از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده،  گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی می کنم. 

قبل از اینکه به نقد بپردازم بد نیست اشاره کنم که  وقتی از ادبیات صحبت به میان می آید، یعنی با سخنانی  روبه رو هستیم که از سخنان عادی بالاتر و برتر است و این. مسئله یک امری  ست بدیهی. از این جهت است که مردم آن سخنان را در خور ضبط و نقل می دانند. می توان گفت  سخنان بار احساسی را با خود حمل می کنند و مخاطب را تحت تاثیر عواطف قرار می دهند و در این عواطف، ذوق فکری و هنری نیز نهفته است.  در این بین اگر قرار است اثری از دیدگاه زیبایی شناسی مورد بررسی قرار گیرد، پس بهتر است که جنبه های هنری  و زیبایی شناسی آن مطابق با معیارهای زیبایی شناسی از دیدگاه "علوم و فنون بلاغت "مد نظر قرار گیرد. حال، با این توضیح اجمالی به بررسی اثر می پردازم.  


به لحاظ نقد لغوی، آنچه از این اثر بر میاید این است که انتخاب کلمات و جایگزینی آنها سعی در بیان عواطف دارد. اگرچه زبان در این اثر در حوزه ی "نحو " قرار دارد و هیچ تغییری در" نرم " زبان به لحاظ استفاده از "زبان هنجار" و ایجاد "ناهنجاری "   نشده است، بنابراین، انتخاب و جایگزینی کلمات  در زبان، سبب رسانگی لازم در اثر به لحاظ فهم شعری شده است و یکپارچگی و انسجام لازم را به لحاظ فهم شعری نیز به ارمغان می آورد. 


به لحاظ "composition " این اثر، ( مرا دریاب 

ای دریا 

که من بارانیم امشب 

هوای 

ماهی آزاد را

در برکه های خفته 

و متروک می جویم)  

با توصیفات شاعرانه ای که هم به لحاظ انتخاب الفاظ نمایان است و هم سبب شده که چند دال در کنار یک مدلول قرار بگیرد، (طبیعی ست که این روند در برخی اشعار توصیفی دیده می شود)  به جنبه های زیبایی‌شناسی اثر کمک خواهد کرد. 

چون این روند در ابیات پایین تر هم تکرار شده، نشان دهنده تعمد شاعر در استفاده از این روش می باشد. 


( از یک بغل اندوه میایم 

من از شهر بی قانون 

از اندیشه های زخمی آشوب 

من از زندان پر تابوت 

می آیم)


به لحاظ نقد فنی، چیزی که در این اثر بسیار پر رنگ عمل کرده جنبه های موسیقیای آن است. موسیقی در این اثر بر اساس چیدمان morphophonem ها اتفاق افتاده، پس روند موسیقی در این اثر در داخل زنجیره ی گفتار قرار دارد و تناسب آوایی نیز در آن ایجاد شده است.  بنابراین می توان پذیرفت، موسیقی بخشی از structure این اثر می باشد و با استناد به تعاریف  موجود در ارتباط با قوالب موجود، این شعر، شعری ست که در قالب آزاد سروده شده.  


به لحاظ زیبایی شناسی، کاملا نمایان است که segmentation بر اساس morphophonem ها اتفاق افتاده، که نه تنها دچار ضعف نیست بلکه سبب روان خوانی اثر نیز می شود.  


کلمات ایجاد شده در این اثر علاوه بر اینکه زبان عاطفی اثر را بالا برده اند، صورتی را ایجاد کرده اند که حرکتی ذهنی در جهت خیال، با  استفاده از تشبیه، در لباس واژگان اتفاق افتاده که علاوه بر زیبایی اثر، محتوا و مضمون را نیز تحت تاثیر قرار داده است.  این کلمات سبب ایجاد "تصاویری مجرد مختلط " است.  

مثال میزنم 

( گلی افسرده و سرخورده از هر سو)  

یا 

( هوای 

ماهی آزاد را 

در برکه های خفته 

و متروک می جویم)  

یا 

( از یک بغل اندوه میایم 

من ازیک شهر بی قانون 

از اندیشه های زخمی آشوب 

من از زندان پر تابوت 

می آیم)  


علاوه بر  اینها در این اثر تصاویر در جهت برانگیختن حواس به طور غیر مستقیم وجود  دارد و سبب برانگیختن حسی خاص در مخاطب می شود. 

