نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر صرفا به دنبال کشف پیچیدگی های روایی نیست بلکه تشخیص سطوح مختلف ، فرافکنی حلقه های محور افقی زنجیره ی روایی نسبت به محور عمودی تلویحی نیز هست . این حلقه ها حول محور زبان در کل اثر با تکیه بر
تفکر نویسنده و بیان سوژه مورد نظر اتفاق می افتد . بنابراین در نثر به دنبال جهانی هستیم تحت سلطه معنا .

آخرین مطالب

لقمان بهابادی

#نقد

رفته بُد یاد تو از خاطر دیوانهٌ من

نه صفا بود و نه شوری درِ کاشانهٌ من


بود خشکیده لبم بی تو که با بوسه خویش

ریختی شهد و شرابی تو به پیمانهٌ من

 

دوش با آمدنت کلبه ما روشن گشت 

گوییا سر زده ماهی به درِ خانهٌ من


بود ویرانه سرای من و از مقدم تو 

یافت جان دگری کلبه ویرانهٌ من 


بِگذر از روی کَرَم یک دم و عمری بِگُذار 

پای بر چشم من ای گوهر دردانهٌ من

 

پای بردار و به رقص آی تو امشب که به شوق

بشنوی بار دگر نغمهٌ مستانهٌ من


دست بگذار تو بر شانهٌ من تا فکنم 

چشم بر چشم تو ای لعبت فرزانهٌ من 


سر تعظیم برم نزد خداوند و دگر 

خم نشد نزد کسی قامت مردانهٌ من 

 

دوش وقت سحر از میکده "سیمرغ" این گفت 

ساعتی را بنشین بر درِ میخانهٌ من 

#لقمان_بهابادی

#نقد_شعر کلاسیک 

🔅بنام عشق، بنام زیبایی 


⚜از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  


🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخاب لغات. چیدمان و جایگزینی آنها، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان، همچنین ترکیب سازی و کاربردی زبان در حالت کلی 

پتانسیل لازم را در خود داشت که بتواند بهتر از این باشد.  

زبان در این اثر در حالت کلی به صورت کاملاً یکدست پایبند زبان کهن فارسی ست.  ( به شخصه معتقدم که شعر معاصر باید به زبان معاصر سروده شود، زیرا تاریخ سرایش اثر را با خود حمل می کند)  اما این اثر با توجه به زبان کهن از دوگانگی به دور است.  

استفاده از قواعد و.قوانین دستور زبان مطابق با انتظاری ست که از شعر داریم.  

ترکیب سازی در اثر ارائه شده متناسب با قواعد نحو می،باشد و تا حدودی به فصاحت اثر کمک کرده است.  


ناگفته نماند که انتخاب کلمات در برخی ابیات کاملاً نامساعد و همراه به قدری بی دقتی اتفاق افتاده.  مثل کلمه "خویش " در مصرع اول بیت دوم ( بود خشکیده لبم بی تو که با بوسه ی خویش /....)  سبب ایجاد ضعف تالیف در اثر شده است.  اگرچه معتقدم شاعر سعی داشته باشد استفاده و ایجاد ناهنجاری زبان به زیبایی اثر کمک کند اما این ناهنجاری درست و مناسب اتفاق نیوفتاده.  


🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک غزل سنتی یا عام است که بر وزن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن، بحررمل مثمن مخبون محذوف سروده شده.

البته در رکن اول فاعلاتن جایگزین شده  

به لحاظ بررسی قوافی با توجه به اینکه تکرار در بحث قافیه در علم عروض تا دو مورد مجاز می باشد، نمی توان ایرادی از قوافی اثر گرفت. از طرف دیگر قوافی در این اثر مطابق با تعریف قافیه به روند موسیقایی اثر کمک شایانی کرده است.  

استفاده از ردیف، ضمیر منفصل اول شخص مفرد سبب ایجاد ناهنجاری نحوی در زبان اثر شده است که خود می تواند عامل مهم ایجاد موسیقی در اثر ارائه شده، خارج از موسیقی کناری در اثر ارائه شده باشد. بنابراین اثر ارائه شده به لحاظ ساختاری و structure کاملا پذیرفته شده می باشد.  


🔸به لحاظ نقد زیبایی شناسی اثر ارائه شده در استفاده از تشبیهات و کنایه هاو....  متناسب و موفق عمل کرده 

( دوش با آمدنت کلبه ی ما روشن گشت 

گوییا سر زده ماهی به درِ خانه ی من)  

یا ( سر تعظیم برم نزد خداوند و دگر 

خم نشد نزد کسی قامت مردانه ی من)  


تصاویر ارائه شده در اثر، عینی و انتزاعی هستند و سبب ایجاد مضمون سازی و درک روایی شده اند.  

(بگذار روی کرم یک دم و عمری بگذار

پای بر چشم من ای گوهر دردانه ی من)  

یا ( بود ویرانه سرای من از مقدم تو 

یافت جان دگری کلبه ی ویرانه ی من)  


ناگفته نماند که در اثر ارائه شده. هیچ خلاقیتی به لحاظ زیبایی شناسی دیده نمی شود.  

🔸به لحاظ composition اثر ارائه شده در مقدمه روایت ( رفته بد یاد تو از خاطر دیوانه ی من /...) گذشته از استفاده نامناسب صفت "دیوانه " برای کلمه "خاطر " که سبب عدم زیبایی شده، 

اما معتقدم اثر ارائه شده شروع خوبی ندارد. شروع یک اثر باید مخاطب را برای ادامه روایت آماده کند.  شاعر در این بیت کل اهداف خود را نمایان ساخته و به اعتقاد من این ضعف اثر می باشد.  

پایان بندی اثر ارائه شده در مقایسه با شروع ان به خوبی اتفاق افتاده.

در حالت کلی در بررسی روایت و جنبه های روایی اثر از آنجایی که اثر ارائه شده بر پایه توصیف بنا شده، از اشعار توصیفی انتظار داریم که خلاقیتی در روایت اثر، شیوه پرداختن به روایت یا حتی بیان روایت وجود داشته باشد، در غیر این صورت از،زیبایی اثر کمک خواهد شد و سبب می شود تکراری بودن موضوع بیشتر مورد توجه قرار گیرد.  

🔸به لحاظ موسیقایی با توجه به اینکه اثر ارائه شده در بحر رمل سروده شده و از موسیقی بیرونی بهره گرفته همچنین به سبب قافیه از موسیقی کناری بهره خوبی گرفته، از طرف دیگر ردیف سبب شده که این اثر علاوه بر موسیقی کناری از موسیقی درونی نیز بهره گرفته. در حالت کلی موسیقی اثر بسیار سیال است.

