نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر صرفا به دنبال کشف پیچیدگی های روایی نیست بلکه تشخیص سطوح مختلف ، فرافکنی حلقه های محور افقی زنجیره ی روایی نسبت به محور عمودی تلویحی نیز هست . این حلقه ها حول محور زبان در کل اثر با تکیه بر
تفکر نویسنده و بیان سوژه مورد نظر اتفاق می افتد . بنابراین در نثر به دنبال جهانی هستیم تحت سلطه معنا .

آخرین مطالب

مریم حسین زاده

maryam rad:

#نقد_شعر 

از ساقه های گندم تا خوشه های شالی

در سوگ گیسوانت می سوزد این شمالی

آن قدر کوچه تاریک، آنقدر سوت و کور است

انگار رفته خورشید از یاد این حوالی

ماییم و برفِ بهمن، ماییم و ترسِ طوفان

کو فرصت بهاری، کو عشق را مجالی

در ریشه ها نمانده از غنچه خاطراتی

نه برگ تازه در باغ، نه رویش نهالی

از رودهای جاری، از لحظه های باران

گفتند و ما شنیدیم این قصه ی خیالی

گفتند خواهد آورد، آن مرد، نان و لبخند

ما خیره ایم یک عمر، بر کاسه های خالی

در محضر خدایان، زنجیر در حصاریم

در آستان دوزخ، کو جرات سوالی

بر باد خشک بستیم هرگوشه ای دخیلی

رویای بس بعیدی، اندیشه ی محالی  

بر سقف آرزوها پرواز را نوشتیم

وقتی که آسمان نیست، وقتی که نیست بالی

این شعر ساده ای نیست این آخرین سرود است

در جان زخمی من باقی نمانده حالی

#مریم _حسین زاده 

📝#نقد_شعر_کلاسیک 

☘بنام خداوند مهر ☘

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  

🔸اثر ارائه شده به لحاظ نقد لغوی در انتخاب و چیدمان کلمات، جایگزینی، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان و همچنین ترکیب سازی و بکارگیری زبان مناسب عمل کرده.  اگر چه معتقدم که می توانست بهتر از این عمل کند.  

🔻در غزل ارائه شده انتخاب لغات جهت قوافی می توانست بهتر از این صورت بگیرد زیرا همین انتخاب سبب شده اثر ارائه شده قدری قافیه محور باشد.  

🔻استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان به خوبی اتفاق افتاده و متناسب با انتظاری ست که از،یک شعر داریم.  

🔻ترکیب سازی در اثر ارائه شده کاملاً ساده است و چیزی به زیبایی اثر اضافه نکرده و صرفاً در جهت تکامل معنایی اثر می باشد.  در واقع در ترکیب سازی انتظار داریم که به فصاحت و بلاغت اثر بیافزاید که در این اثر،بسیار ساده اتفاق افتاده.  

🔻زبان در حالت کلی یکدستی لازم را در خود دارد و از دوگانگی به دور است.  

🔸اثر ارائه شده به لحاظ نقد فنی با توجه به اینکه یک غزل سنتی یا عام است بر وزن مفعول فاعلاتن (2بار)  در بحر مضارع مثمن اخرب سروده شده و در عروض جدید این وزن را به صورت مستفعلن فعولن ( 2بار)  هم تقطیع کرده اند.  در واقع شاعر برای رسیدن به اهداف خود از اوزان دوری استفاده کرده.  

🔸به لحاظ بررسی ساختار روایی با توجه به اینکه اثر ارائه شده سه خصیصه مهم روایت یعنی مقدمه، تنه و نتیجه گیری  را در خود دارا می،باشد که نشان دهند سلامت ساختار روایی ست اما در بخش تنه روایت ابیات قدری مستقل عمل می کنند و چون ساختار روایی دچار تزلزل نشده و همچنان محکم و منسجم است بنابراین چفت و بست  کلام به خوبی رعایت شده و مورد تایید است.  

P:1

ادامه دارد 👇👇👇


P:2

👆👆👆👆ادامه نقد 

🔸به لحاظ زیبایی شناسی استفاده از تشبیهات و کنایات و..... به درستی اتفاق افتاده 

(گفتند خواهد آورد آن مرد نان و لبخند 

ما خیره ایم یک عمر بر کاسه های خالی)  

یا ( در محضر خدایان زنجیر در حصاریم 

در استان دوزخ کو جرات سوالی) 

🔻تصاویر ارائه شده در اثر عینی و انتزاعی ست.  

( ماییم و برف بهمن ماییم و ترس طوفان 

کو فرصت بهاری کو عشق را مجالی)  

(انقدر کوچه تاریک انقدر سوت و کور است 

انگار رفته خورشید از یاد این حوالی)  

🔻اثر ارائه شده به لحاظ composition، شروع خوبی دارد می تواند ذهن مخاطب را برای شروع و ادامه روایت آماده کند و به زیبایی اثر هم می افزاید 

( از ساقه های گندم تا خوشه های شالی 

در سوگ گیسوانت می سوزد این شمالی)  درواقع این اثر( غزل)  مطلع خوبی دارد.  

به لحاظ پایان بندی اثر ارائه شده مناسب زنگ پایان اثر را به صدا در آورده ( این شعر ساده ای نیست این آخرین سرود است 

در جان زخمی من باقی نمانده حالی)  

در واقع اثر ارائه شده با توجه به نظمی که در روایت خود دارد و همچنین ویژگی های بیانی، شروع و پایان بندی خوبی را به خود اختصاص داده.  

🔻به لحاظ موسیقایی اثر ارائه با توجه به اینکه در بحر مضارع سروده شده ( مضارع اخرب)

یعنی دایره چهارم ( مشتبهه)  که در آن   مفاعیلن به فعولن تبدیل شده جز  بحر های خوش آهنگ است بنابراین اثر از موسیقی بیرونی به خوبی بهره گرفته و از موسیقی کناری به سبب قوافی می نتوانست بهره بهترین بگیرد اما چون به لحاظ آوایی آسیبی به اثر نرسیده مورد تایید است و همچنین از موسیقی معنوی و موسیقی درونی  نیز بی بهره نیست.  بنابراین اثر ارائه شده به لحاظ موسیقایی خوب عمل کرده.  

🔸به لحاظ بررسی معنا و محتوایی اثر ارائه شده با توجه به اینکه یک غزل اجتماعی با رویکرد سیاسی سیاسی ست، شاعر رسالت خود را به خوبی به جای آورده.  

مضمون و محتوا در اثر ارائه شده کاملاً گویا و متناسب با فضا سازی موجود در اثر است در واقع انتخاب کلمات به لحاظ محتوایی با بافت اثر به لحاظ درنظر گرفتن محتوا کاملاً همخوان است.


در پایان از شاعر محترم برای اثر خوب تشکر می کنم.  

با تشکر

مریم راد "واژه " 

#نقد_شعر 

@ashenayeeshgh

http://nasrenovin.blog.ir

رضا روستا 2

#نقد_نثر


تو از دامنه های سبز آفتاب اجابت شدی. آرامشی که در میان رویاهای بافته ی شبانه ام می جستم.

