نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر صرفا به دنبال کشف پیچیدگی های روایی نیست بلکه تشخیص سطوح مختلف ، فرافکنی حلقه های محور افقی زنجیره ی روایی نسبت به محور عمودی تلویحی نیز هست . این حلقه ها حول محور زبان در کل اثر با تکیه بر
تفکر نویسنده و بیان سوژه مورد نظر اتفاق می افتد . بنابراین در نثر به دنبال جهانی هستیم تحت سلطه معنا .

آخرین مطالب

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

رزمین فروزان

🔰ســـلام همــــراهان عـــزیز؛


امروز با خوانش و #نقــــد این اثر با مدیریت:

#مهربانو_مریم_راد

در خدمت شماییم.

امیدواریم عزیزان صاحب نظر و همۀ بزرگواران‌ حضور پرمهرشان را  از این برنامه دریغ ننمایند.


🔰ساعت شروع نقــــــد؛٢٢🕙


خواهشمندیم تا با درج متون مربوط و عدم ارسال‌ مطالب نامربوط،هنگام اجرای برنامه  ما را یاری کنید.


🔰شعر امشب؛


هرچه دام افکنده ام آخر شدی صیاد تو

بیستون را کنده ام شیرین منم فرهاد تو


می نوشتم مثنوی تابلکه جاویدان شوم

گم‌ شده دیوان من اکنون ولی دریاد تو


ساختم طاقی چو کسری خسروپرویز،من

آخرش طوفان شدی دادی مرا برباد تو


همچو یوسف من تو رادربند چاهت کرده ام

چون زلیخا من اسیرم یوسف آزاد تو


یک هزارو‌یک شبی در قصه ها کردم گذر

من شدم دزدی زبغدادو شدی شهزاد تو


میزدم برگیسوانت پنجه ومضراب عشق

من سکوتین نت شدم آن گوشه ی بیدادتو


#نقد_شعر_کلاسیک 

#رزمین_فروزان 

maryam rad:

بنام عشق بنام زیبایی 

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود. بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  


به لحاظ لغوی،  استفاده از لغات و شیوه جایگزینی آنها، کاربرد قواعد و قوانین دستور زبان می توانست بهتر اتفاق بیوفتد.  استفاده از ضمیر تو به جای ردیف در این اثر علاوه بر اینکه اسباب تکرار های ناخوشایند را فراهم کرده و به زیبایی شناسی اثر آسیب رسانده در برخی ابیات صرفا برای پر کردن وزن آمده.  

( وقتی، کلمات صرفا جهت پر کردن وزن می آیند نشان دهنده ضعف شاعر در دایره لغات می باشد. )  کلمات مثال ابزار شاعر هستند، هرقدر این ابزار کامل تر باشند شاعر شعر بهتری را خلق می کند.  

در،بیت آخر " سکوتین  " که همان سکوت در نت ها است وقتی همراه با " ین " جمع عربی آمده، اولا به لحاظ واژه سازی غلط است در ثانی نشان دهنده ی ضعف دایره‌ لغات شاعر است که کاملا مشخص است که برای پر کردن وزن آمده.  


به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک غزل سنتی یا عام است که در نوع عاشقانه با وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن. بحر  رمل مثمن محذوف سروده شده.  

به لحاظ structure هیچ خلاقیتی در اثر دیده نمی شود.  

در ضمن تعداد ابیات یک غزل عام یا  سنتی بین 7 الی 14 بیت است که. تخطی،از آن به ساختار اثر لطمه وارد می سازد.  


به لحاظ زیبایی شناسی نیز خلاقیتی در نوع و بیان توصیفات دیده نمی شود.  

در بیت دوم، مصرع اول ( می نوشتم مثنوی تا بلکه جاویدان شوم 

گم شده دیوان من اکنون ولی دریا تو)  

علاوه بر ضعف تالیف و ضعف در ساختار نحو و دستور زبان در معنا نیز دچار ضعف است زیرا اولا مثنوی عامل جاودان شدن نیست بلکه ویژگی مثنوی در بلند بودن آن است که عامل تشبیه در آثار شده است.  پس تشبیه استفاده شده نادرست است.  حتی اغراق نیز نمی باشد و مصرع دوم همین بیت عدم ارتباط افقی را با خود به همراه دارد و نهایتا عدم ارتباط این دو مصرع با هم سبب پراکندگی در این بیت شده است.  

