نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر صرفا به دنبال کشف پیچیدگی های روایی نیست بلکه تشخیص سطوح مختلف ، فرافکنی حلقه های محور افقی زنجیره ی روایی نسبت به محور عمودی تلویحی نیز هست . این حلقه ها حول محور زبان در کل اثر با تکیه بر
تفکر نویسنده و بیان سوژه مورد نظر اتفاق می افتد . بنابراین در نثر به دنبال جهانی هستیم تحت سلطه معنا .

آخرین مطالب

وحیدی 3

🔯ســـلام هـــمراهان عـــزیز؛


امشب با خوانش و #نقــد این اثر با مدیریت؛ 

#مهربانو_مریم_راد

در خدمت شماییم.

امیدواریم عزیزان صاحب نظر و همۀ بزرگواران‌ حضور پرمهرشان را  از این برنامه دریغ ننمایند.


🕥ساعت شروع نقـد:  22:30


خواهشمندیم تا با درج متون مربوط و عدم ارسال‌ مطالب نامربوط،هنگام اجرای برنامه  ما را یاری کنید.


🔯شعر امشب؛




بعد از تو غم مانند چتری سایه بر دل کرده است 

چون ساکنی در خلوتم جانانه منزل کرده است 


با رفتنت خشکیده خنده روی این لب های من 

روییدن گلهای شادی را چه مشکل کرده است 


دیگر ندارد لذتی آوای شاد بلبلی 

آهنگ اندوه و بلا را ثبت محفل کرده است 


اشک من و دوری تو همراه و همدم می شوند 

باز آی ! اشکم  نغمه ها را جمع و کامل کرده است 


در چهره ام متن غریبی را تو تنها خوانده ای 

حسی که  عشق زندگی را سرد و باطل کرده است 


با رفتنت گویا اجاق زندگی خاموش  شد 

آن آتش افروخته آکنده از  گِل کرده است


آخر وحیدی غرقه شد در موج و در دریای غم 

او هم تمام زندگی تقدیم ساحل کرده است 


#وحیدی

#نقد_شعر_کلاسیک 

بنام خداوند مهر و مهربانی 

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و.ناخواسته خود خواهد بود بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  


به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخاب و چیدمان کلمات و همچنین استفاده از ترکیبات و ساخت آنها تا حدودی با در نظر گرفتن مضمون اثر موفق بوده است و زبان این اثر یکدستی لازم را در خود دارد.  

در این اثر به لحاظ استفاده از لغات و کاربرد آنها خلاقیتی دیده نمی شود.  


به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک غزل سنتی یا عام است که بر وزن مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن، بحر رجز مثمن سالم سروده شده.  

این اثر قافیه متناسب با مضمون چیده شده و ردیف نیز در این اثر به جنبه موسقیایی اثر کمک کرده است.  


به لحاظ نقد زیبایی شناسی اثر ارائه شده از تشبیه استفاده کرده و این تشبیهات سبب  ایجاد تصاویر می شود.  ناگفته نمانده که این تصاویر بیشتر انتزاعی هستند اما به درک و دریافت معانی آسیبی وارد نشده.  یعنی انتزاعی بودن تصاویر سبب تزلزل معنایی نشده است.  

( در چهره ام متن غریبی را تو تنها خوانده ای 

حسی که عشق زندگی را سرد و باطل کرده است 

یا 

با رفتنت گویا اجاق زندگی خاموش شد 

آن آتش افروخته آکنده از گِل کرده است)  

درواقع شاعر با استفاده از توصیفات سعی در رسیدن به اهداف خود و بیان حالات دارد.  اما باید در نظر گرفت که در غزل های توصیفی ایجاد خلاقیت سبب زیبایی اثر می شود که متاسفانه در این اثر خلاقیتی دیده نمی شود. 

 

سادگی و بی پیرایه بودن مضمون این اثر و همچنین تکراری بودن آن و نهایتا نوع پرداختن به آن سبب می شود که قدری از ارزش و اعتبار اثر کاسته شود.  


به لحاظ composition اثر ارائه شده ( بعد از تو غم مانند چتری سایه بر دل کرده است 

چون ساکنی در خلوتم جانانه منزل کرده است)  اولا شروع خوبی برای یک غزل سنتی است در ثانی ذهن مخاطب را برای ادامه اثر آماده می کند در حالت کلی این اثر مطلع خوبی دارد، مناسب برای یک غزل سنتی ست.  در پایان بندی 

( آخر وحیدی غرقه شد در موج و در دریای غم 

او هم تمام زندگی تقدیم ساحل کرده است)  

اولا به لحاظ استفاده از عناصر همخوانی با کل اثر ندارد، این مسئله قدری سبب می شود که بیت آخر مستقل عمل کند.  در ثانی اعراب در این بیت از تخلص خود استفاده کرده اما چیزی به ارزش و اعتبار اثر به لحاظ زیبایی شناسی  افزوده نشده.  یعنی اگر در این بیت جدا از ضرورت وزن  جهت استفاده از نام شاعر سپس استفاده از آن به عنوان  تخلص هم نبود باز اتفاقی در این بیت حادث نمی شد.  یعنی پایانبندی آنطور که باید اتفاق نیوفتاده.  


به لحاظ موسقیایی همانطور که در نقد فنی عرض کردم اثر ارائه شده بر وزن مستفعلن در بحر رجز سروده شده که ریتم تند و سیالی را دارد.  

مثل این بیت مولانا 

( ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام 

زانو می که در پیمانه ها اندر نگنجد خورده ام)  


در این اثر با در نظر گرفتن 

،لفظ ها،  ترکیبات و قوافی درست حادثه شده همچنین معانی لطیف هستند و در خوش اهنگی اثر سهیم خواهند بود.  


به لحاظ بررسی محتوایی و مضمون در اثر ارائه شده مضمون سازی آنطور که باید اتفاق نیوفتاده که نقطه ضعف اثر محسوب می شود.  