با تو ، شعرهای کال من طعم ماه گرفت و لهجه ی باران برایم شیرین تر شد.

حالا که تو را دارم شنیدن خش خش پاییز زیر پای رهگذران لذت بخش خواهد بود. تقلای برگ ها زودتر، یلدا را تا رسیدن انارها به گوش باد می سپارد.

حالا که تو را دارم  همیشه با دیدن نقاشی چشم هایت، گنجشک های حوض دلم پر از هیاهو می شود.


نازنین من؛

همیشه این شهد گل است که هیچ زنبوری را یائسه نمی کند.



#رضا_روستا_نثر_واژه_های_احساس

maryam rad:

📝#نقد_نثر 

☘بنام خداوند مهر☘

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  

❇️قبل از اینکه بخواهم به نقد اثر بپردازم لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم.  

1_ با توجه به اینکه در نثر همه چیز حول محور معنا می چرخد همچنین با توجه به اینکه هدف نثر کشف پیچیدگی های روایی نیست، ممکن است یک تصور غلط در ذهن مخاطب ایجاد شود که نثر صرفا حاصل جریان سیال ذهن بدون هیچ گونه زیبایی ست.  در صورتی که نثر هم خصوصا نثر های ادبی پیچیدگی و زیبایی های بیانی خود را دارد.  اما گاهی اوقات این زیبایی های بیانی که مطابق با علم بیان است و اسباب بلاغت اثر را فراهم می کند سبب تزلزل در ساختار می شود.  

2_ ساختار محکم و منسجم نثر در گرو حلقه های زنجیره ی گفتار آن است که عامل بوجود آمدن روایت در آن می شود.  

3_ روایت در نثر ویژگی های خود را دارد. و از پراکندگی به دور است بنابراین نثر خوب نثری ست که روایت محکم و منسجمی داشته باشد و از پراکندگی چه در معنا و چه در صورت ، به دور باشد.  

🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخاب لغات، چیدمان و جایگزینی آنها، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان برای رسیدن به یک  روایت منسجم مناسب عمل نکرده.  

یعنی در انتخاب کلمات ، بکارگیری زبان هنجار در این اثر نشان دهنده ی یک ذهن پراکنده است.  

شروع اثر با عدم هماهنگی در بافت اثر به سبب انتخاب کلمه " اجابت شدن " انتخاب افتاده، از دو جمله  تشکیل شده که در یک پاراگراف یا بند قرار دارند و به دو موضوع متفاوت از،هم اشاره دارند.  این حرکت حرکت برای شروع یک نثر مناسب نیست. زیرا انتظار داریم که نویسنده توضیحاتی را جهت شروع اثر مناسب با موضوع در اختیار مخاطب قرار دهد. 

پرداختن به چند مقوله متفاوت از هم سبب ایجاد پراکندگی می شود و می تواند به انسجام روایت آسیب برساند. 

 

🔻استفاده از عناصر مختلف در نثر بدون ایجاد فضای سازی سبب ایجاد پراکندگی می شود.و از انسجام روایت می کاهد. 

🔻مسئله انسجام روایت تا پایان این اثر ادامه دارد. و نویسنده در این اثر به گونه ای نتیجه گیری کرده که مرتبط با موضوعات قبل در اثر نیست.  

🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده با توجه به اینکه فاقد یک طرح گسترده است، همچنین از مونولوگ استفاده کرده و نیز استفاده از زبان عاطفی بخشی از زیبایی اثر را شامل می شود.  و ساختار یک نثر ادبی شاعرانه رابرای اثر ارمغان آورده.  


در پایان برای نویسنده اثر آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

با تشکر 

مریم راد "واژه 

@ashenayeeshgh

http://nasrenovin.blog.ir

سرو ناز زندیه

♦ⓜäřÿ♦:

درودهمراهان گرامی:

#نقد_شعر 

#انجمن_ادبی_شعر_باران 

#مدیریت_اجرا_مهربانو_مریم_راد

#ساعت_شروع_۲2🕙

#مورخ:۹۷/۷/۱۷سه شنبـه

ــــــــــــــــــــ🍃🌸


در کدامین مسلک آمد عاشقی کردن  خطاست؟

مامن پاک هم آغوشی دلها، کبریاست


خوشتر از گلبانگ عشق آیا کدامین سوره است؟

آیه آیه واژه هایم وصف چشمان شماست


باز کن آغوش شعرت را همین یک امشبم

در میان بازوانش یک نفس هم کیمیاست


دامن مهرت مکش از شهر تبعیدی من 

بی حضورت خانه ی من سربه سر ماتم سراست


ساحل امن نجات است آبی چشم تَرت

هرگز از طوفان نلرزد آن دلی که مبتلاست


عشق ترتیل نوای سوره ی رنگ لبت 

طعم شیرینش شبیه حس خوب ربنّاست


عشق شاید حج مشکورست در احرام دل

سعی عاشق در دویدن سوی مروه با صفاست؟


با نگاهم همسفر باش و مترس از سِرّ عشق

تا بدانی اوج پرواز خیالم تا کجاست


سروناز آزاده بر بال فلک پرمیکشد

فاش گوید "عشق اسطرلاب اسرار خداست"


#سروناز_زندیه 

maryam rad:

📝#نقد_شعر_کلاسیک 

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد ?🔸

 🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخاب لغات، چیدمان و جایگزینی آنها، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان و همچنین ترکیب سازی و کاربرد زبان موفق عمل کرده 

🔻در این اثر کلمات با در نظر گرفتن محتوا و مضمون در کنار یکدیگر چیده شده اند، هنجارگریزی نحوی در این اثر در جهت ایجاد و حفظ وزن می باشد و در مقایسه با قواعد و قوانین شعر کاملاً پذیرفته شده است.  این هنجارگریزی تا حدودی به زیبایی زبان و در حالت کلی به زیبایی اثر کمک کرده است.  

🔻ترکیب سازی های مثل ( مامن پاک هم آغوشی، گلبانگ عشق،  آغوش شعرت،  آبی چشم ترت، ترتیل نوای سوره رنگ لبت)  و...  علاوه بر بحث زیبایی به مضمون سازی اثر نیز کمک کرده است.  

🔻زبان در این اثر در حالت کلی یکدستی  لازم را در خود دارد.  

🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک غزل سنتی یا عام است با مضمون عاشقانه، یک غزل نسبتاً بلند است بر وزن 

فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن بحر رمل مثمن محذوف 

قوافی در آن می توانست بهتر از این اتفاق بیوفتد و ردیف آن نیز ردیف فعلی ست و جنبه موسیقایی اثر کمک کرده است.  

🔸به لحاظ زیبایی شناسی اثر ارائه شده در استفاده از تشبیهات و استعاره و تلمیح و... موفق بوده و به زیبایی اثر افزوده است.  

( ساحل امن نجات است آبی چشم ترت 

هرگز از طوفان نلرزد آن دلی که مبتلا ست)  

🔻تصاویر ارائه شده در این اثر عینی و انتزاعی هستند و به زیبایی اثر افزوده است.  