،این تصاویر با ایجاد مفاهیم و انتقال به مخاطب به صورت منسجم و طبق تعاریف شعری ( شعر تصاویر و عواطف و اندیشه در لباس واژگان است)  ایجاد شده اند.  

به لحاظ مضمون فکری شعر، آنچه که به عنوان رسالت در این  شعر در نظر گرفته شده ، کاملا روشن و نمایان است و تقریبا جهت گیری اجتماعی نیز دارد.   یعنی با زبانی کاملا عاطفی به بیان مضامین ملموس اجتماعی پرداخته شده.  


( من که زخمی تر از 

دیوار زندانم 

و من زندانی 

زندان 

زندانم)  

یا 

(که آغوش سردم 

سایه ای سنگین میلرزد 

میان سخره وساحل 

و می ماند بجا 

یک حجله 

یک ترحیم ناقابل)  و..


به لحاظ محتوا و درونمایه آنچه از این اثر بر میاید این است،  انسانی در تقابل با اندیشه های خود قرار دارد و به موضوعات نفسانی می پردازد.  (یک موضوعی مثل خودکشی)  پس این  اثر، یک اثر  "اومانیسم" است که در تقابل با اندیشه های خود به "سوبژکتیویسم" تبدیل شده و از طرف دیگر با دخالت و بیان احساسات خود در قالب خیال به یک" اکسپرسیونیسم" رسیده است. و از این طریق راهی برای بیان اندیشه های خود یافته است.  بنابراین این اثر تلفیقی از" اکسپرسیونیسم ِ  سوبژکتیو " است.  


در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  


با تشکر 

مریم راد "واژه " 

#نقد 

@ashenayeeshgh

نقد شعر کلاسیک

#نقد 

امشب  دلی بشکسته وبیماردارم 


 گویی که درچشمان خیسم خار دارم


چون میچد این اشکهای  بیقرارم 


 در بین  قلبم غصه ها بسیار دارم 


 از دردهای جان خود گفتم به دلدار


اوگفت من هم  قصد برتیمار دارم 


گفتم و گفتم از نهان  و راز جانم


 گویی که غمها را به دل انباردارم


امشب  دگر  رازی نمانده در دل من


گفتم  هرآنچه دردلم زنگار دارم


#س_احمدوند

maryam rad:

#نقد_شعر_کلاسیک 

#نقد_غزل 


بنام خداوند نیک.  


از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  


قبل از اینکه بخواهم به نقد بپردازم لازم می دانم که عرض کنم غزل جز قالب های شعری ست که در دو دهه اخیر دچار پوست اندازی و تغییر و تحول شده البته این پوست اندازی یک سری ویژگی را به این قالب که محدود به چهارچوب تعیین شده خود بود، اضافه کرده است.  این صحبت به معنای آن نیست که ما غزل کلاسیک را با فرم و رنگ لعاب غزل کلاسیک نداریم، بلکه به معنای آن است که غزل هم با تمام آن چهارچوب محکم قابل تغییر است.  


آنچه از نقد لغوی اثر برمیاید این است که چیدمان کلمات در این اثر انگشت طور که باید اتفاق نیوفتاده و به لحاظ محتوایی اثر را دچار تکرار کرده.  این مسئله ناشی از ضعف در دایره لغات است.  

مثال میزنم 

( گویی که در چشمان خیسم خار دارم.  

چون میچکد این اشکهای بیقرارم)  

یا 

( گفتم و گفتم از نهان و راز جانم 

گویی که غم ها را به دل انبار دارم)  

یا 

( امشب دگر رازی نمانده در دل من 

گفتم هر آنچه در دلم زنگار دارم)  

ناگفته نمانده که شاعر سعی در ایجاد بازی زبانی داشته اما اما این بازی زبانی چیزی به ظرفیت این غزل اضافه نکرده است و صرفا تکرار محتوایی را به رخ می کشد.  پس شاعر باید در انتخاب و چیدمان کلمات دقت بیشتری را بکار گیرد.  


به لحاظ composition این اثر 

( امشب دلی بشکسته و بیمار دارم)  

در این مصرع کلمه "بشکسته " زبان را صرفا در این مصرع دچار دوگانگی کرده و درواقع به سمت گریز از زبان عرف سوق داده.  اما با توجه به وزن، این گریز صرفا در جهت هماهنگی صورت کلمه با وزن اتفاق افتاده. بنابراین با توجه به آنکه این مسئله در شعر کلاسیک متاسفانه  شایع است، می توان از آن صرف نظر کرد.  