در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

با تشکر 

مریم راد "واژه " 

#نقد_شعر_کلاسیک 

http://nasrenovin.blog.ir 

@ashenayeeshgh

خاک و خاکستر


و دیرگاهی ست 

دلم دریای خونست 

جهانی پیش چشمم دگرگونست

و من در اوج دردم ولیک 

برادرجان سکوتت چه مجهول است 

و  این دریای طوفان 

خروشان موج ویران 

به ساحلْ  دردُ سنگ ها

به نیرنگ آیا 

نمی کوبد؟  

برادرجان 

زمان تسکین دردم نخواهد بود.

بکش فریاد بسوزان جهانی را 

که خاکستر شود جان 

ولیک خاکسترم هم  برایت گفته ها دارد 

برادر وقت مرگم مرا در خاک غم بگذار 

که از ترکیب محجور زیبایش 

درآید خاک و خاکستر 

و خاکستر کند خاکِ  این کاشانه را درمان



#مریم_راد_واژه

رویا 2

#نقد_شعر_کلاسیک 

باز با طوفان به هم زد آسمان سینه ام

مرغ دریا لانه ای کرده میان سینه ام


کشتیِ مغرور آمد سینه ی دریا شکافت

 وصله های غم زده بر بادبان سینه ام


قامتت را دیدم و غرق تماشایت شدم 

سایه افکن بر تنم ای سایبان سینه ام


قطره ای نوشیدم از دریا به رفع تشنگی

هیزمی افروخته  بر استخوان سینه ام


موج با خشم و هیاهو میکشد هر سو مرا

خواب خوش را می رباید از جهان  سینه ام


#دریا

maryam rad:

#نقد_شعر_کلاسیک 


از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و.ناخواسته خود خواهد بود بنابراین تنها راه بدون در نظر گرفتن مامان صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  

قبل از نقد لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم.  اول اینکه صرفا سرودن یک شعر خوب در گرو عروض نیست، می توان شعری خلق کرد که در آن فصاحت و.بلاغت به کمال رسیده اما وزن عروضی ندارد، عروض و علم عروضی بخشی از ساختار یا structure اشعار عروضی است. بخشی های دیگر یک شعر خوب مربوط می شود به انتخاب کلمات، به خلق و یا ایجاد خلاقیت.ایجاد تصاویر،  معنا و محتوا و نهایتا ایجاد فصاحت و بلاغت در اثر.  یعنی یک اثر در صورت وجود تمام عوامل موجود همراه با قالب اثر به یک شعر خوب تبدیل می شود.  بنابراین با پرداخت رنگ جلوه دادن یکی از آنها نمی توان موارد دیگر را حذف و کمرنگ جلوه داد. 

نکته دیگر اینکه وزن عمدتا در گرو معنا شکل می گیرد، چراکه همراه با انتخاب کلمات در وزن انتخاب شده صورت می گیرد و نهایتا وزن و معنا  در کنار هم.که عامل بوجود آوردن موسیقی نیز هستند،  عامل زیبایی اثر خواهند بود. 


اثر ارائه شده به لحاظ نقد لغوی، انتخاب و چیدمان کلمات و همچنین جایگزینی آنها، استفاده از ترکیبات در اثر ارائه شده موفق عمل نکرده است.  

زبان در حالت کلی یکدستی لازم را در خود دارد.  


به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده به لحاظ structure دچار تزلزل است، زیرا اولا طبق قواعد و قوانین غزل تعداد ابیات یک غزل بین 7 تا 14 بیت می باشد و تخطی از آن یعنی بخشی از ساختار دچار تزلزل است.  ( زیرا نشان دهنده آن است که شاعر در بیان اهداف خود با استفاده از تعداد ابیات مورد نیاز، یا دچار تعجیل شده و یا کاستی)  وزن ارائه شده در این اثر فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن بحران رمل مثمن محذوف سروده شده اما بیت دوم اثر به لحاظ وزنی دچار آشفتگی ست.  

قافیه ها در اثر مناسب بودند اما با بکارگیری ردیف مورد نظر موافق نیستم.  زیرا سبب شده که معنا در برخی ابیات دچار تزلزل شود.

به لحاظ نقد زیبایی شناسی در اثر ارائه شده، استفاده از تشبیهات در آن سبب ایجاد تصاویر شده است 

( باز با طوفان به هم زد سینه ام 

یا کشتی مغرور آمد سینه ی دریا شکافت 

یا 

موج با خشم و هیاهو می کشد هر سو مرا)  

عدم ارتباط عمودی بین ابیات عامل ایجاد تزلزل معنایی در اثر شده است.  در این اثر بسیاری ابیات یکدیگر را حمایت نمی کنند.  

( قطره ای نوشیدم از دریا به رفع تشنگی 

هیزمی افروخته بر استخوان سینه ام)  این مسئله در گرو استفاده نامناسب از کلمات است.  

به لحاظ composition اثر ارائه شده 

( باز طوفان به هم زد آسمان سینه ام 

مرغ دریا لانه کرده میان سینه ام)  شروع خوبی نیست زیرا اولا دو.مصرع یکدیگر را حمایت نمی کنند و هر کدام ساز خود را می زنند.  در ثانی تزلزل معنایی سبب پراکندگی ذهن می شود.  

پایان بندی اثر می توانست با دقت بیشتری بکار رود.  

به لحاظ موسقیایی، اثر در گرو موسیقی بیرونی ست و از اوزان خوش آهنگ استفاده شده و همچنین از موسیقی کناری نیز کمک گرفته است.  بنابراین موسیقی اثر یک موسیقی سیال و روان است.  


در حالت کلی این اثر دچار تزلزل معنایی ست زیرا ارتباط لازم بین ابیات یا ضعیف است یا اصلا وجود ندارد. این مسئله سبب شده که از فصاحت و بلاغت اثر کاسته شود.  اما در استفاده از تصاویر موفق بوده.  در استفاده از تشبیهات موفق بوده.

maryam rad:

به لحاظ معناییاثر ارائه شده در بیت اول بین بهم زدن آسمان با طوفان و.لانه یک مرغ دریا در سینه هیچ قرابت معنایی نیست.  

بیت دوم. بین کشتی مغرور و وصله های غم زده بادبان سینه قرابت معنایی احساس نمی شود.  

در بیت سوم،  مصرع دوم به لحاظ دال و مدلول ضعیف است. اگر قرار است سایه افکنده شود پس هنوز،سایه بان نشده.  یعنی درک منطقی دچار ضعف است.  