( عشق ترتیل نوای سوره ی رنگ لبت 

طعم شیرین شبیه حس خوب ربنا ست)  

( عشق شاید صبح مشکورست در احرام دل 

سعی عاشق در دویدن سوی مروه با صفا ست) 

🔻به لحاظ composition اثر ارائه شده با مطلع ( در کدامین مسلک آمد عاشقی کردن خطا ست 

مامن پاک هم آغوشی دلها کبریا ست)  شروع خوبی برای یک غزل عاشقانه با رویکرد عشقی ازلی ست و می تواند ذهن مخاطب را برای ادامه اثر آماده کند.  در پایان بندی هم اثر ارائه شده با توجه به استفاده از تخلص و صناعات ادبی ( سرو ناز آزاده بر بال فلک پر می کشد / فاش می گوید عشق اسطرلاب اسرار خدا ست)

بنابراین اثر پایان بندی خوبی هم دارد.  

نکته حائز اهمیت اینجا ست که با توجه به اینکه تخلص

(سروناز )  اشاره به اسم خصوصاً اسم مونث دارد بنابراین می توان نتیجه گرفت که شاعر یک خانم است که در این صورت بازنده منطق روایی بیت ششم قدری دچار تناقض می شود. ( عشق ترتیل نوای سوره ی رنگ لبت / طعم شیرین حس خوب ربنا ست)  

زیرا این نوع نگاه عمدتا از جنس مذکر به مونث اتفاق می افتد و خیلی مرسوم نیست که از زبان یک مونث بیان شود.  خصوصا اینکه این بیت اشاره به یک عشق ازلی دارد.  این گونه توصیفات در ادبیات عمدتا از زبان مذکر شنیده شده و مرسوم نیست.  

🔻ارتباط عمودی روی محور جانشینی ابیات برقرار است و سبب انسجام اثر می شود.  

🔻به لحاظ موسیقایی اثر ارائه شده با توجه به اینکه در بحرین خوش آهنگ رمل سروده شده از موسیقی بیرونی به خوبی بهره گرفته و از موسیقی کناری نیز به سبب قافیه و ردیف و همچنین از موسیقی معنوی نیز بهره خوبی گرفته. که نکته مثبت و حائز اهمیت این اثر است.  

🔸به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده یک غزل عاشقانه با دیدگاه عرفانی ست.  ازلی بودن این عشق و توصیفات عرفانی اثر علاوه بر زیبایی عامل مضمون سازی اثر شده است که نکته مثبت اثر است.  

شاعر با استفاده از توصیفات خوب و زیبا به معنای واقعی محتوای اثر نیز کمک شایانی کرده است.  

در حالت کلی از شاعر محترم برای این اثر خوب تشکر می کنم.  

با تشکر 

مریم راد" واژه

@ashenayeeshgh

http://nasrenovin.blog.ir

نرگس غلامی

درود همراهان عزیز:

#نقد_شعــر 

#انجمن_ادبے_شعر_باران 

#مدیریت_اجرا_بانو_مریم_راد

#مورخ:۹۷/۷/۱۰سه شنــبه

#ساعت_شروع_22🕙

ـــــــــــــــــــــــــــ🔻🔻




زنی معمولی

باموهایی معمولی

واماچشم هایی....

که هیچ وقت

معمولی نبوده اند....

می نگرد

تن کبود شب را

درچشم های توخالی پنحره


گوش میسپارد

به سکوت گوش خراش 

هزاران کلاغ مرده

که لابه لای موهایش

پنهانند.....


وفکر میکند

که

زندگی میتوانست

بهانه خوبی باشد

برای زنده ماندن


اماچگونه به آسمان بیندیشد

پرنده ای که

پرواز را

از یاد برده است....؟



#نرگس _ غلامی 

✍#نقد_شعر_سپید 

☀️بنام خداوند مهر 

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده  گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود بنابراین آن را،بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  

💢قبل از نقد لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم.  

اولاً :اگر قرار است اثری در حوزه شعر،معنا بگیرد باید شعری را در خود به اثبات برساند. شعری در یک اثر منطبق با تعاریف شعری و همچنین بکارگیری زیبایی شناسی اتفاق می افتد.  دوماً: در سرودن اشعار سپید وجه تمایز شعر و نثر باید در نظر گرفته شود.  سوماً : رسالت شاعر اسباب آن را فراهم می کند که هدفی برای انتقال به مخاطب داشته باشد که عامل سرایش باشد. رسالت شاعر می تواند جهت فکری و اندیشگانی را با خود داشته باشد و با زیبایی نیز،توام باشد و این راه در ذهن مخاطب نقش بگیرد.  

🔸اثر ارائه شده به لحاظ نقد لغوی در انتخاب و چیدمان کلمات. جایگزینی، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان، همچنین ترکیب سازی، کاربرد زبان در حالت کلی موفق نبوده.  

اگرچه زبان در این اثر کاملاً یکدست است اما استفاده از کلمات تکراری و بدون کاربرد زیبایی شناسی به نشانه ی عدم وسعت دایره لغات شاعر می باشد.  بنابراین شاعر نیازمند مطالعه بیشتر و بیشتر است.  

🔻نکته بعدی حائز اهمیت این است که استفاده از،علامت های نگارشی مثل (...) و با دیگر علامات در یک شعر سبب ایجاد تاویل نمی شود.  در حالت کلی تاویل در یک شعر  از راه ادراک و از راه موسیقایی و زیبایی شناسی اتفاق می افتد نه از،راه دیداری. پس،استفاده از این علامات هیچ کمکی به پیشبرد اهداف شاعر نمی کند.  

🔻ترکیب سازی  در این اثر خوب اتفاق نیوفتاده فرضاً  ( سکوت گوش خراش)  یک ترکیب حشو  است و به زیبایی شناسی و به معنای،اثر آسیب می رساند.  

🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده با توجه به ترتیب عناصر جمله، و ایجاد حلقه های زنجیره ی روایی محکم و منسجم، ساختار شعر سپید را،از،این اثر گرفته 

اگر چه در بخش،های از اثر صاحب اثر با جابه جایی ارکان جمله سعی در شکستن زبان هنجار داشته، اما در کل اثر موفق نبوده.  

از طرف دیگر اگر segmentation یا تقطیع را از اثر برداریم می بینیم 

( زنی معمولی با موهای معمولی و اما چشم های که هیچ وقت معمولی نبوده اند می نگرد تن کبود شب را، در چشم های تو خالی پنجره 

گوش می سپارد به سکوت گوش خراش هزاران کلاغ مرده که لا به لای موهایش پنهان شد و فکر می کند که زندگی می توانست.......)  

از طرف دیگر این اثر نتوانسته شعری را در خود به اثبات برساند و همه چیز در آن در سطح اتفاق افتاده، یعنی رفتار،زبان لایه های را در اثر ایجاد نکرده و رفتار زبان گویای شعر نخواهد بود.  

🔻دال و مدلول ها در این اثر به درستی درک کنار یکدیگر قرار، نگرفته اند ( زندگی می توانست / بهانه خوبی باشد / برای زنده ماندن)  

لازم به ذکر است که همیشه زنده ماندن است که عامل و بهانه زندگی ست، یعنی چون انسان زنده است زندگی می کند، به واسطه زنده بودن زندگی می کند و من معتقدم که عکس این مسئله صادق نیست.  