در بیت سوم نیز عدم ارتباط عمودی بین دو مصرع سبب می شود که زیبایی شناسی وضعیتی،اثر به مخاطره بیوفتد.  

در حالت کلی به لحاظ زیبایی شناسی وجود عناصر بسیار و نهایتا عدم استفاده از عناصر به لحاظ بحث کاربرد شناسی و عدم استفاده از جهت زیبایی شناسی به ارزش و اعتبار اثر لطمه وارد ساخته است. 

از طرف دیگر استقلال ابیات سبب پراکندگی در معنا و بحث زیبایی شناسی شده است.  این استقلال ابیات سبب عدم ارتباط عمودی و نهایتا ایجاد پراکندگی شده است.  


به لحاظ composition این اثر شروع خوبی ندارد ( هر چه دام افکنده ام آخر شدی صیاد تو 

بیستون راکنده ام شیرین منم فرهاد تو)  

از ابتدای امر کل روایت را برای مخاطب مشخص می کند در صورتیکه بیت اول یک غزل سنتی، گذشته از ساختار روایی باید ذهن مخاطب را برای،ادامه مسیر آماده کند که مستقیما با بحث دایره لغات شاعر در ارتباط است.  هر چقدر دایره لغات شاعر غنی تر باشد شروع بهتری را به ارمغان می آورد.  

به لحاظ پایان بندی نیز این اثر ضعف هایی دارد اما در مقایسه با شروع آن در مرتبه بالاتری قرار دارد.  


بیت چهارم این اثر تداعی یک بیت از مولانا در ذهن بنده بود که اتفاقا بر همین وزن سروده شده 

( غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را کو 

به یک جو بر نسنجد هیچ صاحب تاج را)  


به لحاظ محتوایی با توجه به پراکندگی که در ابیات وجود دارد شاعر نتوانسته حق مطلب را ادا کند زیرا اولا استقلال ابیات این اجازه را نمی دهد و انسجام لازم اثر می کاهد در ثانی تکرار های مکرر موجود به مضمون و محتوای اثر آسیب می رساند.  ثالثا هر بیت در این اثر می تواند پایان بندی،یک اثر دیگر باشد بنابراین می توان گفت این اثر به لحاظ روایی هم به تکامل نرسیده.  


در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

با تشکر 

مریم راد "واژه " 

#نقد_شعر_کلاسیک 

@ashenayeeshgh

بیژن

#نقد_شعر_کلاسیک 


maryam rad:

نقد شماره ۱۶


در خواب دیدم  شعر شاعر میسراید 

صدها سریده گو  ،  معاصر میسراید


نان  آستین بالازده   پای تنور است 

تاپ تاپ تاتاپ تاپ ، دست شاطر میسراید  


ارزن ( و باد غبغبی با حجم خورشید ) 

دستور  اصلاحِ   اکابر  میسراید


ممنوعهٔ  حبسِ   درون  گنجه  دارد 

تعداد  بی اندازه    ناشر  میسراید 


خجلت ( لبوی قرمز از پای تا سر ) 

فرمول  تولید   مفاخر  میسراید 


حاج استرس بر قبر  سردار  تمرکز 

دیوانِ  اطمینانِ  خاطر  میسراید  


تیپای جفتک زادهٔ ژن خوب در رَم 

ترجیع بندِ   پای  قاطر  میسراید


وارونگی چپ کرده دنیا را  ( طلبکار )

پر رو  جواب از  نوع  حاضر میسراید


تعبیر کردم  گفت  دنیای  سیاست 

فرهنگ   آقازادگی  زِر   میسراید 


#بیژن

بنام عشق، بنام زیبایی 


از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویی تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  



به لحاظ نقد لغوی، کلمات اثر ارائه شده کاملا مطابق با مضمون و محتوا در کنار یکدیگر چیده شده اند و در گرو بحث عروض قرار ندارند و چیدمان بر اساس علم صرف و نحو صورت گرفته و تخطی که ناشی از عدم توجه به قواعد باشدو به کل اثر آسیب برساند،  در اثر دیده نمی شود.  



به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده در بحث وزن عروضی دچار   آشفتگی ست.  در شعر کلاسیک و شعری که بر پایه عروض سروده شده، قطعا عروض تعیین کننده قالب خواهد بود.  و قتی عرض می کنم که عروض دچار آشفتگی ست یعنی تکلیف اثر به لحاظ قالب مشخص نیست.  و.بعد در بررسی دیگر بخش های شعر کلاسیک می،بینیم که اثر ارائه شده به لحاظ قوافی هم خصوصا در بیت آخر دچار تزلزل است.  بنابراین اثر ارائه شده نتوانسته تعریف درستی از structure در خود ارائه کند و به لحاظ قالب دچار ضعف است.  