بیت چهارم بین قطره و رفع تشنگی و هیزم افروخته قرابت معنایی احساس نمی شود.  

در بیت پنجم فضا سازی درست اتفاق نیوفتاده.  

در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

با تشکر 

مریم راد " واژه " 

#نقد_شعر_کلاسیک 

@ashensyeeshgh

http://nasrenovin.blog.ir

یوسف اسماعیلی

#نقد_شعر_کلاسیک 

نقد شماره ۵



سلام ای پادشاه کّل عالم

سلام ای خالق حوّا و آدم


سلام ای بی نشان و جا و فرزند

سلام ای آنکه نامت شد خداوند


نمیدانم که هستی، یا چه هستی

به ما گفتند و می گویند،هستی


اگر هستی و ما را هستی از توست

غم وشادی و عیش ومستی از توست


بهشت و دوزخ وتهدید وترغیب

نماز وروزه وتطهیر و تهذیب 


برای چیست، این الفاظ والقاب؟!

چه کس این دسته گل ها داده برآب


اگر ذاتم،  وجودم، از دم توست

همه سرمایه ازبیش و کم توست


اگر تو چشمه ی اندیشه هایی

تمام  شاخه ها و  ریشه هایی


چرا در استخوان ها جا گرفتی

در این ظلمت چرا ماَوا  گرفتی


چرا راه و صالت  دورکردی

ره تاریک ما بی نور کردی


تو را در پرده های غیب بردند

به وادی های شک وریب بردند


هزاران  سال غیر او  نگفتند

به غیراز او،به غیرازهونگفتند


نه هو معلوم شد،نه او،دراین کار

نشد یک  دل از این افسانه  بیدار

تورا جوری دگر ،تعریف کردند

چه تعریفی؟!همه تحریف کردند


تو را ظالم ،تو را قهار گفتند

تو را حاکم ، تو را مکّار گفند


قوانینی تراشیدند و رفتند

به راهت شیشه پاشیدند ورفتند


هزاران سال از این عمر زمین رفت

چه گویم؟!از همه دل ها یقین رفت

چرا از آن وجود پاک و بی غش

تراشیدند  صدها  کوره  آتش


چرا آن آسمان آبی و پاک

بروی پرده ها شدابر،غمناک


طبعت را چرا محکوم کردند

حقیقت را چرا محدوم کردند


کجا خورشید، از نورش جدا بود

خدا بی عاشقانش ، کی خدا بود


جهان  زایندهٔ  اندیشه ها  نیست

کسی پنهان به پشت شیشه ها نیست

میان ما و او ، واو است،بردار

برای   یک عزیزم  واو،  نگذار


#یوسف_اسماعیلی

maryam rad:

#نقد_شعر_کلاسیک 

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود. بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی می کنم.  

همانطور که از مقدمه اثر پیداست، این اثر اشاره به علم عرفان و خصوصا بحث توحید دارد.

از آنجایی که رویت خداوند در قلب  و دل ممکن میشود،شاعر با استفاده از نظریه " وحدت وجود " و " وحدت شهود " سعی دارد به مقامات خداوند اشاره کند و صفات خداوند را بشمارد.  بنابراین از راه تجربه گرایی Experientialism, معرفت شناسی(Reformed ),ایمانگرایی (Evidentialism),و سپس با دلیل و برهان یا دلیل گرایی(Foundatianalism )

که در بنیاد گرایی سنتی یا classical این اثر کاملا مشهود است، سعی در رسیدن به یک اثر هنری عرفانی دارد.


این قبیل آثار با توجه به اینکه  نیاز به کلمات بیشتر و تعداد ابیات بیشتری دارد در قالب های بلند ادبی مثل قصیده و خصوصا مثنوی امکان پذیر هستند.  

درواقع شاعر با استفاده از این قالب به شرح و توضیح صفات خداوند می پردازد و در مقایسه با محدودیت های دیگر قوالب کلاسیک از محدودیت های کمتری برخوردارند و به سهولت به بیان اهداف خود می پردازند.  

اثر ارائه شده در قالب مثنوی سروده شده، که مناسب برای،این قبیل موضوعات است و هربیت قافیه جداگانه خود را دارد.  


( جهان زاییده ی اندیشه ها نیست 

کسی پنهان به پشت شیشه ها نیست)  

یا 

( طبیعت را چرا محکوم کردند 

حقیقت را چرا محروم کردند.  


تو را جوری دگر تعریف کردند 

چه تعریفی همه تحریف کردند 


همانطور که کاملا مشخص است هر بیت قافیه خود را دارد و از سویی دیگر شاعر  در قالب به بیان اهداف و مقصود خود پرداخته، که به اعتقاد من موفق عمل کرده.  


در پایان از شاعر محترم تشکر می کنم 

با تشکر 

مریم راد "واژه " 

# نقد_شعر_کلاسیک 

@ashenayeeshgh

http://nasrenovin.blog.ir

مجتبی جواهریان

#نقد_شعر_کلاسیک 

با وعده دلخوشیم و کلامی پر از تپوق

ظل توجهات فلان حضرت چپق 

قفل طلسم کوه دماوند باز شد 

ضحاک  باز داده به ابلیس  مشتلق 

شیطان به راست راست عقب گرد میدهد 

یک ریز نطق میکند و نیست یک نطوق

آب طلاست صورت این گاو سامری

موسی به رود نیل رهایش کند ..   پلق 

ماران مغز چمبره ای مغز میخورند 

وحشی شدند از مزه ی مردم عنق 

جلاد باز از دل فین نیشتر کشید خون رفت از مجاری حمام در قرق 

منجی نیامد از سفر اما به گوش ماست 

هر جمعه بانگ فاسق دجال از افق

#مجتبی_جواهریان

maryam rad:

بنام خداوند مهر و مهربانی 


#نقد_شعر_کلاسیک 

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی می کنم.  


به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده و در انتخاب و چیدمان کلمات و همچنین جایگزینی آنها موفق بوده، کلمات انتخاب شده برای مبنای مضمون و سوژه مورد نظر انتخاب شده و در کنار هم چیده شده اند.  