🔻در شعر،سپید هیچ کلمه ای بی هدف. چیده و یا رها نمی شود و از،تکرار های مکرر پرهیز،می شود چه در ساخت تصاویر و چه در انتخاب کلمات.  

🔻شعر سپید شعری ست پر از خلاقیت و نوآوری اما در این اثر استفاده از کلمه معمولی، گوش، چشم جز عناصری عشقند که صرفا جهت پر کردن نقش دستوری در کنار،یکدیگر قرار. گرفته اند و هیچ زیبایی به اثر نبخشید اند.  

🔻تصاویر ارائه شده در این اثر دچار پراکندگی هستند و عامل پراکندگی معنایی شده اند.  


چون اثر ارائه شده در ساختار دچار تزلزل شده پیشنهاد می کنم که با یک بازنگری دوباره سروده شود.  

در پایان برای صاحب اثر آرزوی سلامتی و موفقیت دارد 

با تشکر 

مریم راد " واژه " 

#نقد_شعر_سپید 

@ashenayeeshgh 

http://nasrenovin.blog.ir

محمد حسین علیرمضانی

maryam rad:

#نقد_شعر_سپید 

عابران ڪوچه گرد ،

از ورای 

فرسنگ ها فاصله،

ستاره چین غریبانه ی 

شب میشوند..

و 

خمیازه های زمان ،

"لای" بی تفاوتی لحظه ها 

را

به موسیقی دلنوازی 

کوک نمیزنند..

کسی چه میداند

شاید دست نوازشی 

بر تن آجری کوچه 

کشیده نمیشد..

#مهدی_فولادوند

maryam rad:

✍#نقد_شعر_سپید 

☀️بنام خداوند مهر و مهربانی

از آنجایی که. معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  

💢قبل از،اینکه به بررسی اثر بپردازم لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم.  

اولاً : یک شعر باید تعاریف موجود را در خود به اثبات برساند. یک تعریف ساده از،شعر. آمیختگی احساس و اندیشه در جوار کلمات در گذر ثانیه ای از،زمان است که بتواند صورت یا فرمی مشخص و معین را باعث در نظر گرفتن معنا و محتوا در خود جای دهد.  یعنی یک شعر حاصل احساس و اندیشه، فرم یا ساختار، زیبایی به لحاظ زیبایی شناسی، معنا و محتوا خواهد بود.  دوماً : چون شعر،بخشی از،هنر است پس تعاریف زیبایی شناسی و هنری،در ثروت نقشی تعیین کننده خواهد داشت.سوماً : انسجام و یکپارچگی لازمه یک اثر خوب است زیرا پراکندگی در بیان اهداف و ساختار سبب پراکندگی محتوایی نیز خواهد بود.  زیرا فرم و محتوا دو مقوله مرتبط هستند و با یکدیگر تعریف می شود اگر چه بدون یکدیگر هم قابل توضیح هستند.  بنابراین یک اثر خوب اثری ست که به لحاظ درک روایی دارای یکپارچگی باشد.  

🔸اثر ارائه شده به لحاظ نقد لغوی، انتخاب کلمات چیدمان آنها، جایگزینی. استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان، ترکیب سازی، همچنین بکارگیری زبان تقریباً موفق عمل کرده است.  

🔻ترکیب سازی های مثل( ستاره چین غریبانه،  خمیازه های زمان،  موسیقی دلنواز،  دست نوازشی و...)  علاوه بر زیبایی شناسی به محتوای اثر نیز،کمک کرده است.  

🔻استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان نیز،به خوبی اتفاق افتاده است.  

🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده با برطرف کردن یک نکته به ساختار شعر سپید می رسد.  اما قبل از آن لازم می دانم توضیحاتی را عرض کنم.  

به سبب وجه شباهت که بین شعر سپید و نثر وجود دارد از،شعر سپید انتظار داریم که در حلقه های زنجیره ی روایی خود فاصله داشته باشد. زیرا استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان مطابق با زبان هنجار ساختار یک اثر را به سمت نثر هدایت می کند و در این صورت تقطیع یا segmentation  هم قادر نیست ساختار اثر را تغییر دهد.  این فاصله می تواند به وسیله کم کردن از،اینکه حلقه ها شامل حروف عطف، حروف اضافه، و.....  در برخی موارد افعال باشد.  

در این اثر با حذف حرف عطف (واو)  ساختار،شعر سپید به صورت بهتری شکل می گیرد.  

( عابران کوچه گرد 

از ورای 

فرسنگ ها فاصله 

ستاره چین غریبانه ی 

شب می شوند 

و 

خمیازه های زمان 

لای بی،تفاوتی لحظ ها 

را 

به موسیقی دلنوازی 

کوک نمی زند. )  

حذف حرف عطف سبب جدایی دو جمله خواهد بود وسبب ایجاد فاصله در حلقه های زنجیره ی روایی خواهد کرد.  

🔻بدون ایجاد فاصله در این حلقه ها، segmentation یا تقطیع هم نمی تواند کمکی کند زیرا این اثر،بر پایه توصیف با استفاده از زبان هنجار اتفاق افتاده درواقع اثر یک جمله بلند وصفی با زبان عاطفی ست و خاصیت جمله آن است که عناصر آن به دنبال هم و بدون هیچ فاصله ای،بیایند و معنای را به تکامل برسانند.  ( پس حذف این حلقه های زنجیره ی روایی نباید خللی در درک معنایی اثر ایجاد نماید)  تنها وجه تمایز شعر سپید و نثر،در،این نکته اتفاق می افتد. 

🔸 به لحاظ زیبایی شناسی با توجه به اینکه اثر ارائه شده زبان عاطفی خوبی را در خود جای داده، استفاده از تشبیهات در اثر ارائه شده علاوه بر زیبایی عامل تصاویر انتزاعی در اثر شده است.  ( خمیازه های زمان

 لای بی تفاوتی لحظه ها 

را به موسیقی دلنوازی 

کوک نمی زنند. )  

🔻لازم به ذکر است که صرفا استفاده از تصاویر انتزاعی سبب گنگ بودن اثر خواهد بود.  

🔻اثر ارائه شده از چند اپیزود تشکیل شده که یکدیگر را حمایت نمی کنند. اما در خدمت درک روایی اثر هستند. بنابراین اثر به لحاظ درک روایی یکپارچگی لازمه را در خود دارد.

🔸به لحاظ composition اثر ارائه شده شروع بسیار خوبی دارد و می تواند ذهن مخاطب را برای،ادامه اثر آماده کند.  ( عابران کوچه گرد 

از ورای 

فرسنگ ها فاصله 

و......)  

اما پایان بندی اثر مانند شروع آن نیست.  قدری ذهن مخاطب را به بی راهه هدایت می کند و سبب پراکندگی ذهن مخاطب می شود.  ?🔸موسیقی این اثر،یک موسیقی درونی ست و در گرو زنجیره ی گفتار، و انتظاری که از،شعر سپید داریم برآورده می کند.  

🔸به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده در بیان اهداف خود موفق بوده یعنی انتزاعی بودن تصاویر مخاطب را به سمت یک سوال بی پاسخ هدایت می کند، این که از این اثر،قرار،است چه چیزی یاد چه هدفی را دریافت کند. 