ناگفته نماند که بخشی از،ارزش و اعتبار اثر را structure آن تعیین می کند.  و حائز اهمیت است.  


به لحاظ نقد زیبایی شناسی برای خلاف دو بررسی قبل شاعر بسیار قوی عمل کرده و همجوار آن با مضمون انتخاب شده سبب می شود که اولا مخاطب تا انتهای اثر همراه شود، در ثانی استفاده از کنایه، تشبیه، استعاره خصوصا در ابیات 

( خجلت لبنی قرمز از پای تا سر 

فرمول تولید مفاخر میسراید 

یا 

نان آستین بالا زده پای تنور است 

تاپ تاپ تاتاپ تاپ دست شاطر میسراید 

یا 

وارونگی چپ کرده دنیای طلبکار 

پر رو جواب از نوع حاضر میسراید. )  

این استعارات. کنایه ها و تشبیه ها اسباب زایش معنایی را در اثر ارائه شده فراهم می کند و علاوه بر بحث زیبایی شناسی، از جنبه کاربرد شناسی نیز این اثر خوب عمل کرده و همانطور که عرض کردم بحث مضمون و محتوا را ارتقا بخشیده است.  


ارتباط عمودی بین ابیات اگرچه در بعضی مصرع ها قدری ضعیف می شود اما می توان گفت که این ارتباط در حالت کلی بین زنجیره ی گفتار بر قرار است.  



به لحاظ composition اثر ارائه شده با اشاره به قشری خاص ( شاعر یا شاعران)  آغاز می شود 

( در خواب دیدم شعر شاعر میسراید 

صدها سریده گو معاصر میسراید)  

علاوه بر. اینکه ذهن مخاطب را برای بیان مضمون و محتوا اثر آماده می کند عامل زیبایی شناسی را نیز می شود.  


پایان بندی اثر یا یک تعبیر کنایی ست که با توجه به روند بیان و روایت در اثر، خوشبختانه پایان بندی هم موفق بوده و تلنگر به ذهن و دریافت مخاطب می زند.  

( تعبیر کردم گفت دنیای سیاست 

فرهنگ آقا زادگی زر میسراید)  

از طرف دیگر "خواب دیدم" و " تعبیر کردم " در بیت پایانی سبب چفت و بست کلام  شده و اثر را به انجسام لازم می رساند.  


 

به لحاظ محتوایی مضمون اثر ارائه شده گویای حال و روز عده ای خاص و قشری خاص تر است که به روشنی بیان شده. این مضمون با نوع بیان شاعر " سرهای به نشانه تایید " برخی از اهل فن را به خود جلب می کند.  گاهی اوقات نتیجه ای به غیر از نا امیدی نخواهد  داشت و گاهی اوقات هم تاثیر گذار است.  

تداعی،یک بیت از حافظ، همخوانی با مضمون و اتفاقا بر وزن بیت اول اثر مفعول و فاعلات مفاعیل فاعلن 

( ما آزموده این در این شهر بخت خویش 

بیرون باید کشید از این ورطه رخت خویش)  


در حالت کلی می توان گفت اثر ارائه شده به غیر از اینکه به لحاظ نقد فنی کمی دچار تضعیف است و به اعتبار اثر لطمه وارد شده، در باقی موارد موفق عمل کرده.  

شعر باید شاعرانه و لطیف سروده شود.  یا چنان نکته سنج باشد که مخاطب را جذب کند و شعریت را در خود به اثبات برساند.  


در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

با تشکر 

مریم راد " واژه " 

#نقد_شعر_کلاسیک 

@ashenayeeshgh

لورا فرضی

#نقد_شعر_کلاسیک 



با این همه فریاد، زنی زنده به گورم!

آزاده ام انگار، ولی بنده ی زورم


با یک دل خوشحال و پر از حس رهایی

در بند شده زندگی و بخت و سرورم


بر تنگ بلورین تنم سنگ مزن ، آه!

با این همه تبعیض، شکستید غرورم


در شهرِ عدالت به زنی راه ندادند 

مستعمره ی محضِ خداوندِ ذکورم


دریا شده ممنوعه و دنیا همه دشمن

من ماهی سرگشته ی یک برکه ی شورم 


در مُلک جهان ، دارِ مساوات به پا شد

آنان که سلیمان و منم حضرت مورم!