P:1

#واژه 

@ashenayeeshgh


P:2

 ارتباط عمودی ابیات در حالت کلی برقرار است.  

🔸به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده در مضمون سازی و محتوا با توجه به تعریف غزل کاملاً درستی عمل کرده اما در این اثر به لحاظ بیان روایت، مضمون سازی هیچ خلاقیتی وجود ندارد.  

در پایان از شاعر محترم تشکر می کنم.  

با تشکر 

مریم راد"واژه 

#واژه 

@ashenayeeshgh

مریم رستمی

#نقد_چارپاره 

زنگ انشا چه خوب می بافد

دختری هی دروغ پشت دروغ

مرد نقّاشی اش شگفت آور

توی ذهنش شلوغ بوده شلوغ


یک پدر در حریق عصیان ها

مادری رنگ غصّه اش پر رنگ

خواب زیبای یک کبوتر دید

دختری با وجود غصّه و جنگ


مات شطرنج صحنه ی باز ی است

آنکه بازی نکرده در میدان

گوی در دست دیگری باشد

اسب خسته هنوز در جولان


 روی زخم دلت نمک پاشید

اشک تب دار دختری غمگین

گیج قصه هنوز هستم من

چه کسی خفته در غمی سنگین


خط زده با مداد پر رنگش

بر شلوغی دفتری ساکت

زیر آوار وهجمه ی فریاد

گمشده باز دختری ساکت


حس تایید بودن درجمع

حس زیبای بی غلط بودن

گر چه تعبیر خواب تو این شد

زندگی را فقط، فقط بودن


زنگ انشا چه خوب می بافی

قصه هایی به رنگ  دنیایت

رنگ شعرت که سرخ وعنابی است

گر چه آبی نبوده دریایت


گاه سردر گُم پدر هستی

خون دل خورده ای تو از دنیا

گیج وخاموش وخسته ای شاید

بین مادر ،پدر و یا رویا


زنگ انشا دوباره پرسیدم

بچه ها چیست راز خوشبختی

گفته بودی کمی تو با لکنت

مادر و زندگی و سرسختی


#مریم رستمی

#نقد_چارپاره 

💎بنام عشق، بنام زیبایی.  


از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.. 


🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخابات لغات، چیدمان کلمات و جایگزینی آنها، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان، ترکیب سازی، کاربرد زبان در حالت کلی می توانست بهتر عمل کند.  

در یک اثر ادبی هر چیزی در حوزه زبان معنا می گیرد.، بنابراین انتخاب لغات و حتی واژه سازی مطابق با علم morphology بسیار حائز اهمیت خواهد بود.  از طرف دیگر همین کلمات در structure و در زیبایی شناسی. و همچنین در انتقال معنا و مضمون سازی نقشی مهم ایفا می کند.  



🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک چارپاره است با قافیه های  دوم و چهارم در هر بند،در وزن فاعلاتن مفاعلن فع لن  در بحر خفیف مخبون محذوف.  

قوافی در اثر ارائه شده درست ساخته و پرداخته شده.  

به لحاظ بررسی روایت اثر ارائه شده درانسجام روایی دچار ضعف شده 

مثل ارتباط بند اول و دوم 

یا. ارتباط بند 7 و 8 


در واقع این اثر در پرداختن روایت نتوانسته آنطور که باید موفق عمل کند.  

🔸به لحاظ زیبایی شناسی بزرگترین ضعف اثر ارائه شده، اطناب می باشد.  

وجود 9 بند در یک چهارپاره سبب می شود که بنده اول و آخر به هم انقدر نزدیک شوند که مخاطب عدم نیاز به تکرار مکرر را احساس می کند.  درواقع این اثر در چفت و بست کلام دچار زیاده گویی شده.  

اما اثر ویژگی های نیز با خود به همراه دارد مثل زبان عاطفی.  

اثر ارائه شده از زبان عاطفی خوبی برخوردار است و به زیبایی اثر کمک کرده است.  

( روی زخم دلت نمک پاشید 

اشک تب  دار دختری غمگین 

گیج قصه هنوز هستم من 

چه کسی خفته در عمیق سنگین)  

یا، بند آخر هم به همین صورت زبان عاطفی بسیار خوبی دارد.  

🔸به لحاظ composition شروع این اثر در بند اول، صاحب اثر انقدر شفاف به اثر پرداخته که تکلیف کل اثر را از همین بند می توان  دریافت.  

و در بند های بعدی صرفاً به توصیف همین بند پرداخته.  

به زبان دیگر، تنه روایت اثر قدری دچار تکرار مکرر با کلمات دیگر است.  نوعی بازی با کلمات که من معتقدم ناشی از عدم مضمون سازی حاصل می شود.  


منظور این است که اصل مطلب کل این اثر در بند اول کاملاً نمایان است و این مسئله به اعتقاد من خوشایند نیست.  

اما این اثر پایان بندی بسیار خوبی دارد و شاعر در آن موفق عمل کرده.  

🔸به لحاظ موسیقایی اثر ارائه شده هم از موسیقی بیرونی و هم موسیقی کناری بهره خوبی گرفته.  این اثر موسیقی روان و سیالی دارد.  


🔸در اثر ارائه شده تشبیهات به خوبی اتفاق افتاده مثل بند سوم ( ملت شطرنج صحنه ی بازی ست و.......)

  یا بند( خط زده با مداد پر رنگش/....)

تصاویر در اثر ارائه شده عینی و انتزاعی هستند که سبب ملموس بودن روایت شده اند.  

🔸به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده یک روایت با زبان عاطفی از زبان دختری ست که از فقدان پدر صحبت می کند. 

موضوع اثر دچار تکرار شده اما شاعر سعی در توصیف موضوع دارد. هیچ کشف تازه ای به لحاظ محتوایی و درک روایی در اثر اتفاق نیوفتاده.

اما به زبان عاطفی خوبی که در خود جای داده مخاطب را تا انتهای اثر با خود همراه می سازد.  


در پایان از صاحب اثر تشکر می کنم و برای ایشان آروزی موفقیت دارم.  

با تشکر 

مریم راد"واژه " 

#واژه 

@ashenayeeshgh

یاس علوی

#نقد 


تو را در لابلای کاغذهای افکارم 

میان سطرهای بغض کرده  

و اغشته به خون قلم سیاه

در دریای سپید قلب کاغذ 

می نویسم 

تا 

 با انتحار واژه هایم 

فرکانس مهربانی را 

در محموله ی نگاهت 

به بند کشم 

تو صواب ترین 

ثواب افرینشی 

که با اصطکاک دلدادگی در هم آمیخته ای


تو موج کف الود محبتی

که صخره نگاه مرا 

به رعشه دراورده ای 


و هستی مرا نیست کرده ای 

و

هم نیستم را هست 

با من بمان 

تا روز موعود

تا حضور و ظهور 

و 

انقلاب چشم های دیکتاتورت 


شاعر.#یاس علوی

بنام خداوند مهر

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  


قبل از نقد لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم.  