P1ادامه دارد 👇👇


خود را در این اثر به جا نیاورده.  بنابراین می توان معتقد بود که ساخت مضمون و محتوا آنطور که باید اتفاق نیوفتاده.  

در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

با تشکر 

مریم راد "واژه " 

#نقد_شعر_سپید 

@ashensyeeshgh

http://nasrenovin.blog.ir

مهدی فولادوند 2

maryam rad:

#نقد_شعر_سپید 

عابران ڪوچه گرد ،

از ورای 

فرسنگ ها فاصله،

ستاره چین غریبانه ی 

شب میشوند..

و 

خمیازه های زمان ،

"لای" بی تفاوتی لحظه ها 

را

به موسیقی دلنوازی 

کوک نمیزنند..

کسی چه میداند

شاید دست نوازشی 

بر تن آجری کوچه 

کشیده نمیشد..

#مهدی_فولادوند

maryam rad:

✍#نقد_شعر_سپید 

☀️بنام خداوند مهر و مهربانی

از آنجایی که. معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  

💢قبل از،اینکه به بررسی اثر بپردازم لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم.  

اولاً : یک شعر باید تعاریف موجود را در خود به اثبات برساند. یک تعریف ساده از،شعر. آمیختگی احساس و اندیشه در جوار کلمات در گذر ثانیه ای از،زمان است که بتواند صورت یا فرمی مشخص و معین را باعث در نظر گرفتن معنا و محتوا در خود جای دهد.  یعنی یک شعر حاصل احساس و اندیشه، فرم یا ساختار، زیبایی به لحاظ زیبایی شناسی، معنا و محتوا خواهد بود.  دوماً : چون شعر،بخشی از،هنر است پس تعاریف زیبایی شناسی و هنری،در ثروت نقشی تعیین کننده خواهد داشت.سوماً : انسجام و یکپارچگی لازمه یک اثر خوب است زیرا پراکندگی در بیان اهداف و ساختار سبب پراکندگی محتوایی نیز خواهد بود.  زیرا فرم و محتوا دو مقوله مرتبط هستند و با یکدیگر تعریف می شود اگر چه بدون یکدیگر هم قابل توضیح هستند.  بنابراین یک اثر خوب اثری ست که به لحاظ درک روایی دارای یکپارچگی باشد.  

🔸اثر ارائه شده به لحاظ نقد لغوی، انتخاب کلمات چیدمان آنها، جایگزینی. استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان، ترکیب سازی، همچنین بکارگیری زبان تقریباً موفق عمل کرده است.  

🔻ترکیب سازی های مثل( ستاره چین غریبانه،  خمیازه های زمان،  موسیقی دلنواز،  دست نوازشی و...)  علاوه بر زیبایی شناسی به محتوای اثر نیز،کمک کرده است.  

🔻استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان نیز،به خوبی اتفاق افتاده است.  

🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده با برطرف کردن یک نکته به ساختار شعر سپید می رسد.  اما قبل از آن لازم می دانم توضیحاتی را عرض کنم.  

به سبب وجه شباهت که بین شعر سپید و نثر وجود دارد از،شعر سپید انتظار داریم که در حلقه های زنجیره ی روایی خود فاصله داشته باشد. زیرا استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان مطابق با زبان هنجار ساختار یک اثر را به سمت نثر هدایت می کند و در این صورت تقطیع یا segmentation  هم قادر نیست ساختار اثر را تغییر دهد.  این فاصله می تواند به وسیله کم کردن از،اینکه حلقه ها شامل حروف عطف، حروف اضافه، و.....  در برخی موارد افعال باشد.  

در این اثر با حذف حرف عطف (واو)  ساختار،شعر سپید به صورت بهتری شکل می گیرد.  

( عابران کوچه گرد 

از ورای 

فرسنگ ها فاصله 

ستاره چین غریبانه ی 

شب می شوند 

و 

خمیازه های زمان 

لای بی،تفاوتی لحظ ها 

را 

به موسیقی دلنوازی 

کوک نمی زند. )  

حذف حرف عطف سبب جدایی دو جمله خواهد بود وسبب ایجاد فاصله در حلقه های زنجیره ی روایی خواهد کرد.  

🔻بدون ایجاد فاصله در این حلقه ها، segmentation یا تقطیع هم نمی تواند کمکی کند زیرا این اثر،بر پایه توصیف با استفاده از زبان هنجار اتفاق افتاده درواقع اثر یک جمله بلند وصفی با زبان عاطفی ست و خاصیت جمله آن است که عناصر آن به دنبال هم و بدون هیچ فاصله ای،بیایند و معنای را به تکامل برسانند.  ( پس حذف این حلقه های زنجیره ی روایی نباید خللی در درک معنایی اثر ایجاد نماید)  تنها وجه تمایز شعر سپید و نثر،در،این نکته اتفاق می افتد. 

🔸 به لحاظ زیبایی شناسی با توجه به اینکه اثر ارائه شده زبان عاطفی خوبی را در خود جای داده، استفاده از تشبیهات در اثر ارائه شده علاوه بر زیبایی عامل تصاویر انتزاعی در اثر شده است.  ( خمیازه های زمان

 لای بی تفاوتی لحظه ها 

را به موسیقی دلنوازی 

کوک نمی زنند. )  

🔻لازم به ذکر است که صرفا استفاده از تصاویر انتزاعی سبب گنگ بودن اثر خواهد بود.  

🔻اثر ارائه شده از چند اپیزود تشکیل شده که یکدیگر را حمایت نمی کنند. اما در خدمت درک روایی اثر هستند. بنابراین اثر به لحاظ درک روایی یکپارچگی لازمه را در خود دارد.

🔸به لحاظ composition اثر ارائه شده شروع بسیار خوبی دارد و می تواند ذهن مخاطب را برای،ادامه اثر آماده کند.  ( عابران کوچه گرد 

از ورای 

فرسنگ ها فاصله 

و......)  

اما پایان بندی اثر مانند شروع آن نیست.  قدری ذهن مخاطب را به بی راهه هدایت می کند و سبب پراکندگی ذهن مخاطب می شود.  ?🔸موسیقی این اثر،یک موسیقی درونی ست و در گرو زنجیره ی گفتار، و انتظاری که از،شعر سپید داریم برآورده می کند.  

🔸به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده در بیان اهداف خود موفق بوده یعنی انتزاعی بودن تصاویر مخاطب را به سمت یک سوال بی پاسخ هدایت می کند، این که از این اثر،قرار،است چه چیزی یاد چه هدفی را دریافت کند. 

P1ادامه دارد 👇👇


خود را در این اثر به جا نیاورده.  بنابراین می توان معتقد بود که ساخت مضمون و محتوا آنطور که باید اتفاق نیوفتاده.  