ترکیبات ساخته شده در این اثر ( حضرت چپق، قفل طلسم کوه دماوند، آب طلاست، گاو سامری، ماران مغز چمبره ای، مزه مردم عنق، بانگ فاسق دجال)  جز ترکیبات کنایی هستند که در جهت تکامل معنایی اثر و همچنین زیبایی شناسی اثر در کنار یکدیگر چیده شده اند.  نکته حائز اهمیت که در این اثر خوشایند نیست استفاده از کلمات غیر فارسی ست که کاربردب در زبان امروز ندارند مثل ( دجال.  فاسق، و...)  که سبب دوگانگی در زبان اثر شده است و نشان دهنده عدم توجه شاعر به زبان اثر است.  


به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک غزل سنتی یا عام با مضمون اجتماعی و رویکردی  خاص است که بر وزن مفعول فاعلات مفاعیلن فاعلن بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف سروده شده.  

قافیه ها در آن کاملا درست و به جا چیده شده اند، قافیه ها در اثر بسیار پر رنگ است تا جایی ذهن منتقد را به سمت قافیه محوری اثر هدایت می کدرند اما این قافیه محوری در این اثر با توجه به مضمون

انتخاب شده اند که خوشبختانه جز قوافی ست که کمتر دیده شده.  این نقطه قوت اثر است.


به لحاظ نقد زیبایی شناسی اثر ارائه شده با استفاده از تشبیهات، کنایات، استعارات علاوه بر اثبات بار ادبی و هنری کلام سبب بوجود آمدن تصاویر انتزاعی در اثر شده است 

( قفل طلسم کوه دماوند باز شد 

ضحاک باز داده به البیس مشتلق 

یا شیطان به راست راست عقب گرد می دهد 

یک ریز نطق می کند و نیست یک نطوق 

یا جلاد باز از دل فین نیشتر کشید 

خون رفت از مجاری حمام قرن 

یا

بیت آخر همین اثر)  

تصاویر ارائه شده در این اثر انتزاعی هستند اما سبب عدم درک معنایی نیستند.


به لحاظ composition این اثر ( با وعده دلخوشیم و کلامی پر از تپوق 

ضل توجهات فلان حضرت چپق)  در ابتدای امر ذهن مخاطب متوجه منظور گوینده نیست اما در ابیات بعدی رمزگشایی به درستی اتفاق می افتد.  

بنابراین این اثر شروع خوبی دارد.  

همچنین پایان بندی اثر نیز به درستی اتفاق افتاده و می تواند نقطه پایانی اثر باشد.


به لحاظ موسیقیایی این اثر تحت تاثیر وزن یا موسیقی  بیرونی قرار دارد اما از موسیقی کناری با توجه به وجود قوافی خاص بی بهره نیست، موسیقی بیرونی و موسیقی کناری در موسیقی معنوی نیز تاثیر گذار بوده اند.  

در نهایت موسیقی در این اثر ریتم سیال را طی می کند.


در حالت کلی به لحاظ زیبایی شناسی اثر ارائه شده. با توجه به تشبیهات و کنایات و استعارات، به فصاحت و.بلاغت لازم رسیده است. که بسیار حائز اهمیت است.


به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده با استفاده از کلمات انتخاب شده در جهت تکامل محتوایی نسبت به مضمون و سوژه مورد نظر چیده شده. یعنی چفت و بسته کلام در آن رعایت شده و درک ضمنی معنایی در آن اتفاق افتاده.  ضمنی بودن معنا در این اثر حاصل چیدمان انتزاعی بودن تصاویر است. بنابراین هم ایجاد تاویل می کند و هم ذهن مخاطب را به جهات مختلف هدایت می کند.  


در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت در تمام مراحل زندگی را دارم.  

با تشکر 

مریم راد " واژه " 

#نقد_شعر_کلاسیک 

@ashenayeeshgh 

http://nasrenivin.blog.ir

رویا

#نقد_شعر_سپید 

می آزارد 

مشام پنجره را 

بوی خیس هزار حسرت 

مانده در لای اجرا های نمناک زندگی 

رنگ درد می چکد از قاب لبخند روی دیوار 

آه از قاصدک هایی  که 

خبر از بهار اندوه می دهند 

دیگر نمی گویم از 

گلوی بالا آمده ی تبسمی که 

بی،وقفه روی لبهای متورم حادثه ها 

غم ریسه می رود 

بگذار سربسته بگویم 

بهار 

شکنجه زار قاصدک های حسرت است 

آنجا که 

امید را 

به رگبار فراموشی می بندند 

#رویا 

#نقد_شعر_سپید 

بنام خداوند مهربان 

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را با در نظر گرفتن نام صاحب اثر نقد و بررسی خواهم کرد.  


به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخاب و چیدمان کلمات و همچنین جایگزینی آنها، با توجه به استفاده از زبان هنجار، موفق بوده و اثر یکدستی لازم را به لحاظ زبان در خود دارد. 


به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده با توجه به اینکه از زبان هنجار استفاده کرده و همچنین ترتیب عناصر جمله که با استفاده از حذف  حلقه های زنجیره ی روایی که به درستی اتفاق افتاده،  تا انتهای اثر پیش رفته و ساختار اثر را  شکل داده است.  بنابراین اثر ارائه شده یک شعر سپید است.  


به لحاظ نقد زیبایی شناسی،  استفاده از کلمات و ترکیبات، تشبیهات سبب تایید شعریت در این اثر شده اند.  


این اثر در حالت کلی از سه قسمت عمده تشکیل شده‌است که ارتباط بین این سه قسمت ضعیف است و بزرگترین ضعف این اثر محسوب می شود که این ضعف به گونه ای نیست که بگوییم رشته کلام پاره شده و این قسمت ها به صورت جداگانه از هم هستند.  بلکه به معنای ضعف در ارتباط عمودی حاصله در از منظر درک و دریافت مخاطب است.  

استفاده از ترکیب هایی که بی پروا در کنار هم چیده شده اند می توانند به زیبایی اثر آسیب برسانند حتی اگر این ترکیب های بکر و شاعرانه باشند.  اما چون سنخیت آنها با موضوع اثر کم  می شود، قدری ابهام آمیز به نظر می رسد.  درواقع درک معنایی اثر دچار آسیب می شود.  