1_ در مواجه با شعر سپید اولین قدم اثبات شعری است مطابق با تعاریف شعری ست.  

2_ در مرحله دوم اثبات ویژگی های ساختاری اثر است.  

3_ در مرحله سوم ویژگی های زیبایی شناسی و بیانی ست 

4_ در مرحله آخر پرداختن به مضمون سازی و محتوای اثر است.  

🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده با توجه به ترتیب عناصر جمله یا به زبان ساده تر استفاده از زبان هنجار، عدم ترکیب سازی هایی که به زیبایی اثر کمک می کنند. ، جز،عواملی هستند که علاوه بر نقد لغوی بر روی نقد فنی اثر نیز تاثیر گذاشته اند.  

یعنی اگر ارائه شده به لحاظ ساختاری با توجه حلقه های زنجیره ی گفتار که محکم و منسجم در کنار یکدیگر قرار. گرفته اند و به واسطه تقطیع یا پلکانی شدن نیز قابل شکستن نیستند. به یک نثر تبدیل شده است


 ( تو را در لابلای کاغذهای افکارم میان سطرهای بغض کرده  و اغشته به خون قلم سیاه در دریای سپید قلب کاغذ می نویسم تا  با انتحار واژه هایم فرکانس مهربانی را در محموله ی نگاهت به بند کشم، تو صواب ترین، ثواب افرینشی که با اصطکاک دلدادگی در هم آمیخته ای تو موج کف الود محبتی که صخره نگاه مرا به رعشه دراورده ای و هستی مرا نیست کرده ای وهم نیستم را هست، با من بمان تا روز موعود ، تا حضور و ظهور و انقلاب چشم های دیکتاتورت)  


این مسئله در روایت اثر هم تاثیر گذاشته و سبب می شود اثر ارائه شده در ذهن مخاطب همچنان تداعی نثر باشد.  از طرف دیگر ایجاد فاصله بین حلقه های زنجیره ی روایی با به زبان ساده تر کاستن از عناصر جمله مطابق با علم نحو، سبب پیدایش ساختار شعر سپید می شود، که در این اثر اتفاق نیوفتاده.  

می توان معتقد بود اثر ارائه شده یک نثر ادبی شاعرانه است که من معتقدم بعد زبان عاطفی نیز نتوانسته در اثر 

آنطور که باید موفق عمل کند.  

همچنین تقطیع در شعر سپید باید بر مبنای ظرفیت آوایی متناسب با مخرج حروف و ظرفیت دم و بازدم در حلقه های زنجیره ی روایی اتفاق افتاده که علاوه بر زیبایی سبب روان خوانی صحیح و تطابق صورت  نوشتار و صورت گفتار می شود.  که متاسفانه در این اثر هیچ نظمی را با خود به همراه ندارد.  


با توجه به موارد مطرح شده معتقدم اثر ارائه شده یک نثر ادبی ست مگر اینکه از حلقه های زنجیره ی روایی آن کاسته شود تا هم سبب  ایجاد تاویل در اثر شود و هم عامل ایجاد زیبایی باشد.  از طرف دیگر. تقطیع باید به روش علمی اتفاق بیوفتد.  


به لحاظ نقد زیبایی شناسی ترکیب های ارائه شده در اثر پر از ترکیب های حشو است که صاحب اثر بی توجه به مقوله زیبایی شناسی در کنار یکدیگر چیده 

( دریای سپید قلب کاغذ 

یا 

فرکانس مهربانی 

هم نیستم را هست 

انقلاب چشم های دیکتاتورت. و....)  


در واقع اثر ارائه شده نتوانسته از لایه های زبان به خوبی بهره بگیرد.، بنابراین تصاویر و همچنین بحث زیبایی شناسی در اثر ارائه شده در سطح قرار گرفته است و رفتاری را در زبان شکل داده که مطابق با رفتار نثر است، و خود دلیل دیگری بر نثر بودن اثر است.  


در پایان برای صاحب اثر آرزوی موفقیت و پیروزی دارم.  

با تشکر 

مریم راد"واژه 

#واژه 

@ashenayeeshgh

مجید ناصری

#نقد 

‍ مانده ام از لغزش دل در مسیری اشتباه

پشت سر پلها شکسته پیش رویم هست چاه


محو کوچه ، مست غم ، سیگار بر لب ، منتظر 

در کناره پنجره تنهام شب ها بی پناه


گاه میمیرد مرا در سینه ذوق آرزو

گاه می روید غزل در حسرت گرم نگاه  


چون شقایق در کویر از خشکسال عاطفه 

میرود از سوز دل تا آسمان پرواز آه


با خودم گفتم که در اوضاع وهم آلود شهر

بی جهت در عاشقی از دل شکیبایی نخواه

 

این چه آیین نامه ی زشت است بر روی زمین

میشود آینه ای همبستر سنگی سیاه ؟


عشق یعنی صفحه ی شطرنج مرگ و زندگی

گاه در دستان سرباز است تاج و تخت شاه


تشنه ی توفان احساسم بپا کن زودتر

در سکون شب نمی رقصد میان برکه ، ماه


میروم از چشم من جاریست افسوس و دریغ

دستخوش ای دزد شادی ای رفیق نیمه راه 


پیش قاضی از چه باید شاکی قاضی شوم؟

من‌که محکوم دلم  ، عقلت رییس دادگاه


 #مجید_ناصری 

📝#نقد 

🖇از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  


🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخاب لغات، جایگزینی، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان، ترکیب سازی و کاربرد زبان در حالت کلی موفق عمل کرده است.. 

ترکیب سازی در اثر ارائه شده بیشتر شامل ترکیبات اضافی و استعاری ست و.مطابق با علم دستور زبان ایجاد شده و سبب فصاحت و بلاغت اثر شده است.  

زبان در حالت کلی یکدستی لازم را در خود دارد.به جز کلمه مرا که نه تنها با بافت زبان همخوانی ندارد بلکه زیبایی اثر را هم به مخاطره انداخته.،( البته کاملا مشخص است که به سبب ضرورت وزن آمده اما نبودنش بهتر است ،  ناگفته نماند که در این اثر زبان تمایل دارد که به گذشته بازگردد )  


🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک غزل سنتی یا عام است که بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن بحر رمل مثمن محذوف سروده شده.  