در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

با تشکر 

مریم راد "واژه " 

#نقد_شعر_سپید 

@ashensyeeshgh

http://nasrenovin.blog.ir

میر شاهد

#نقد_شعر_سپید 

عشقنامه ات را میخوانند

اما تنها غمگین میشوند

لطفت را بر میشمرند

اما تنها خشم میورزند

نویدت را

ترس

و

یأس تعبیر میکنند

وسفارشت را به مهر

فقط قصه میپندارند

یا حواله ای برای غیر 



هستی را از روی عشق نهادی

وآن را سرفصل هر موضوع

اما همان لحظه

سرفصل را فراموش 

ونهیبت به بدی را

تصلی بخشی دلشان

تا 

برای بَریّ دانستن خود

از بدی

وتمرکز بر بدان

وشماتت دادنشان

وستودن خوبی خود

و

چقدر مدعیان فهم عشقنامه ات

از عشق بیگانه اند


وبا درد وغم همخانه


ترا با لفط وکلمه می جویند

و هر چه بیشتر گم ات میکنند

بنام تو وبرای تو ترا

به دار میکشند

تعذیر 

تهدید 

تحقیر میکنند

تا راضیت کنند

در خیالشان


آری اینست

حکایت خوانندگان عشق نامه ات

براستی چقدر در بین این مدعیان دوستی ات غریبی

و 

چقدر این دوستان دشمنت میدارند

نامت را تقدیس میکنند

ولی جانت را تهدید  و

فراخوانت به عشق را

صلیبت

قرار میدهند

تا

گوهر گرانبهایت را مصلوب

درخود

مگر معدودی

واله

عاشق

#میر_شاهد

maryam rad:

✍#نقد_شعر_سپید 

بنام خداوند مهر 

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  

💢قبل از اینکه به نقد بپردازم لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم.  

اولاً :شعر آمیختگی احساس و اندیشه در جوار کلمات در گذر ثانیه ای از زمان است که جنبه های ساختاری و زیبایی شناسی در آن تاثیرات مستقیم می گذارد.  

دوماً :جنبه های زیبایی شناسی مثل استفاده از،صناعات ادبی جهت رسیدن به فضاحت و بلاغت اثر و جنبه ساختاری در جهت رسیدن به قالبی تعریف شده الزامی ست.  

سوماً : شاعر باید در نظر داشته باشد که ساده نویسی مطلقا به معنای،حذف جنبه های،زیبایی شناسی از اثر نیست. با این چند نکته به نقد اثر می پردازم.  

🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخاب و چیدمان مان کلمات و جایگزینی آنها، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان و  خوب عمل کرده.  یعنی کلمات در به صورتی در کنار یکدیگر چیده نشده اند که سبب حذف معنا یا حتی تزلزل در آن باشد.  معنا و ویژگی معنایی یکی از ویژگی های مهم اثر ادبی ست.  

🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده با توجه ترتیب عناصر جمله و همچنین عدم فاصله در حلقه های زنجیره ی گفتار، از طرف دیگر وجود یک طرحی که گسترده نیست،  همچنین استفاده از ویژگی monolog در گفتار، ساختاری ویا  structure ارائه شده ویژگی نثر را با خود حمل می کند و دیگر شعر سپید نیست.  فرضاً 

(عشقنامه ات را میخوانند اما تنها غمگین میشوند لطفت را بر میشمرند

اما تنها خشم میورزند، نویدت را ترس ویأس تعبیر میکنند وسفارشت را به مهر فقط قصه میپندارند یا حواله ای برای غیر. 

هستی را از روی عشق نهادی

وآن را سرفصل هر موضوع

اما همان لحظه سرفصل را فراموش ونهیبت به بدی را تصلی بخشی دلشان تا برای بَریّ دانستن خود از بدی وتمرکز بر بدان وشماتت دادنشان وستودن خوبی خود وچقدر مدعیان فهم عشقنامه ات

از عشق بیگانه اند.

وبا درد وغم همخانه،ترا با لفط وکلمه می جویند،و هر چه بیشتر گم ات میکنند

بنام تو وبرای تو ترا به دار میکشند تعذیر، تهدید، تحقیر میکنند تا راضیت کنند در خیالشان

آری اینست،حکایت خوانندگان عشق نامه ات.براستی چقدر در بین این مدعیان دوستی ات غریبی و چقدر این دوستان دشمنت میدارند نامت را تقدیس میکنند ولی جانت را تهدید  و فراخوانت به عشق را صلیبت قرار میدهند تا گوهر گرانبهایت را مصلوب درخود مگر معدودی واله وعاشق)  


🔻همانطور که مشخص است وقتی segmentation( تقطیع)   یا پلکانی شدن را از،اثر برداشتم، اثر به نثری تبدیل شد درک روایی کامل و یکپارچه ای دارد. و خود دلیل دیگری بر نثر بودن اثر است.  

🔻از سوی دیگر کاملا مشخص است که اثر ارائه شده شعریت را در خود اثبات نمی کند، یعنی خلق تصاویر در آن در سطح قرار دارد و هیچ لایه ای در اثر ایجاد نشده است، 

🔻دال و مدلول ها در اثر بالا یک ارتباط منطقی در کنار یکدیگر چیده شده اند و منطق روایی کاملاً صحیح و سالم در اثر می باشد.  


🔻با توجه به نکات ارائه شده مهم ترین ویژگی که همان  نثر انتقال معنا ست در این اثر به وضوح رعایت شده و این اثر،از،پیچیدگی های،روایی به دور،است. 


در پایان برای صاحب اثر آرزوی سلامتی و.موفقیت دارم. 

 @ashensyeeshgh

http://nasrenovin.blog.ir

آتشکده 4

#نقد_شعر_کلاسیک 

*آتشـــــکده* یاسمن بخشی:

نقد شماره ۱۷ 



دل بیچاره ی من باز چرا لرزان است 

اشک جاری شده و باز چرا باران است


ناله ها سر دهد از غصه ، مرا شادی نیست

رعد غرید که بی تو دل من ویران است


غم‌شبیخون زده بر جان و دلم می میرم 

بی تو تنها شده ام عشق چرا پنهان است


رنگ زردی زده دوری به رخم واویلا 

آب در کوزه و دل  آه چرا عطشان است


در سویدای وجودم  به جز این شعر نبود

أنت محفوظ جفونی ز جهان کتمان است


تو به صد راه مرا برده ولی باز نگو 

که دلت راه نیاید به خدا کفران است


#آتشکده

maryam rad:

✍نقد_شعر_کلاسیک

🔺بنام خداوند مهر 


از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  


🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخاب و چیدمان کلمات،  جایگزینی آنها، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان،  ترکیب سازی می توانست موفق تر عمل کند.  این مسئله ناشی از دایره لغات شاعر و بیان او خواهد بود.  

🔻استفاده از،کلمه " عطشان " در مصرع ( آب در کوزه و دل آه چرا عطشان است)  مناسب نیست.  علاوه بر،اینکه تداعی معنا درست اتفاق نیوفتاده با توجه به معنای کلمه عطشان به که معنی تشنه است. 

می،توانست کارکرد بهتری از کلمات گرفته شود. 


🔻ترکیب سازی ها ( دل بیچاره،  اشک جاری،  رنگ زردی،  سودای وجودم و...)  چیزی،به زیبایی و معنای اثر اضافه نمی کنند.  