تصمیم گرفتند به جایم ؛ همه گفتند:

این مصلحت توست.! کجا رفت شعورم؟!


برچوب زدم شالِ سپیدم که بگویم

این است حقوقی که از آن مثل تو دورم!


#لورا_فرضی_رها

#نقد_شعر_کلاسیک

maryam rad:

maryam rad:

بنام عشق، بنام زیبایی 


از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  


به لحاظ نقد لغوی، کلمات اثر ارائه شده کاملا متناسب با مضمون و محتوا در کنار یکدیگر چیده شده اند و این چیدمان در قید و بند عروض و قافیه نیست. از قواعد و قوانین صرف و نحو نیز تخطی نکرده اند که نشان دهنده توجه شاعر به قواعد دستور می باشد.  


به لحاظ نقد فنی به نظر می‌رسد که اثر ارائه شده قدری دچار آشفتگی به لحاظ وزن عروضی ست، لازم به ذکر است که قواعد و قوانین عروض ثابت و غیر قابل تغییر است و تخطی از این قوانین اثر را به لحاظ بررسی قوالب دچار ضعف می کند. فرضا قواعد عروض ایجاب می کند که که وزن ارائه شده در کل اثر ثابت بماند و یا بحث تعداد. ابیات و.... 

بنابراین اثر ارائه شده به لحاظ structure دچار تزلزل است.  چون عروض دچار آشفتگی ست پس تکلیف قالب هم مشخص نیست. 

لازم به ذکر است که بخشی از ارزش و اعتبار اثر را structure آن تعیین می کند پس حائز اهمیت است.  


به لحاظ نقد زیبایی شناسی اثر ارائه شده دارای حشوهایی از جهت استفاده از ترکیبات اضافی ست مثل ( آزاده ام انگار ولی بنده زورم)  استفاده از دو کلمه انگار و ولی در کنار هم یک ترکیب حشو و اضافی ست. 

یا در بیت بعدی سرورم و خوشحال که در معنا ایجاد حشو می کند.  

به لحاظ کاربرد شناسی که عمدتا در مقوله زیبایی شناسی قابل بررسی ست، وجود تشبیه، کنایه، اغراق، استفاده شده در این اثر علاوه بر بحث زیبایی شناسی بحث معنا و مضمون را نیز ارتقا بخشیده است. 

( در شهر عدالت به زنی راه ندادند 

مستعمره محض خداوند ذکورم 

یا 

در ملک جهان دار سماوات به پا شد 

آنان که سلیمان و منم حضرت مورم 

یا 

تصمیم گرفتند به جایم همه گفتند 

این مصلحت توست کجا رفت شعورم 

بر چوب زدم شال سپیدم که بگویم 

این است حقوقی که از آن مثل تو دورم)  


به لحاظ composition شروع این اثر با توجه به آنچه که در روایت خود دارد یعنی مقدمه، تنه، نتیجه که از ابتدا تا انتهای اثر رعایت شده و آن انسجام لازم که از شروع و پایان بندی اثر انتظار  داریم،رسیده است. 


به لحاظ موسیقیایی با توجه به اینکه اثر دارایی عروض است باید عرض کنم که این موسیقی هم در گرو عروض ارائه شده می باشد و هم در گرو گفتار است یعنی موسیقی در این اثر هم موسیقی بیرونی و هم موسیقی درونی ست.  

گاهی اوقات موسیقی به دنبال عروض آمده. و گاهی اوقات هم عروض بدنبال موسیقی آمده.  

از این جهت یکی از ویژگی های بارز این اثر بحث موسیقی آن است که زیبایی را به اثر بخشیده است. 


به لحاظ نقد محتوایی اثر ارائه شده در قالب یک اثر کلاسیک اجتماعی ست که در آن به مقوله زنان پرداخته شده. این مقوله یکی از مقوله های پر کاربرد و پر طرفدار غزل اجتماعی و یادر حالت کلی از اشعار اجتماعی  ست. نوع نگاهی که شاعر از دریچه آن به مقوله مورد نظر پرداخته کاملا رئال می باشد که خاصه اشعار اجتماعی با رویکرد زنان است.  


در حالت کلی اثر ارائه شده پتانسیل لازم را برای نقد در خود دارد و به غیر از بحث نقد فنی، در بقیه موارد موفق عمل کرده 


در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

با تشکر 

مریم راد"واژه "

#نقد_شعر_کلاسیک 

@ashenayeeshgh