قافیه به اعتقاد من می توانست بهتر از این باشد اما چون به جنبه موسیقایی اثر آسیب نرسیده و همچنین به درک مضمون اثر کمک کرده، مورد تایید است.  


🔸به لحاظ بررسی ساختار روایت، از آنجایی که معتقدم روایت باید  سه شرط لازم را در خود داشته باشد بنابراین روایت اثر را از سه جنبه مقدمه، تنه، نتیجه گیری بررسی خواهم کرد.  

شاعر متاسفانه در مقدمه روایت، هدف خود را نمایان ساخته و این مسئله با شروع یک روایت به لحاظ بررسی مقدمه و composition همخوان نیست، 

در تنه روایت اگر چه به لحاظ زیبایی هر کدام از ابیات حرفی برای گفتن دارند اما به لحاظ بررسی روایت این اثر در تنه خود مستقل عمل می کند به اعتقاد من به ساختار روایی اثر آسیب می رساند 

در نتیجه گیری، اگرچه این اثر پایان بندی خود را دارد اما نتوانسته تداعی زنگ پایان اثر باشد و ذهن مخاطب به دنبال ادامه آن است.  


🔸به لحاظ زیبایی شناسی اثر ارائه شده در استفاده از تشبیهات و استعارات و کنایه ها موفق بوده 

( چون شقایق در کویر از خشکسال عاطفه /......) یا 

( تشنه توفان احساسم بپا کن زودتر /......) 

تصاویر ارائه شده در اثر عینی و انتزاعی هستند که به زیبایی اثر افزوده است.  

ارتباط عمودی ابیات روی محور جانشینی در برخی ابیات دچار تزلزل می شود و این تزلزل به سبب استقلال ابیات می باشد.  


به لحاظ موسیقایی.اثر ارائه شده در بحر رمل سروده شده و از موسیقی بیرونی به سبب وزن و از موسیقی کناری به سبب قافیه بهره گرفته.  از موسیقی معنوی نیز،بی بهره نیست.  


🔸به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده یک غزل عاشقانه است 

شاعر به  دغدغه عاطفی خود پرداخته.  

معتقدم دغدغه شاعر و نوع بیان قدری تکراری ست.  

در پایان از شاعر محترم تشکر می کنم و آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

با تشکر 

مریم راد "واژه 

#واژه 

#نقد 

@ashenayeeshgh

جناب کولایی

در دست های پدرم

دیدم

ترک های دشت را

و

در چشم های مادرم

سبزینه های شالی... 



زاییده شدم 

ازوصالِ بوته هایی 

که سر برآوردند

در آب کَرت ها


چقدر سرد است

اینجا 

یخ بسته اند

تمام سلول هایم...


بگذارید

تکان بدهند

شانه هایم را 

تا تلقین شوم که سرگردانم


میخواهم 

کمی لذت ببرم در کنار خودم

درپروازهای بدون خود... 



شاعر.....

📝#نقد_شعر_سپید

بنام خداوند مهر 

 🖇از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  


آنچه که در یک اثر سپید حائز اهمیت است در مرحله اول اثبات شعریت اثر می باشد. در مرحله دوم رسیدن به ساختار محکم و منسجم، و در مرحله سوم رسیدن به معنا و محتوا،  در مرحله چهارم که توام با مرحله قبل اتفاق می افتد جنبه های زیبایی شناسی ست.  


🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخاب و چیدمان لغات، جایگزینی، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان، ترکیب سازی و کاربرد زبان در حالت کلی موفق عمل کرده 

( تا تلقین شوم که سرگردانم 

میخواهم 

کمی لذت ببرم......) 

زبان اثر کاملاً یکدست است.که یکی از نکات مثبت اثر می باشد.  

🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده با توجه به ترتیب عناصر جمله یا استفاده از زبان هنجار 

در جهت رسیدن به ساختار اثری که در آن از،حلقه های زنجیره ی روایی به شکل کاملا سنجیده کاسته شده.  

 در اثر ارائه شده segmentation. با در نظر گرفتن ظرفیت آوایی کلمات در جهت برقراری هارمونی در موسیقی درونی،اثر در کنار یکدیگر به صورت پلکانی قرار گرفته و می تواند گویای یک شعر سپید باشد.  بنابراین structure اثر کاملاً پذیرفته شده است.  

🔸به لحاظ زیبایی شناسی ایجاد فاصله در حلقه های زنجیره ی روایی سبب برجسته سازی خصوصا در خلق تصاویر شده است. 

( در دست های پدرم 

دیدم 

ترک های دشت را 

در چشم های مادرم 

سبزینه های شالی .....)  

شاعر در استفاده از،زبان عاطفی اثر کاملاً موفق عمل کرده 

درواقع زبان عاطفی در اثر ارائه شده سبب  فصاحت شده است.  

توصیفات در اثر ارائه شده حاوی تصاویر عینی و انتزاعی ست و سبب شده که درک روایی اثر برای مخاطب ملموس تر باشد 

( زاییده شدم 

ازوصالِ وصال بوته هایی 

که سر برآوردند آورده اند......)  

به لحاظ درک روایی اثر ارائه شده در مجموع روایت خوبی را در خود جای داده و انسجام لازم را به لحاظ درک روایی در خود دارد، این مسئله یعنی در حالت کلی چفت و بست  کلام رعایت شده است.  


🔸به لحاظ composition اثر ارائه شده شروع خوبی دارد و می تواند ذهن مخاطب را برای ادامه اثر آماده کند ( در دست های پدرم 

دیدم

ترک های دشت را 

و در چشم های مادرم 

سبزینه های شالی)  

پایان بندی اثر هم  پایان بندی خوبی ست اما معتقدم می توانست نقطه عطف روایت باشد خمینی به لحاظ زیبایی و هم به لحاظ روایی.  

البته ذهن مخاطب به واسطه تاویل در جهت ادامه اثر خواهد بود.  

ارتباط عمودی لازم در اثر روی محور جانشینی برقرار است.  این مسئله یعنی چفت و بست کلام بر قرار است.  



🔸به لحاظ موسیقایی اثر ارائه شده با توجه به اینکه شعر سپید است نیازمند موسیقی درونی ست. و این موسیقی در گرو حلقه های زنجیره ی گفتار است.  یعنی موسیقی شعر سپید در گرو موسیقی گفتار است.  از این جهت segmentation بر مبنای ظرفیت آوایی کلمات است. که صد البته. در این بین میزان دم و بازدم در مخرج حروف و همچنین تکیه ای که بر صورت ملفوظ کلمه بی توجه به زمینه سخن وجود دارد، تاثیر گذار است.  