🔻کاربرد زبان در این اثر به لحاظ لغات دچار دوگانگی ست، این دوگانگی ناشی عدم وسعت  از دایره لغات شاعر است مثل استفاده از کلمه انت در یک اثر،به زبان فارسی،  و...... 


🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک غزل،سنتی یا عام  است که بر وزن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بحر رمل مثمن مخبون محذوف سروده شده 

قوافی خوب اتفاق افتاده.  از ردیف فعلی استفاده شده و structure اثر به تکامل رسیده.  

🔻به لحاظ بررسی روایت اگر چه سه خصیصه مهم روایت را در خود دارا می،باشد اما نتوانسته به خوبی ساخته و پرداخته شود.  


🔸به لحاظ زیبایی شناسی اثر ارائه شده با توجه به اینکه قدری قافیه محور است، اثر ارائه شده در استفاده از تشبیهات تقریبا موفق عمل کرده.  

( غم شبیخون زده بر جان و دلم می میرد 

بی تو تنها شده ام عشق چرا پنهان است)  

🔻تصاویر ارائه شده در اثر عینی و انتزاعی هستند و به زیبایی اثر کمک کرده اند.  

( رنگ زردی زده دوری،به رخم واویلا 

آب در کوزه و دل آه چرا عطشان است)  

( ناله سر دهد از،غصه مرا شادی نیست 

رعد غرید که بی تو دل من ویران است)  

🔻ارتباط عمودی موجود در ابیات روی محور جانشینی قدری،ضعیف است از جهت ابیات در این اثر قدری مستقل عمل می کنند.  این استقلال ابیات به زیبایی اثر آسیب می رساند.  

🔸به لحاظ composition اثر ارائه شده شروع خوبی دارد ( دل بیچاره من باز چرا لرزان است 

اشک جاری شد و باز چرا باران است)  

با توجه به اینکه این بیت در مقدمه روایت قرار دارد و مقدمه یک روایت وظیفه آمادگی ذهنی مخاطب را برای یک اثر،به عهده دارد.  


اما پایان بندی،اثر به اندازه شروع آن موفق نبوده.  

می،توانست پایان بندی بهتری داشته باشد.  


🔸به لحاظ موسیقایی اثر ارائه شده هم از،موسیقی بیرونی و هم از موسیقی کناری،بهره گرفته و به زیبایی اثر کمک کرده است.  


🔻اثر ارائه شده زبان عاطفی نسبتا خوبی را در خود جای داده( غم شبیخون زده بر جان و دلم می میرد

بی تو تنها شده ام عشق چرا پنهان است)  

( توبه صد راه مرا برده ولی،باز نگو 

که دلت راه نیاید به خدا کفران است)  


🔸به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده آنطور که باید ساخته و پرداخته نشده، مضمون سازی خوب،اتفاق نیوفتاده.  درواقع قافیه محور بودن اثر از مضمون سازی آن کم کرده است.  از طرف دیگر عدم ارتباط عمودی و استقلال ابیات سبب می شود که از انسجام اثر به لحاظ درک روایی کاسته شود. 

 

در،پایان برای شاعر محترم آرزوی موفقیت و سلامتی دارم.  

با تشکر 

مریم راد " واژه " 

#نقد_شعر_کلاسیک 

@ashensyeeshgh 

http://nasrenovin.blog.ir

م _ت 4

#نقد_شعر_سپید 


هرسپیده دم

خودم را بارها دار میزنم

در میدان ها

وتنم را 

پایین میکشم 

برای غسل تعمید

هر عصر خودم را سنگ سار میکنم 

در کفنی که از آن من نیست

به که پناه ببرم 

وقتی دارا و سارا 

نه سهم پدر هستند 

ونه مادر 

از گلوی هردو پروانه های سرخ 

پرمیکشند

پر

حالا نام تمام پسرهارا دارا بخوانید 

ودختران را سارا 

دفترهای مشقشان را 

به دیوار بکوبید 

وهر روز مش های خط خورده را 

مروری دوباره 

در سرزمینی 

که نان بوی خون میدهد 

ومعلم نمی داند 

کدام درخت 

کدام گودال 

کدام میدان و 

درکدام شهر 

رخت عزا خواهد پوشید 

برای دست های کوچک 

و مشق های ناتمام 

کاش مشقی خط نمیخورد 

دارا وسارا 

افسانه میشدند

#م-ت 

maryam rad:

✍#نقد_شعر_سپید

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد. 

 💢قبل از نقد لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم.  

اولاً : شعر آمیختگی احساس و اندیشه در جوار کلمات در یک لحظه از زمان گذرا است که باید با حفظ معنا و زیبایی،  انسجام لازم را در خود داشته باشد. 

دوماً : از آنجایی که شعر شاخه ای از هنر است پس،زیبایی عامل مهم در آن محسوب میشود اما این زیبایی نباید انسجام معنایی را به مخاطره بیاندازید.  و نکته آخر اینکه تصاویر در یک اثر خصوصاً در شعر سپید باید با استفاده از،عناصر روایت و با توجه به موضوع و هدف روایت در جهت رمز گشایی و ایجاد زیبایی در اثر اتفاق بیوفتد. یعنی یک شعر باید ویژگی های شعری را در خود حفظ کند.  

🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده درانتخاب و چیدمان کلمات، جایگزینی آنها و همچنین استفاده از،قواعد و قوانین دستور زبان، ترکیب سازی، بکار گرفتن زبان می توانست موفق تر عمل کند.  

🔻زبان این اثر دچار دوگانگی ست. یعنی زبان یکدسته لازم را در خود ندارد.  

🔻صاحب اثر در استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان دقت لازم را بکار نگرفته 

( در میدان ها 

و تنم را 

پایین می کشم)  

عدم هماهنگی فعل و عناصر جمله، استفاده از" ها" ی جمع و فعل مفرد.  که عامل آسبب به معنای واقعی زیبایی در این اثر،شده است اصطلاحاً به آن ضعف تالیف می گویند. 

 🔻ترکیب سازی ها نیز می توانست بهتر اتفاق بیوفتد ( دست های کوچک،مشق های ناتمام، عسل تعمید و... )  

🔸به لحاظ فنی اثر ارائه شده اگر،چه سعی دارد به یک شعر تبدیل شود اما قابلیت های لازم را ندارد، این اثر از5 اپیزود تشکیل شده که یکدیگر،را کامل نمی کنند و در خود به لحاظ بررسی روایی و منطق ارائه شده در آن دچار،تزلزل هستند.  این تزلزل ها انسجام معنایی را به مخاطره انداخته 

( هر عصری خودم را سنگسار می کنم 

در کفنی که از آن من نیست)  همانطور که مشخص است به لحاظ بررسی روایی دچار ضعف است و از طرف دیگر دچار ضعف تالیف نیز شده.  [ استفاده از،حرف اضافه در. سبب ربط دادن دولت جمله به هم شده است و همچنین " ی " نسبتی که در کفن استفاده شده معنای جمله را تغییر داده است و با استفاده از،جابجایی دو جمله معمای حقیقی ظاهر می شود.  در ایجا منطق روایی دچار تزلزل است، چون هیچ موجودی در کفن سنگسار نمی شود.یا وجود دارا و سارا بدون مقدمه به عنوان عناصر این روایت قرار گرفته اند و یک بخش از،این اپیزود ها هستند.  متاسفانه این اثر پر،از،پراکندگی معنایی ست. پراکندگی در ساختار روایی، در ایجاد معنا، زیبایی شناسی ست.  بنابراین کاربرد لغات در این اثر به درستی اتفاق نیوفتاده و شعری در این اثر دچار تزلزل است.  