مثلا ( می آزارد 

مشام پنجره را 

بوی خیس هزار حسرت 

مانده در لای اجرا های نمناک زندگی)  

تا اینجا یک زنجیره ی به هم پیوسته از تصاویری ست که همجواری آنها تداعی کننده یک معنا خواهد بود.  و بعد 

( رنگ درد می چکد از قاب لبخند روی دیوار)  

اگرچه از عناصر تکراری استفاده شده اما ذهن مخاطب را به سمت و سویی دیگر هدایت می کند و ارتباط معنایی و انسجام معنایی اثر دچار تزلزل می شود.  این تزلزل به زیبایی شناسی اثر آسیب می رساند.  

می توان گفت که در این اثر بعد از چند بند یا بیت خوب چفت و بست کلام بهم می ریزد و تهایتا منجر به تزلزل زیبایی شناسی می شود.  


تصاویر ارائه شده در این اثر 

عینی و انتزاعی هستند که با کمک تشبیه در اثر ایجاد شده اند.  

( بوی خیس هزار حسرت 

یا 

بهار

 شکنجه زار قاصدک های حسرت است 

یا 

انجا که 

امید را 

به رگبار فراموشی می بندند)  

این تصاویر علاوه بر ایجاد معانی به زیبایی اثر نیز کمک کرده اند.  


در این اثر segmentation با استفاده از ظرفیت های آوایی کلمات اتفاق افتاده و اما دذ همه ابیات رعایت نشده است. 

( گلوی بالا آمده ی تبسمی که 

بی وقفه 

روی لبهای متورم حادثه ها 

غم ریسه می رود. )  

 مثلا ابیات بالا باید به این صورت تقطیع می شد.تا از این طریق هم صورت نوشتاری و گفتاری به هم نزدیک می شد و هم با مکث هایی که به لحاظ موسیقیایی در اثر ایجاد می شد، مخاطب درک بهتری از اثر می داشت.  


به لحاظ composition اثر ارائه شده ( می آزارد 

مشام پنجره را 

بوی خیس هزار حسرت)  

این تصاویر ارائه شده در بخش ابتدایی اثر در ذهن مخاطب تاثیر گذار هستند و ذهن مخاطب را برای ادامه آن آماده می کنند.  و پایان بندی این اثر ( بهار 

شکنجه زار قاصدک های حسرت است 

آنجا که 

امید را 

به رگبار فراموشی می بندند)  هم می تواند نقطه پایان خوبی برای این اثر باشد.  اما این اثر در میانه راه دچار تزلزل می شود که نیاز به بازنگری دوباره دارد.  ( این ضعف را می توان در کاربرد لغات و جایگزینی آنها نیز دانست)  


به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده به یک بوطیقا در معنایی کلاسیک آن  شباهت دارد که استفاده از کلمات و پرداختن به آنها یادآور احساسی زنانه است. بنابراین می توان گفت که با یک بوطیقای زنانه روبه رو هستیم که البته پرداختن به آن می توانست بهتر اتفاق بیوفتد.  

در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت در تمام مراحل زندگی را دارم.  

با تشکر 

مریم راد"واژه " 

#نقد_شعر_سپید 

@ashenayeeshgh

http://nasrenovin.blog.ir

.رجبعلی کاووسی

#نقد_شعر_کلاسیک 

غمت شدآن چنان بارم که من ازبار می ترسم

مکن این  گونه  آزارم  من از  آزار  می ترسم


تو هر بارم  بترسانی که  از پیشم  روی جانا

چرا هر بار می گویی و من هر بار می ترسم


چو حافظ از شب تاریک وبیم موج می نالد

من از گیسوی  تارِ  موج دارِ   یار  می ترسم


چنان آهسته ازدیواروموش وگوش بشنیدم

دگرازگوشِ موشِ مانده در دیوار می ترسم


به چشمان می کُشی وابروانت می کندانکار 

من ازچشمی که باشدعامل کشتارمی ترسم


نشاندی خارِ مژگانت به پایِ  این دلِ خسته

چنان کز هر گل زیبا که دارد خار می ترسم


شبم از بی قراری های  دل خوابم  نمی آید

زِ بس که روزها از  دیده ی بیدار می ترسم


دهدسیمای غمگینم خبر از درد و غم هردم

من از سیما و از این راوی اخبار می ترسم


هزاران درد و غم دارم به دل امانمی گویم

مراچون کس نباشد محرم اسرارمی ترسم


بگو «قافی» که گفتم بارها و باز می گویم

اگرچه می شود تکرار و از  تکرارمی ترسم


#رجبعلی_کاووسی 

maryam rad:

#نقد_شعر_کلاسیک 

بنام خداوند مهر 


از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود. بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی می کنم.  


آنچه از نقد لغوی اثر برمی  آید. این است که اثر ارائه شده در انتخاب و چیدمان کلمات و همچنین جایگزینی آنها موفق بوده، در حالت کلی زبان از دوگانگی بدور است به غیر از مصرع 

( چنان کز هر گل زیبا که دارد خار می ترسم)  ناگفته نماند که این مصرع تحت تاثیر وزن است.  اما به شخصه با این حرکت مخالفم، در هر صورت به زبان کل اثر آسیب می رساند.  


به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک غزل سنتی یا عام نسبتا بلند با تعداد 10 بیت می باشد که در وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن. بحر هزج مثمن سالم سروده شده.  قافیه ها می توانست با دقت بیشتری در اثر چیده شود و ردیف این اثر با توجه به جنبه های موسیقیایی تقریبا مناسب است اما از آنجایی که این غزل در حالت کلی یک غزل توصیفی ست، می توان دید که تمام توصیفات منجر به ردیف اتفاق افتاده اند یعنی این غزل تحت تاثیر ردیف است، یا بهتر عرض کنم یک غزل ردیف محور است.  

این حرکت سبب گرفتن خلاقیت از شاعران می شود.  بهتر است که اتفاق نیوفتد.  