البته تقطیع در اثر ارائه شده خوب اتفاق افتاده.  

🔸به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده 

 

 𑸨ا توجه به مکتب ناتورالیسم. 

بعد بیان عواطف خود پرداخته، یعنی دغدغه شاعر متناسب با طبیعت و زاییده ای از آن است که می تواند ناشی از تاثیر شاعر از محیط پیرامونش باشد. و سپس در بخش پایانی شاعر با نگاه اومانیستی به بیان نتیجه گیری پرداخته.  

در پایان از شاعر محترم تشکر می کنم.آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

با تشکر

مریم راد 

#واژه 

#نقد 

@ashensyeeshgh

حامد بیاتیان

بوسه ات مثل الکل رازی

میکشاند مرا به خلسه ی خواب

میبرد تا به  آسمانم یا

مینشاند به گرده ی گرداب


می ستایم  تو را چو لات و منات

می ستایم ،هر انچه باداباد

می سرایم چنان که شیرین را

می سرایید تیشه ی فرهاد


رخ به رخ میشویم و میخندی

عاشق سینه چاک یعنی این

میشوی کعبه تا طواف کنم

نیت ناب و پاک یعنی این


میشود نازل از نگاهت وحی

بت پرستی کمال ایمان است

می پرستم تو را الهه ی درد

کافرت تا ابد مسلمان است


هبلِ قصه ای و می دانم

روح قدسی دمیده حق در تو

عجز اورده ام به پابوست

ابتدایم تویی و آخَر تو


بی تو از زندگی چه می فهمم

غیر درد و جنون و نفرت ...آه

افتابی نشسته بر لب بوم

ماهتابی خزیده در کف چاه


آن یکی زخمی از برادر ها

وان دگر رو به سمت خاموشی

بی تو از زندگی.... چه میدانم

بی تو از زندگی .. فراموشی


 بی تو از زندگی  فقط ماتم

سهم ایل و تبار مجنون است

آخر این عشق کار خود را کرد

لیلی قصه هم جگر خون است


رفتی و درد بر سرم بارید

غصه رحمی به این شکسته نکرد

نازنینم ببین که بعد از تو

شده ام بی قرار......پس برگرد


شرح درد است بی تو حتی شعر

واژه در واژه اش خودآزاری

چامه ام را خودت اجابت کن

ای کمی که همیشه بسیاری


 بوسه ات مثل الکل رازی

میکند روی گونه ام اعجاز

بعد صد سال اگر بمیرم هم

گونه ام طعم بوسه دارد باز

#حامد_بیاتیان

#نقد 

بنام خداوند مهر و مهربانی

🖇از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته. خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.


🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخاب لغات. جایگزینی و چیدمان،  استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان، همچنین ترکیب سازی.(اگرچه در اثر کم اتفاق افتاده اند) ، کاربرد زبان در حالت کلی مناسب بوده.  

البته در اثر ارائه شده زبان قدری دچار دوگانگی شده که به سبب  وزن اتفاق افتاده. 


🔸به لحاظ نقد فنی ارائه شده یک چارپاره است که بر وزن فعلاتن  مفاعلن فعلن بحر خفیف مخبون محذوف سروده شده.  

به لحاظ قوافی تقریباً مناسب است و از یکی از شیوه های رایج چارپاره استفاده شده.

🔸به لحاظ بررسی روایت با توجه به اینکه اثر ارائه شده یک روایت بلند در قالب چارپاره است و این روایت در بند ها ادامه داشته، معتقدم روایت چارپاره نباید تا این حد بلند باشد.  

اطناب در آثارهم به ساختار روایی آسیب می رساند و هم به زیبایی شناسی اثر.  

اما در حالت کلی این چارپاره سه ویژگی مهم روایت را در خود دارا می باشد.  


🔸به لحاظ زیبایی شناسی تشبیهات و... به خوبی اتفاق افتاده، یعنی شاعر به خوبی 

از صناعات استفاده کرده.  


مثل بنده 4 


تصاویر ارائه شده در اثر عینی و انتزاعی هستند و خود به زیبایی اثر می افزاید.  


مثل بنده 3، 6،7 


به لحاظ composition اثر ارائه شده در بنده اول نتوانسته به خوبی عمل کند. شروع یک اثر باید بتواند ذهن مخاطب را برای ادامه اثر آماده کند.  

این اثر از همان ابتدا دچار اطناب شده.  

و در پایان بندی هم چون به نوعی تداعی بند اول بوده است به اعتقاد من نتوانسته موفق عمل کند.  


به لحاظ موسیقایی.اثر ارائه شده بهره خوبی از موسیقی گرفته 

هم موسیقی بیرونی و هم موسیقی کناری.  هم معنوی.  

بنابراین یکی از ویژگی های حائز اهمیت اثر است.  



به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده توانسته به اهداف شاعر دست پیدا کند.  

مضمون سازی خوب اتفاق افتاده.  

و شاعر در اثر ارائه شده موفق بوده به غیر بحث اطناب اثر که ضعف بزرگی ست.  


در پایان از شاعر محترم تشکر می کنم.

با تشکر   

مریم راد 

#واژه. 

@ashensyeeshgh

جعفر مربعی

دستها بالایی وجود ندارد

سرت راکه دیدند شلیک خواهند کرد

درست به مغزت مرکز فرماندهی جسمت


توهم نیست

واقعیت دارد

اینجامیدان جنگ است

احساس راکشتند وعاطفه راگلوله باران کردند٬تازه میگفتند مهمات تمام شد



اگر داشتند به باران رحم نمی کردند 

پلاکم راپس دهید 

چقدر دلتنگم 

دلم هوای تازه می خواهد 

بی سیم کو؟

بگذارید زندگی کنم

ای ادمها


#جعفر_مربعی

✏️#نقد 

بنام خداوند مهر

🖇از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  


🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در چیدمان و انتخاب لغات، جایگزینی آن ها، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان. و همچنین ترکیب سازی و کاربرد زبان در حالت کلی ناموفق عمل کرده.  

یک نکته حائز اهمیت در اشعار سپید و....  این است که باید در ابتدا مطابق با ساده ترین تعریف شعر همخوانی داشته باشد.  که همان احساس و اندیشه در جوار کلمات، در گذر ثانیه ای از زمان که دارای ویژگی های هنری باشد.  

نکته دوم که همیشه به آن اشاره می کنم ساده نویسی به معنای حذف جنبه های زیبایی شناسی از اشعار نیست.  

در اثر ارائه شده، انتخاب کلمات به درستی اتفاق نیوفتاده. خلق یک شعر با استفاده از ویژگی های بیانی و زیبایی شناسی،در گرو انتخاب درست کلمات می باشد.  