یک شعر،خوب شعری است که انسجام لازم به لحاظ درک روایی و زیبایی شناسی رسیده باشد. علاوه بر اینکه شعری را در خود اثبات می کند.  


با تشکر 

مریم راد "واژه " 

#نقد_شعر_سپید 

@ashenayeeshgh 

http://nasrenovin.blog.ir

رجبعلی کاووسی 1

#نقد_شعر_کلاسیک 

عاشقی شد کارِ ما و  یار  یارِ دیگری است

در حقیقت یارِ مارا کار و بارِ دیگری  است


گرچه میگوید که نامم باهزاران آب وتاب

حک شده برقلبش امّایادگار دیگری است


با زبان گوید که من جانم به قربانت کنم

دل گواهی میدهداوجان نثارِدیگری است


می فشاند اشکِ  تمساحش مداوم درکنار

دیده ی ظاهرفریبش اشکبار دیگری است


می کند هر روز روی خود  شبیه ماهِ شب

 ماهتابِ روزِمن شب در کنار دیگری است


ظاهرن گویدکه بامن هست هم قوم وتبار

وصله ی ناجورِ  ما و  همتبار دیگری است


دلخوش از آن بوده ام دارم یکی زیبانگار

تازه فهمیدم که زیبایم نگارِ  دیگری است


می دهد هر دَم مرا  وعده  که آید برقرار

بر قرارش  آید اما   بر  قرارِ دیگری است


رهرو راهش شدم گفتم که همراهم شود

پابه پایش میروم اورهسپار دیگری است


میکشدباحلقه ی عشقش مراگردن به دار

چون بَـرَد بالای دارم سربدارِ دیگری است


نیست برلوحِ دلش تصویری ازمن درخیال

چون غبارآلوده دل آینه  دارِ دیگری است


سرخی از لعل لبش گل می کند برگونه ام

در گلستان خیالش  گلعذار  دیگری  است


گفت«قافی» روزوشب نالم زِدردعاشقی

روزگارِ عاشقی خود روزگارِدیگری است


#رجبعلی_ کاووسی

✍#نقد_شعر_کلاسیک 

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود. بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  

🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در استفاده از کلمات، چیدمان آنها و جایگزینی. همچنین ترکیب سازی و استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان می توانست بهتر از،این عمل کند.  

🔻ترکیب سازی ها ( نثار دیگری،  در کنار دیگری،  همتبار دیگری و...  می توانست بهتر. از این باشد.  چیزی به زیبایی اثر بیفزاید.  بنابراین ترکیب سازی آنطور که باید اتفاق نیوفتاده.  

🔻همچنین در استفاده از،قواعد و قوانین دستور زبان صورت صرفی و نوشتاری کلمه ( ظاهراً)  به صورت ( ظاهرن)  نوشته شده که نشان دهنده عدم رعایت قواعد و قوانین دستور زبان می باشد.  این کلمه یک کلمه عربی ست و قواعد واژه سازی عربی را به خود گرفته و به همین صورت چند قرن در زبان فارسی زندگی کرده است بنابراین این کلمه بخشی از ظرفیت زبان محسوب می شود و نمی توان صورت نوشتاری آن را تغییر داد. 

🔻زبان در این اثر کاملا یکدست است.  البته چند نکته کوچک هم وجود دارد حرف اضافه " از" که مخفف شده اما به جهت ضرورت وزن قابل چشم پوشی ست.  

🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک غزل سنتی یا عام  است که بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن بحر رمل مثمن محذوف سروده شده.  

استفاده از ردیف و قافیه جنبه موسیقایی آن را کامل می کند و به زیبایی آن افزوده است.  

🔸به لحاظ بررسی روایی اثر ارائه شده یک غزل بلند روایی است که در آن ویژگی های روایی کاملاً رعایت شده و به خوبی مقدمه چینی شده و تنها و نتیجه گیری آن متناسب با مضمون ارائه شده می،باشد.  

در ضمن شاعر در،بیت آخر از تخلص خود استفاده کرده که سبب می شود مخاطب درک روایی بهتری داشته باشد. و اثر ارائه شده انسجام لازم را در خود به لحاظ روایی دارد.  

🔸به لحاظ زیبایی شناسی اثر ارائه شده در استفاده از تشبیهات،  کنایه،  خوب عمل کرده.  

نانا گفته نماند که اساس این روایت بر مبنای توصیف بنا شده.  اما در توصیفات خلاقیتی دیده نمی شود.  

( دلخوش از آن بوده ام دارم یکی زیبا نگار 

تازه فهمیدم که زیبایم نگار دیگری ست. )  یا ( رهرو راهش شدم گفتم که همراهم شود 

پابه پایش می روم او رهسپار دیگری است)  یا ( سرخی از لعل لبش گل می کند برای گونه ام 

از گلستان خیالش گلعذاری دیگر است)  

🔻تصاویر ارائه شده در این اثر عینی و انتزاعی هستند و به زیبایی اثر کمک کرده اند.  

( می کند هر روز روی خود را شبه ماه شب 

ماهتاب روز من شب در کنار دیگری ست)  


🔻به لحاظ composition اثر ارائه شده 

( عاشقی شد کار ما و بار بار دیگری ست 

در حقیقت یار ما را کار و بار دیگری ست)  

از آنجایی که مقدمه یک اثر روایی باید به خوبی اتفاق بیوفتد تا ذهنها مخاطب را برای ادامه آن آماده کند. این اثر در ابتدا مخاطب را متوجه کل مضمون اثر خواهد کرد.  

بنابراین معتقدم شاعر باید در شروع اثر بیشتر دقت می کرد 

در پایان بندی ( گفت قافی روز و شب نالم ز درد عشق 

روزگار عاشقی خود روزگار دیگری ست)  

با توجه به اینکه شاعر از تخلص استفاده کرده و نهایتاً شاعر پایان روایت را مشخص کرده می توان گفت که اثر پایان بندی خوبی را داشته است.  

🔻به لحاظ موسیقیایی اثر ارائه شده با توجه به اینکه از،بحرین رمل استفاده کرده بسیار خوش آهنگ است از موسیقی بیرونی به سبب وزن و از موسیقی کناری،به سبب قافیه و ردیف استفاده کرده. ولی از موسیقی معنوی نیز بی،بهره نیست.  این مسئله به زیبایی اثر افزوده است.  

@ashenayeeshgh 

P:1

ادامه دارد 👇👇


P:2

ادامه نقد👆👆👆


🔸به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده با توجه به مضمون ارائه شده در اثر موفق عمل کرده و شاعر توانسته اهداف خود را به مخاطب منتقل کند.  


در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و.موفقیت دارم.

با تشکر 

مریم راد"واژه " 

#نقد_شعر_کلاسیک 

@ashenayeeshgh 

http://nasrenovin.blog.ir