به لحاظ زیبایی شناسی  اثر ارائه شده در استفاده از تشبیه، استعاره، مجاز، و.   که در اثر اتفاق افتاده سبب بوجود آمدن تصاویر عینی و انتزاعی شده است و علاوه بر ایجاد زیبایی سبب خلاقیت در آن نیز شده است.  این خلاقیت در گرو استفاده از کلمات و چگونگی کاربرد آنهاست.  

( چنان آهسته از دیوار و موش و گوش بشنیدم 

دگر از گوش موش مانده در دیوار می ترسم)  

یا 

( به چشمانت می کشی و ابروانت می کند انکار 

من از چشمانی که باشد عامل کشتار می ترسم)  


به لحاظ بررسی موسیقیایی این اثر بسیار بهره گرفته از موسیقی بیرونی که در گروه وزن است، موسیقی کمترین و معنوی که در گروه قافیه و ردیف است و موسیقی درونی که با انتخاب مناسب کلمات اتفاق افتاده.. 

از این جهت این اثر به لحاظ موسیقیایی سیال و روان است.  بنابراین مخاطب بهتر باشه اثر ارتباط برقرار می کند.  

( دهد سیمای غمگینم خبر از درد و غم هر دم 

من از سیما و از راوی اخبار می ترسم)  


به لحاظ composition این اثر می توانست شروع بهتری داشته باشد. درواقع مطلع می توانست خلاقانه تر اتفاق بیوفتد.  وقتی شاعر در ادبیاتش از موش و گوش در استعاره استفاده می کند یا چشم را عامل کشتار معرفی می کند، پس انتظار می رود که شروع بهترین داشته باشد.  

در ارتباط با پایان بندی نیز توضیحاتی در ارتباط با ردیف محور بودن عرض کردم، که تکرار نمی کنم، فقط بیت آخر این اثر تاییدی بر این مسئله خواهد بود.  


در حالت کلی غزل ارائه شده غزل خوبی ست اما به سبب اینکه یک غزل توصیفی ست، ابیات آن قدری مستقل عمل می کننداما به معنایی گسسته شدن ابیات غزل از هم نیست.  البته در غزل های سنتی. این مسئله بسیار شایع است.


به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده چفت و بست کلام را در خود دارد و همچنین یکپارچگی لازم را به لحاظ درک معنایی در خود دارد.  


یاد آور این بیت از حافظ 

مرا چشمی ست خون افشان ز دست آن کمان ابرو 

جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو 


در پایان برای شاعر محترم آرزوی موفقیت و سلامتی دارم.  

با تشکر 

مریم راد "واژه " 

#نقد_شعر_کلاسیک 

@ashenayeeshgh

http://nasrenovin.blog.ir

آتشکده 2

#نقد_شعر_کلاسیک 

نقد شماره ی ۴



با من تو چرا سنگی؟ با عشق چه  می جنگی ؟ 

بسته به‌نگاهت دل ، این ساده ی پر شورم 

صد بار پیامم را ناخوانده رها کردی 

یا چشم تو درویش است یا وصله ی ناجورم 



عقلم به دلم گفته ، دل کنده ، برو حالا

نانش ببر و یک شب بی نان و نوایش کن 

بگذار بسوزد او در آتش عصیانت 

ناجور که شد زخمش آن وقت دوایش کن



اما دل پر خونم زنجیر به پا بسته

در گوشه ی این خانه بی میل و تمنا شد 

وابسته شدم یک آن ، لعنت به دل شیطان 

ای وای چرا قلبم وابسته و شیدا شد ؟ 



مأیوس شدم از عشق، در جا زده ام بی تو

درمان نشدم بی شک ، بی یاور و تسکینم 

یک فاجعه در راه است ، دل مردن و تن مردن 

برخیز بیا بهر تلقینم و تدفینم 


#آتشــــکده

maryam rad:

#نقد_شعر_کلاسیک 

بنام خداوند مهر 

از انجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویی تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود. بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی می کنم. 


آنچه از نقد لغوی اثر برمیاید این است که اثر ارائه شده در انتخاب کلمات و چیدمان و همچنین جایگزینی آنها که مطابق با زبان معیار است موفق بوده و اثر در حالت کلی از دوگانگی بدور است، بنابراین شاعر به زبان روز آشنایی دارد.  


به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک غزل سنتی یا عام است که به صورت متناوب ارکان بر وزن مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن بحر هزج مثمن اخرب سروده شده، یک غزل سنتی با مضمونی عاشقانه است اما رویکرد آن به عشق قدری ضعیف است.  ( از عشق به کینه یا دگر آزاری[ مردم آزاری ]  رسیده)  به لحاظ قوافی دچار ضعف شده و این یعنی شاعر تمام انرژی را بر روی وزن متمرکز کرده.  البته این غزل هم بر مبنای  کوشش اتفاق افتاده و هم جوشش، منظور این است که غزلی نیست که چپ نویسی شده باشد.  اما معتقدم که قوافی باید بهتر اتفاق می افتاد.


به لحاظ زیبایی شناسی، تشبیهات استفاده شده در قالب توصیف اتفاق افتاده اما متاسفانه از خلاقیت و نوآوری بدور است ( صد بار پیامم را ناخوانده رها کردی 

یا چشم تو درویش است یا وصله ناجورم)  

این توصیفات و تشبیهات ارائه شده عامل بوجود آمدن تصاویر عینی و انتزاعی در اثر شده است که سبب می‌شود مخاطب با اثر همزاد پنداری داشته باشد و فضایی ارائه شده برای مخاطب ملموس باشد 

( مایوس شدم از عشق درجا زده ام بی تو 

درمان نشدم بی شک بی یاور و تسکینم 

یا 

یک فاجعه در راه است دل مردن و تن مردن 

برخیز بیا بهر تلقینم و تدفینم)  


به لحاظ روایی باید عرض کنم که این اثر یک اثر غزل روایی است اما روایت در این اثر حتی با توجه به اینکه شامل مقدمه، تنه و.نتیجه گیری ست آن طور که باید شفاف اتفاق نیوفتاده و علت این مسئله در مستقل بودن برخی ابیات است که علاوه بر. اینکه به زیبایی شناسی و ارتباط عمودی ابیات لطمه زده به ساختار یا structure اثر نیز لطمه وارد کرده است.  