زبان در حالت کلی یکدسته لازم را دارد و از دوگانگی به دور است.

از طرف دیگر، ترکیب سازی که متناسب با ساخت و تعاریف شعری باشد، در اثر موجود نیست. 

🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده نمی تواند تداعی ساختار شعر سپید باشد. بلکه به واسطه segmentation یا تقطیع اشتباه به ساختار گونه های دیگر ادبی نیز لطمه وارد کرده است. منظورم از گونه های دیگر. ادبی نثر و داستان  است.  در نثر و داستان، به سبب اینکه  حلقه های زنجیره ی روایی در کنار یکدیگر قرص و محکم قرار می گیرند، قادر نیستیم با پلکانی کردن قالب ادبی دیگر ی بسازیم.  مگر. اینکه از حلقه های زنجیره ی روایی کاسته شود.  و این کاسته شدن حلقه بر مبنای علم نحو به گونه ای که معنا و درک روایی به مخاطره نیوفتد، حاصل می شود.  

بنابراین اثر ارائه شده با توجه به ویژگی روایی که در خود جای داده مشترک و معلق بین نثر و داستان است.  

و این مسئله یکی از مهم ترین مسائل عدم اثبات شعریت در اثر می باشد.

اثر ارائه شده حداقل در دو الی سه  پاراگراف به ساختار نثر و البته تا حدودی به ساختار داستان نیز نزدیک است.  ( دستها بالایی وجود ندارد،سرت راکه دیدند شلیک خواهند کرد.

درست به مغزت مرکز فرماندهی جسمت. 


توهم نیست. واقعیت دارد

اینجامیدان جنگ است.احساس راکشتند وعاطفه راگلوله باران کردند٬تازه میگفتند مهمات تمام شد. 

اگر داشتند به باران رحم نمی کردند.  پلاکم راپس دهید.  


چقدر دلتنگم.  دلم هوای تازه می خواهد.. 

بی سیم کو؟

بگذارید زندگی کنم

ای ادمها)

بنابراین اثر ارائه شده به لحاظ ساختاری، پکپارچگی لازم را در خود ندارد.

🔸به لحاظ زیبایی شناسی. اثر ارائه شده با توجه به اینکه از شیوه برای بیان استفاده کرده، سبب شده تا تمام جنبه های 

زبانی در سطح قرار گرفته و هیچ لایه ای در زبان موجود نیست.  علاوه بر تزلزل در جنبه ی زیبایی شناسی، تاکید دیگری ست بر . عدم اثبات شعریت اثر.  

خلق تصاویر مطابق با معیارهای خلق یک شعر نمی باشد. 

با توجه به موارد مطرح شده و دلایل موجود، معتقدم صاحب اثر با مطالعه و تمرین توانایی خلق آثار موفق تری خواهد داشت.  

برای صاحب اثر آرزوی موفقیت و سلامتی دارم.  

با تشکر 

مریم راد 

#واژه

@ashenayeeshgh

مسعود قاسمی

#نقد 

زندگی 

وسعَتِ اندیشهٔ ماست ..


زندگی نارونِ کوچکِ یک مزرعه است ..


چه کسی میداند !!!


 شاید اَفرایِ بلند،پیرِ این  دهکده است ,,!! 


دخترَ کوچکِ همسایهٔ نزدیکی ما  ...

دیشب از آمدن باران گفت ..


از سر صبح که من بیدارم .. ابر باران زاییست .


دخترک میدانست .. که قرار است ببارد امروز ,


چه کسی میداند !!!


شاید این  نزدیکی ؛؛پایِ اَفرایِ بلند ؛؛لادنی منتظرِ باران است ,,


راستی یادم رفت :باید امروز به کبلایی رضا،سربزَنَم


گاو او زاییده ..


پسرش خوشحال است ..

چند روزیست خودش را  حسنک نامیده ..


گفته بودم یا نه!!

پسرش صاحب یک مزرعه است ,,

گفته 

وقتش که رسید ...

 آب سالی باشد .. گوجه میکارد باز ..

بگذریم از اینها .

نعمت بارش باران ,,شروع شد اینجا ..

دفترت را بردار .. بنویس از امروز .


؛ آسمان چتر من است .. عاشقی اجباریست.


زیر باران به این زیبایی .. جای سهراب سپهری خالیست .

#مسعود_قاسمی

📝#نقد_نیمایی 

بنام خداوند مهر 


🖇از آنجایی که اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی می کنم.  

???

🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخاب لغات، چیدمان و جایگزینی آنها، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان، ترکیب سازی و کاربرد لغات در حالت کلی نتوانسته موفق عمل کند.  مثلاً استفاده از کلمه نارون و افرا در منطق روایی این اثر نه اتهام نمی تواند نشان دهنده ی استفاده از صناعت باشد، بلکه نشان دهنده ی انتخاب نادرست کلمات می باشد.  و یا در مصرع های پایین تر استفاده از کلمه لادن که خیلی مرتبط با موضوع اثر

نیست.  نهایتاً اطناب در آثار نمایشی تنها به زیبایی شناسی بلکه به محتوا نیز آسیب می رساند و نشان دهند ی انتخاب نادرست کلمات می باشد.  


🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک اثر نیمایی ست، اما یک غزل نیمایی به سبک و شیوه ی سهراب.  

دکتر شفیعی کدکنی در ارتباط با سهراب معتقدند : " سهراب سپهری شاعری ست ضد نیمایی، روحانیت و صورتاً، شعرش استحکام فرم را ندارد و مجموعه بیمارستان از مصارع پراکنده است که وزنی آنها را به هم پیوند می دهد.  

این پراکندگی در اثر ارائه شده نیز کاملا مشهود است.  

از طرف دیگر شیوه روایت این اثر با تعریف و انتظاری که از یک شعر داریم برابر نیست.   پرداختن به جزئیات بیش از حد سبب شده که شیوه روایت این اثر شیوه روایت داستانی شود.  انگار در این اثر شاعر به شیوه نظم به خلق یک اثر نیمایی پرداخته.  


🔸به لحاظ زیبایی شناسی اثر ارائه شده به سبب سادگی و بی پیرایه بودن در استفاده از تشبیهات و ساخت توصیف در اثر موفق نبوده و زیبایی اثر. را به مخاطره انداخته است.  

 

در توصیفات این اثر جنبه ی زیبایی شناسی و هنری آنطور که باید موجود نیست.  


پراکندگی در پرداختن به موضوع مورد نظر و بیان  آن در این اثر سبب شده تا زیبایی اثر به مخاطره بیوفتد.  


تصاویر در این اثر خوب ساخته و پرداخته شده اند.  