در حالت کلی زبان آن  یکدستی لازم را دارد. که نقطه قوت اثر است.  


چفت و بسته کلام درست اتفاق افتاده، اما چیزی به غزل جهت زیبایی اثر و یا حتی به لحاظ محتوایی اضافه نکرده است. 

همانطور که در عرایضم در بالا عرض کردم شاعر به یک تکرار رسیده که این تکرار، خلاقیت و نوآوری آوری را از، او گرفته. 

حضور عاطفه در این اثر بسیار پر رنگ است که نکته مثبت آن محسوب می شود.  

مثال میزنم 

( چون میچکد این اشکهای بیقرارم 

در بین قلبم غصه ها بسیار دارم.  

از درد های جان خود گفتم به دلدار 

او گفت من هم قصد بر تیمار دارم.)  

این قبیل بیان احساسات سبب ایجاد ارتباط مخاطب با شعر خواهد شد.  درواقع این مسئله چیزی ست که از،یک شعر انتظار داریم.  ( همان دیدگاه عاطفی و بیان، توام با احساسات در اثر)  که علاوه بر زیبایی شناسی سبب تکامل مضامین اثر خواهد شد.  


روایت در این اثر به یک تکرار بیت محدود شده که شرح و تفسیر آن صرفا سبب بازی زبانی در اثر شده است و این بازی زبانی نه آنقدر خاص و منحصر به فرد است که بخواهد به قوت اثر کمک کند و نه حتی به زور آزمایی در این اثر می انجامد، بنابراین این قبیل بازی های زبانی در اثر بی تاثیر بود و سبب ایجاد ضعف در اثر می شوند.  


در حالت کلی به لحاظ بررسی و نقد لغوی می توان گفت که شاعر در این اثر به اوج زیبایی یا بهتر عرض کنم به " رستاخیز کلمات " طبق تعریف استاد شفیعی کدکنی نرسیده است یعنی تصاویر یا ایماژ ها و همچنین المان یا نماد های این اثر به تکامل نرسیده.  


به لحاظ نقد فنی، همانطور که کاملا مشخص است این اثر یک شعر عروضی در قالب غزل است و نوع این اثر هم یک تغزل عاشقانه است 

به اعتقاد بنده چیدمان کلمات در این اثر می توانست بهتر اتفاق بیوفتد و صرفا در جهت وزن نباشد.

موسیقی در این اثر بیرونی ست و تحت تاثیر وزن است، اما روانی لازم را به لحاظ موسیقیایی در آن ایجاد کرده است.  

بنابراین segmentation هم کاملا تحت تاثیر وزن و طبق آن انتظاری که از یک شعر عروضی داریم اتفاق افتاده است.  


به لحاظ زیبایی شناسی، استفاده از تشبیه و استعاره، علاوه بر بحث زیبایی شناسی به زایش معنایی اثر نیز کمک خواهد کرد اما تشبیهات در این اثر صرفا در جهت زیبایی اتفاق افتاده و زایش معنایی را در آن ایجاد نکرده است.  

بنابراین تاروپود شعری در اثر رعایت شده اما هیچگونه خلاقیت و نوآوری دوران صورت نگرفته است.  

پس می توان گفت به لحاظ زیبایی شناسی، شاعر باید با قوت بیشتری به خلق اثر می پرداخت.  

در حالت کلی این مضمون و نوع بیان سبب شده که این اثر به لحاظ نوع شعری به یک شعر توصیفی تبدیل شود.  

در این رابطه بنده معتقدم 

شاعران که دست به خلق یک شعر توصیفی می زنند باید و باید در آن خلاقیت و نوآوری به خرج دهند، در غیر این صورت دچار تکرار در سوژه، تکرار در مضمون و محتوا و تکرار در انتخاب کلمات خواهند شد. و مخاطب امروز هم به دنبال شعر تکراری نیست.  بنابراین شاعری که مخاطب نداشته باشد، به یک شاعر مرده در اصطلاح، تبدیل خواهد شد.  


در پایان برای صاحب اثر آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

با تشکر 

مریم راد"واژه" 

#نقد