نکته بعدی در ارتباط با روایت این اثر این است که نتیجه گیری روایت از تنه آن بیشتر است.  این یعنی تمام اهداف شاعر از،قبیل زیبایی شناسی، تکامل معنایی و...  در ابیات پایانی اتفاق افتاده و ابیات ابتدایی صرفا برای پایبندی به ساختار غزل. و ایجاد روایت اتفاق افتاده است درواقع شاعر. باید انرژی بیشتری برای مقدمه و تنه صرف می کرد.  

به لحاظ composition این اثر ( با من تو چرا سنگی با عشق چه می جنگی 

بسته به نگاهت دل این ساده ی پر شورم)  

شروع خوبی برای یک غزل روایی نیست.  زیرا در مقدمه شاعر ذهن مخاطب را برای ادامه روایت آماده می کند، از این بیت نتیجه روایت را می‌شود حدس زد و به تمام زوایایی آن پی برد.  و اینکه مصرع اول آنقدر ساده است که به نظر می رسد شاعر در، درنظرگرفتن  جنبه های زیبایی شناسی بی توجهی کرده است.

پایان بندی این اثر در مقایسه با شروع آن بهتر اتفاق افتاده و موفق تر بوده ( یک فاجعه در راه است دل مردن و تن مردن 

برخیز بیا بهر تلقینم و تدفینم)  


در حالت کلی این اثر انسجام لازم را به لحاظ درک روایی در خود دارد.  

به لحاظ موسیقیایی همانطور که کاملا مشخص است، این اثر درگیر موسیقی بیرونی ست، یعنی موسیقی این اثر برای مبنای وزن عروضی اتفاق افتاده. ( ضرب آهنگ موجود در گرو بحر هزج می باشد)   و از موسیقی کناری تقریبا  بی بهره است   

( بگذار بسوزد او در آتش عصیانت 

ناجور که  شد زخمش آن وقت دوایش کن)  

 

به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده یک تقابل بین عشق و.کینه و یا نارضایتی ست.  اما معتقدم اگر برخی ابیات اغراق آمیز بیان می شد هم به لحاظ زیبایی شناسی و هم به لحاظ محتوایی ارزش و اعتبار بیشتری کسب می کرد.  

اگرچه اثر ارائه شده در حالت کلی به لحاظ درک روایی دارای  انسجام معنایی لازم در اثر می باشد.  


در پایان برای شاعر محترم آرزوی موفقیت و سلامتی دارم. 

با تشکر 

مریم راد " واژه " 

#نقد_شعر_کلاسیک 

@ashenayeeshgh 

http://nasrenovin.blog.ir

مهناز،محمودی

#نقد_شعر_کلاسیک 

🔰ســـلام هـــمراهان عـــزیز؛


امشب با خوانش و #نقــد این اثر با مدیریت؛ 

#مهربانو_مریم_راد

در خدمت شماییم.

امیدواریم عزیزان صاحب نظر و همۀ بزرگواران‌ حضور پرمهرشان را  از این برنامه دریغ ننمایند.


🔰ساعت شروع نقــد؛٢٢:٣٠🕥


خواهشمندیم تا با درج متون مربوط و عدم ارسال‌ مطالب نامربوط،هنگام اجرای برنامه  ما را یاری کنید.


🔰شعر امشب؛


‍ "*جان پناه*"


شکار چشم تو گشتن چه اشتباه قشنگی ست

پلنگ رام نگاهت به فکر ماه قشنگی ست!


اسیر چنگ عقابت کبوتران وجودم

کمند شرجی دستت چه جان پناه قشنگی ست


چه استوار و ستبری برای این تن خسته

که قد و قامت مردانه تکیه گاه قشنگی ست


بخند از سر الفت به روی چهره ی بانو

که خنده از لب مستانه انشراح قشنگی ست


به سایه سار حضورت شبم سپیده ی صبح است

در آشیانه ی مهرت عجب پگاه قشنگی ست


به گرد کعبه ی جانت طواف آمده ام تا

پرستشت بکنم حال روبه راه قشنگی ست


#مهناز_محمودی 

#نقد_شعر_کلاسیک 

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  


آنچه از نقد لغوی اثر برمیاید این است که انتخاب و.چیدمان کلمات و همچنین شیوه جایگزینی آنها بر اساس زبان معیار اتفاق افتاده و اثر از دوگانگی زبان به دور است.  که نشان دهنده آشنایی شاعر با زبان روز می باشد.  


آنچه از نقد فنی اثر بر می آید نشان دهنده این است که با غزل سنتی یا عام با موضوع عاشقانه روبه رو هستیم که تعدادی ابیات آن از حدود تعیین شده کمتر از حدود تعریف شده در structure آن  است و متاسفانه ضعف محسوب می شود.  تعداد ابیت غزل عام بین 7 تا 14 بیت است.  اثر ارائه شده بر وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن  سروده شده.  ردیف ( قشنگی ست)  با توجه به انتخاب و چیدمان کلمات و مضمون اثر در حالت کلی، اگر چه صحیح می باشد اما ویژگی خاصی را به اثر نمی بخشد.. قافیه هم مطرح توانست با دقت بیشتری نسبت به موضوع و مضمون انتخاب شود. 


به لحاظ زیبایی شناسی اثر ارائه شده پر از تشبیهاتی ست که علاوه بر تاییدی ست بر شعریت و نگاه شاعرانه صاحب اثر سبب بوجود آمدن تصاویر عینی و انتزاعی نیز شده است. 


البته در این اثر علاوه بر. تشبیه اغراق هم وجود دارد.  

در این اثر تصاویر انتزاعی بیشتر به چشم می خورند و این تصاویر سبب می شود. که مفاهیم در هاله ای از ابهام به مخاطب منتقل شود.  

( اسیر چنگ عقابت کبوتران وجودم 

کمند شرجی دستت چه جان پناه قشنگی ست)  

نا گفته نماند که در ادبیات کمند برای موبایل یا ریسمان استفاده می‌شود ( کمند شرجی دستت) ترکیب درستی نیست.  زیرا در این مصرع منظور از شرجی همان رطوبت دست خواهد بود، دست هم که در معنایی همیشگی ست.  همراهی این دو کلمه با کمند می شود کنند رطوبت یا عرق دستت، که از نظر زیبایی شناسی که هیج، متاسفانه معنایی را نیز منتقل نمی کند.  