( زندگی نارون کوچک یک مزرعه است)  


به لحاظ composition این اثر شروع و پایان خوبی دارد اما تنه ی روایت خوب ساخته و پرداخته نشده.  


🔸به لحاظ موسیقایی این اثر دارای موسیقی خوب و روانی ست.  


به لحاظ محتوایی معتقدم اثر ارائه شده نتوانسته رسالت خود را به جای بیاورد.  یعنی شاعر با از دغدغه ذهنی خود خوب استفاده نکرده و یا دغدغه خوبی را برای بیان. انتخاب نکرده.  


در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

با تشکر 

مریم راد "واژه " 

#واژه

@ashenayeeshgh

فواد احمدی

#نقد 

تا به محـــــــشر در کنارم یار باشد محشراست

بوســـــه ها تکرار در تکرار باشد محشر است


همـــسرایی باشد و  بارانِ  از عــــــطر غــزل

شعر من در وصف روی یار باشد محشر است


بـــــــوی دریا، کلـــــبه ای در جنگل سبز خدا

ناله ی سنــــتور و یا گیــــتار باشد محشراست


دوســـتت دارم شناور  در هــوا باشد چو موج

انعکاسش مثل یک رگبار باشد محــــشر است


در مصـــاف کوهِ از یخ های ســـرد زنــــدگی 

گرمـــــــی آغوش آتشـــــبار باشد محشر است


آنکه چــــــشم دیدن ما را به این حالت نداشت

پایــــــمال لشکر تاتار باشـــــــــد محشر است


#فواد_احمدی

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی می کنم.  


🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخاب و چیدمان لغات. جایگزینی آن ها، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان،  و همچنین ترکیب سازی و کاربرد زبان در حالت کلی می توانست بهتر از این عمل کند.  

هر حرکتی در شعر و در حوزه ی ادبیات دستمایه کلمات است.  کلمات هستند که زیبایی. معنا و ساختار یک اثر را شکل می دهند یا فرم آن را می سازند.  

بنابراین درانتخاب کلمات باید دقت بیشتری شود.  

🔻ترکیب سازی در این اثر کاملاً ساده و بی پیرایه است.  بی پیرایه بودن سبب می شود که از فصاحت  اثر کاسته شود.  

🔻استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان به سبب استفاده از ردیف فعلی مرکبی که استفاده شده به کاربرد زبان هنجار کمک شایانی کرده است.  

🔻این اثر در حالت کلی به لحاظ کاربرد زبان از کلماتی که به صورت فاحش عامل دوگانگی زبان می شود، به دور است، یعنی زبان در این اثر در حالت کلی یکدسته لازم را در خود دارد.  

🔸به لحاظ فنی اثر ارائه شده یک غزل است که بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن بحر رمل مثمن محذوف سروده شده.  قافیه ها دچار تکرار شده و این تکرار هیچ کارکرد معنایی و زیبایی شناسی تازه ای گرفته نشده.  استفاده از ردیف بلند تا حدودی به پر کردن وزن کمک کرده است اما سبب تکامل موسیقایی اثر شده است.  

🔸به لحاظ بررسی ساختار روایت اثر ارائه شده، مقدمه روایت آنطور که باید ساخته و پرداخته نشده، تنه روایت با توجه به کوتاهی آن تقریباً مناسب است اما نتیجه گیری روایت از دو بخش دیگر آن بهتر ساخته و پرداخته شده است.

🔸به لحاظ زیبایی شناسی اثر ارائه شده در استفاده از تشبیهات تقریباً خوب عمل کرده ( آنکه چشم دیدن ما را به این حالت نداشت / پایمال لشکر تاتار باشد محشر است)  

🔻تصاویر ارائه شده در این اثر عینی و انتزاعی هستند و به معنای اجرای کمک کرده اند.  

( انعکاسش مثل یک رگبار باشد محشر است 

یا 

گرمی آغوش آتشبار باشد محشر است)  

🔻در اثر ارائه شده در حالت کلی در نپذیرفت و ببان حالات و روایت اثر خلاقیتی دیده نمی شود.  

🔻ردیف انتخاب شده روی زبان عاطفی اثر تاثیر مستقیم گذاشته.  اثر می توانست زبان عاطفی بهتری داشته باشد.  


🔸به لحاظ composition اثر ارائه شده ( تا به محشر در کنارم یار باشد محشر است 

بوسه ها تکرار در تکرار باشد محشر است)  

نمی تواند شروع خوبی برای یک اثر باشد شروع یک اثر باید زمینه را برای ادامه اثر آماده کند نه اینکه گویای تمام اهداف شاعر بشود و مخاطب را از شنیدن  ادامه اثر باز دارد.  

به لحاظ پایان بندی هم ( آنکه چشم.....)  پایان بندی خوبی ست و زنگ پایان روایت را به صدا در آورده است.  


🔸به لحاظ موسیقایی اثر ارائه شده در بحرین خوش آهنگ رمل سروده شده و از موسیقی بیرونی بهره خوبی گرفته، از موسیقی کناری نیز به سبب استفاده از قافیه و ردیف  بی بهره نیست.  

??🔻ارتباط عمودی و افقی خوبی روی محور جانشینی و همنشینی برقرار است و سبب انسجام روایت شده است.


🔸به لحاظ محتوایی اثر ارائه شده با توجه به انتخاب لغات در اثر. مضمون سازی می توانست بهتر اتفاق بیوفتد. به سبب مضمون تکراری قدری از زیبایی اثر کاسته شده. درواقع مضمون تکراری نشان دهنده ی دغدغه تکراری شاعر است، بنابراین هیچ نوع آوری در نوع نگاه و ببان موضوع حادث نشده است.  

در نهایت شاعر نتوانسته به رسالت خود آنطور که باید بپردازد و مطابق با معیارها و تعاریف شعری و انتظاری که از یک غزل خوب داریم بپردازد و رسالت خود را بجای آورد.  

در پایان از شاعر محترم تشکر می کنم.  

با تشکر. 

