نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر صرفا به دنبال کشف پیچیدگی های روایی نیست بلکه تشخیص سطوح مختلف ، فرافکنی حلقه های محور افقی زنجیره ی روایی نسبت به محور عمودی تلویحی نیز هست . این حلقه ها حول محور زبان در کل اثر با تکیه بر
تفکر نویسنده و بیان سوژه مورد نظر اتفاق می افتد . بنابراین در نثر به دنبال جهانی هستیم تحت سلطه معنا .

آخرین مطالب

۱ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

رسول پور همراه

#نقد 


"گفتی چه خبر! از تو چه پنهان خبری نیست"

جز یاد تو در کوی دلم ره گذری نیست


دستی به تبر بردی و از ریشه بریدی

از جنگل رویای دلم...هیچ اثری نیست


بعد از تو همه ثانیه ها هم شب تار است

در ظلمت تنهایی من چون قمری نیست


کم سو شده چشمان پر از پینهء حسرت

از بس که به شب زل زده اما سحری نیست


رفتی و جهان خالی و من پر ز تو ام باز

دنیا شده  متروکه و گویا بشری نیست


طی شد همه عمر به پایت که بیایی

هر لحظه دعا کردم و گویا اثری نیست


روییده به هر یک قدم از فاصلهء ما

دیواری و سمت تو ولی هیچ دری نیست

#رسول_پور_همراه

بنام خداوند مهر 

#نقد 


از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  



قبل از اینکه بخواهم به نقد این شعر بپردازم، لازم می دانم چند نکته را عرض کنم.


همانطور که متوجه شدید، شعر  یک غزل است 

که در آن محور اصلی بر پایه عواطف و احساسات است.


اگرچه از غزل انتظار داریم علاوه بر احساسات، اندیشه ها هم در آن نقش داشته باشد 

زیرا آنچه از تعریف شعر بر میآید بر این منوال استوار است، می توان گفت ساده ترین تعریف شعر همان بیان احساسات و عواطف در جوار اندیشه، در لحظه ای از زمان گذرا ست که مزین می شود به تشبیه، استعاره، ایجاز و..  و به این ترتیب ماهیت شعر شکل می گیرد 

وقتی به این ماهیت موسیقی هم اضافه شد، چهارچوب موسیقی که ثروت گروه عروض و قافیه است و چه موسیقی که در ذات کلمه و نهایتا در کلام وجود دارد، جنبه های،زیبا شناسی اثر را کامل خواهد کرد 

اما یک شعر با تمام تفاسیری که عرض کردم وقتی به تکامل می رسد که دارایی محتوا و وحدت فضا باشد و نمادین سازی با استفاده از زبان اتفاق بیوفتد و نشان دهنده یک جهت فکری شاعری باشد.


به لحاظ تقدیم لغوی این اثر باید عرض کنم که چیدمان کلمات و همچنین کلمات مورد استفاده مطابق با زبان معیار اتفاق افتاده و در حالت کلی از دوگانگی بدور است به غیر از مصرع ( رفتی و جهان خالی و من پر ز توام باز)  

کاملا مشخص است که این دوگانگی تحت تاثیر وزن، به حذف واکه منجر شده است.


نحو در این اثر مطابق چهارچوب شعر و آنچه در غزل کاملا پذیرفته شده است و در یک مصرع دچار جابجایی ارکان شده است که علاوه بر جنبه موسیقیایی به زیبایی شناسی اثر هم کمک کرده است.  

( کم سو شده چشمی پر از پینه ی حسرت)  

ناگفته نماند که لحن در این اثر کاملا ساده و روان است


در این اثر composition 

( گفتی چه خبر از تو چه پنهان خبری نیست 

جز یاد تو در کوی دلم ره گذری نیست)  

سبب می شود که ذهن مخاطب برای شروع یک شعر آماده شود و حضور عاطفه یا بعد عاطفی سبب ارتباط نزدیک و صمیمانه شاعر و مخاطب خواهد بود و از آنجایی که این ارتباط صمیمانه با مخاطب در طول اثر حفظ شده است بنابراین ما یک اثر یکدست داریم که یکدستی موجب پیوند خوردن ابیات است.


یعنی از پراکندگی به دور است.  

و یکی دیگر از نکات مثبت این اثر می،باشد

به لحاظ نقد فنی 

و همانطور که کاملا نمایان است قالب اثر یک غزل است و نوع اثر عاشقانه می،باشد.  

بنابراین اثر دارایی عروض و قافیه است و از قواعد آن در کل اثر بهرمند شده است.


به اعتقاد من وزن این اثر 

مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن 

بحران هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف  است.  

شاید بتوان گفت که نمونه یا مثال این وزن را در شعر حافظ داریم 

(ما ورد سحر در ره میخانه نهادیم 

محصول دعا در ره جانانه نهادیم. )  

بنابراین با توجه به عرایضم در بالا 

اثر یک غزل در فرم سنتی یا غزل عام است.  که به اعتقاد بنده حاوی منطق و اندیشه های نو نیست.

به لحاظ زیبایی شناسی 

موسیقی این اثر مطابق با انتظاری که از غزل داریم تحت تاثیر وزن است و به یک موسیقی بیرونی تبدیل شده که البته با توجه به روان بودن موسیقی در اثر یکی دیگر از نکات مثبت آن است.


ترکیب سازی در این اثر بدیع نیست و این مسئله سبب میشود که تکراری بودن مضمون اثر بیشتر به چشم بیاید.  

این تکرار در مضمون سبب می شود مخاطب را از دست بدهیم. به هرحال هنر یک مسئله مخاطب محور است.

این اثر روایت خوبی دارد این روایت سبب شده ابیات یکدیگر را حمایت کنند وگرنه کل اثر هم کاملا مشهود است.

استفاده از تشبیه و استعاره و... سیب زیبایی شناسی اثر می شود و تاییدیه دیگر بر ماهیت شعری اثر است. که نکته مثبت دیگر است 

( دستی به تبر بردی و از ریشه بریدی 

از جنگل رویایی دلم هیچ اثری نیست)  

( کم سو شده چشمان پر از پینه ی حسرت 

از بس که به شب زل زده اما سحری نیست)

به لحاظ محتوا و درونمایه اینقدر با توجه به مضمون عاشقانه ای که. در خود جای داده به یک اثر رمانتیک تبدیل شود اما متاسفانه توصیفات آن طور که باید شاعرانه اتفاق نیوفتاده.  

به اعتقاد بنده باید با ظرافت بیشتری اتفاق می افتاد. 

در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.  

مریم راد "واژه "