( به سایه سارا حضورت شبم سپیده صبح است 

در آشیانه مهرت عجب پگاه قشنگی ست

یا 

( به گرد کعبه جانت طواف آمده ام تا 

پرستشت بکنم حال رو به راه قشنگی ست)  


در حالت کلی از آنجایی که هر بیت ساز خود را می نوازد و مستقل عمل می کند بنابراین می توان گفت که ارتباط عمودی بین ابیات ضعیف است.  


به لحاظ موسیقیایی این اثر در حالت کلی در گرو موسیقی بیرونی ست یعنی عامل حرکت موسیقی در این اثر وزن است.  قافیه و ردیف که موسیقی کناری اثر هستند کمک چندانی به زیبایی موسیقیایی اثر نکرده اند از این حیث معتقدم قافیه و ردیف می توانست بهتر اتفاق بیوفتد.. در بیت سوم ریتم موسیقی. نه وزن عروضی حاصل دچار تغییرات ضعیفی شده که معتقدم به گوش خوش نمی نشیند.  


به لحاظ composition این اثر شکار چشم تو.گشتن چه اشتباه قشنگی ست 

پلنگ رام نگاهت به فکر ماه قشنگی ست، شروع خوبی برای یک غزل سنتی ست.  و ذهن مخاطب را برای ادامه اثر آماده می کند.  

پایان بندی این اثر ( به کرد کعبه جانت طواف آمده ام تا 

پرستشت بکنم حال رو به راه قشنگی ست)  هم پایان بندی خوبی ست و نشان دهنده آن است که اثر ارائه شده چفت و بسته لازم را در خود دارد.  


به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده موفق بوده یعنی شاعر با پرداختن به سوژه مورد نظر درست عمل کرده و اثر در حالت کلی انسجام معنایی لازم را در خود دارد با اینکه از تصاویر انتزاعی بیشتر از اندازه استفاده شده.  


سعدی میگه 

چنان به موی تو آشفته ام به بوی تو مست 

که نیستم خبر از هرچه در دورد  عالم هست.  


در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت در تمام مراحل زندگی را دارم.  


با تشکر 

مریم راد " واژه " 

#نقد_شعر_کلاسیک 

@ashenayeeshgh 

http://nasrenovin.blog.ir

تینا دلشکیب

#نقد_شعر_سپید 

در فصل بهار 

در چشن  قاصدک 

در میهمانی شکوفه ها 

به ملاقات خورشید زیبا 

میروم 

تا آب کند 

ذهن بخش بسته ی مرا 

از اشک و شکنجه و حسرت 


#تینا_دلشکیب 


"بنام خداوند مهر "


از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین بدون در نظر گرفتن نام صاحب اثر نقد و بررسی خواهم کرد.  


قبل از اینکه بخواهم به نقد اثر بپردازم لازم می دانم به چند نکته در ارتباط با شعر کوتاه اشاره کنم.  

اول اینکه شعر کوتاه بهتر است که موجز،باشد. هر چقدر کلام موجز تر، زیبایی هنری نیز بیشتر و در بررسی معنایی نیز عمیق تر.  

اشعار کوتاه باید با تعمق بیشتری سروده شوند تا توانایی جذب مخاطب را در خود داشته باشند، به لحاظ استفاده از کلمات، ساختار و سوژه مورد نظر.  

در شعر  کوتاه، خلق اثر باید کاملا آگاهانه اتفاق بیوفتد، یعنی شاعر بدانید که از چه چیزی می خواهد صحبت کند و چگونه صحبت کند تا حرفی برای گفتن وجود داشته باشد.  


اثر ارائه شده به لحاظ نقد لغوی، انتخاب و چیدمان کلمات و جایگزینی آنها دقت لازم را بکار نگرفته و از کلمات آن طور که باید کار نکشیده است.  اصطلاحا این اثر موجز نیست.  درواقع زبان این اثر زبان شعر نیست.  

اگر چه در ابیات پایینی زبان را دچار ناهنجاری کرده است یا با استفاده از تشبیه سعی در رسیدن به شعریت داشته اما موفق عمل نکرده.  


اثر ارائه شده به لحاظ نقد فنی، در حالت کلی از دو.جمله تشکیل شده است که جمله اول صرفا توصیف است.  ( توصیفی که موفق نبوده)  و جمله دوم با جابجایی ارکان جمله سعی در ایجاد ناهنجاری در زبان دارد که اتفاقا این بخش از اثر با تعاریف شعری بیشتر همخوانی دارد.  


در ضمن حلقه های زنجیره یعنی روایی در این اثر در هر دو جمله آنقدر به هم محکم شده اند که هیچ فاصله ای در این حلقه ها دیده نمی شود،  در ضمن جمله اول با یک حرف ربط به جمله دوم ربط داده شده.  

یعنی اثر ارائه شده به لحاظ structure ضعف دارد.  

اگر چه شاعر سعی در رسیدن به ساختار شعر سپید دارد اما موفق نبوده.  



به لحاظ بررسی زیبایی شناسی، توصیفات ارائه شده در اثر به گونه ای نیست که بتواند توانایی شاعر را به رخ بکشد.  آنقدر توصیفات ساده هستند که هیچگونه خلاقیتی در آن دیده نمی شود.    


شاعر می توانست در توصیف ها را زبان را به 

به خدمت خود بیاورد و توصیفات را به گونه ای بکار گیرد که علاوه بر رفتار زبان و ایجاد لایه های زیرین، شعریت را در خود به اثبات برساند.  


از طرف دیگر خورشید نام یک زن است.  در ادبیات فارسی خیلی مرسوم نیست که دو معشوق چنین توصیف کنند.  معمولا عاشق از معشوق توصیف می کند یا اگر قرار است معشوق از عاشق توصیف کند، از کلمات دیگری جهت توصیف ها استفاده می کند.

در پایان برای صاحب اثر آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

با تشکر 

مریم راد " واژه " 

@ashenayeeshgh 

http://nasrenovin.blog.ir