مریم راد"واژه " 

#واژه 

#نقد 

@ashenayeeshgh

مهناز اخوت

#نقد


بدون عاشقی دنیای من پاییزِ غم_خیز است 

تمام دلخوشی چون برگِ بی مقدار می افتد


همه آرایه ها سردو همه گلواژه ها غمگین 

قلم دردستِ من خاموش و ازاظهارمی افتد


دلم تنها تر ازیک دشت بی گل ماند و بی حاصل

بساط غصه ام در گوشه ی بازار می افتد


بدون ِتو شدم یک باغِ بی دیوار پائیزی

دوباره تکیه‌ام چون سایه بردیوار می‌افتد


منم  مشتاق دیدار نگاه ِ مهربانِ تو 

نگو ویران شده این عشق و چون آوارمی افتد


برایت خانه ای از مهر و از شادی بنا کردم 

که بذرعشقِ تو دردل چه گندم وار می افتد


همه آرایه ها سرد و همه گلواژه ها غمگین 

قلم دردستِ من خاموش و از اظهارمی افتد


من ازهرم نگاهت مست واز آشوبِ چشمانت 

بدونِ گرمی ِ یادت ، تبِ اشعار می افتد


شب شعر است واین گلشن بدون ماه و مهتاب است 

نقابِ غصّه ام امشب براین اشعار می افتد 

#مهناز_اخوت 

maryam rad:

📝#نقد_قطعه 

بنام خداوند مهر 

🖇از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و.ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  


🔸به لحاظ نقد لغوی اثر ارائه شده در انتخاب لغات. جایگزینی، چیدمان، استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان، همچنین ترکیب سازی و بکارگیری زبان مطرح توانست موفق تر عمل کند.  معتقدم شاعر دقت لازم را بکار نگرفته.  

درشعر هیچگاه نباید جنبه زیبایی شناسی و هنری کلام را فراموش کرد.  در ادبیات فارسی خصوصاً ادبیات کلاسیک بند یا ابیات تکراری مرسوم است که برخی از ادبا می پذیرند و برخی دیگر نکوهش می کنند.  دکتر شفیعی کدکنی معتقد است که بنیاد جهان و حیات انسان همواره بر مبنای تکرار و تنوع است از تپش قلب گرفته تا حرکت روز و شب و این تکرار ها در موسیقی مفهومی خاص را ارائه می کنند. اما من معتقدم با بررسی در یک شعر و کشف علت تکرار می توان به ضرورت آن  در اثر پی برد. گاهی اوقات تکرار ناشی از ضعف در دایره لغات شاعر است یعنی شاعر از تکرار جهت پر کردن ابیات استفاده کرده و به زیبایی اثر آسیب رسانده.  گاهی اوقات جهت رسیدن به قالب دیگری ادبی ست.  

در این اثر تکرار ( همه آرایه ها سردو.همه گلواژه ها غمگین // 

قلم در دست من خاموش و از اظهار می افتد)  نمی تواند تداعی یک ترجیعبند بند باشد به جهت دلایلی که در نقد فنی عرض می کند و همچنین این تکرار به زیبایی اثر هم چیزی اضافه نکرده.  پس ضعف در دایره لغات شاعر است که صرفا جهت پر کردن ابیات آمده است.  

ترکیب سازی ها چیزی به زیبایی اثر نه اضافه کرده و نه کم.  اما ارتباط افقی ابیات را شکل داده است.  در حالت کلی اثر ارائه شده از دوگانگی های فاحش به دور است که نکته مثبت اثر است.  

استفاده از قواعد و قوانین دستور زبان به سبب استفاده از ردیف فعلی مناسب و.مطابق با انتظاری ست که از شعر داریم. 

 

🔸به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک غزل است که مطلع آن مصرع نیست که نشان دهنده یک قطعه نیست باشد و به همین علت تکرار یک بیت در این اثر  نمی تواند نمایانگر قالبی دیگر باشد.  

اثر ارائه شده بر وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن بحر هرج مثمن سالم سروده شده.  

البته شاعر در بحث وزن دقت لازم را بکار نگرفته و بسیار از ابیات یک هجا یا کم دارند و یا اضافه.  

قافیه ها در این اثر می توانست بهتر از این اتفاق بیوفتد و تکرار در قافیه فرم اثر را دچار ضعف می کند.  بخشی از ارزش و اعتبار اثر مربوط به structure و یا ساختار آن است بنابراین در چیدمان و انتخاب آن باید دقت لازم را بکار گرفت.  

استفاده از ردیف فعلی به جنبه موسیقایی اثر کمک کرده است.  

🔸به لحاظ بررسی ساختار روایی اثر ارائه شده آنطور که باید ساخته و پرداخته نشده، و عدم دقت کافی عدم انسجام ابیات را در این اثر به همراه دارد که این مسئله روی زیبایی شناسی اثر و.همچنین جنبه ی معنایی آن تاثیر می گذارد. 

در واقع این اثر قدری در جفت و بست کلام دچار ضعف شده است.  

🔸به لحاظ زیبایی شناسی اثر ارائه شده در استفاده از تشبیهات موفق عمل کرده تا جایی این اثر را به یک اثر توصیفی تبدیل کرده است. 

مثل ( دلم تنها تر از یک دشت بی گل ماند و بی حاصل...... 

یا بیت 

بدون تو شدم یک باغ بی دیوار پاییزی......

یا بیت 

من از هرم نگاهت مست و از آشوب چشمانت... )  

🔸تصاویر ارائه شده در اثر هم عینی و هم انتزاعی هستند که تا حدودی می تواند به مضمون و زیبایی اثر کمک کند.  

مثل ابیات 4 و 5 

P:1

@ashenayeeshgh


🔸به لحاظ composition. اثر ارائه شده شروع خوبی ندارد یا می توانست شروع بهتری داشته باشد زیرا دو مصرع بیت اول یکدیگر را پوشش معنایی نمی دهند.  

یعنی ارتباط لازم بین دو مصرع برقرار نیست.  

به لحاظ پایان بندی هم اثر ارائه شده به جهت اینکه یک اثر توصیفی ست می توانست پایان بندی بهتری داشته باشد.   این قبیل توصیفات همچنان می تواند ادامه داشته باشد. هرچقدر بخواهی می توانی ادامه بدهی و این جهت زنگ پایان کار به صدا در نمی آید و مخاطب متوجه پایان اثر نخواهد بود.  

🔸در اثر ارائه شده با توجه به اینکه یک اثر توصیفی ست خلاقیتی دیده نمی شود.  

🔸به لحاظ موسیقایی اثر ارائه شده از بحران خوش آهنگ هزج استفاده کرده،از موسیقی بیرونی بهره گرفته اما از موسیقی کناری می توانست بهتر بهره بگیرد. 


🔸به لحاظ مضمون و محتوا اثر ارائه شده نتوانسته در مضمون سازی موفق عمل کند.  

یکی از ویژگی های مهم اشعار توصیفی همین مضمون سازی ست که شاعر در آن موفق عمل نکرده.  


در حالت کلی این اثر می توانست بهتر از این ساخته و پرداخته شود.  

در پایان از شاعر محترم تشکر می کنم.  

با تشکر 

مریم راد " واژه " 

#واژه 

P:2

@ashenayeeshgh