نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر صرفا به دنبال کشف پیچیدگی های روایی نیست بلکه تشخیص سطوح مختلف ، فرافکنی حلقه های محور افقی زنجیره ی روایی نسبت به محور عمودی تلویحی نیز هست . این حلقه ها حول محور زبان در کل اثر با تکیه بر
تفکر نویسنده و بیان سوژه مورد نظر اتفاق می افتد . بنابراین در نثر به دنبال جهانی هستیم تحت سلطه معنا .

آخرین مطالب

گم شده

، دلم می خواهد که  بنویسم، 

از چه ؟  نمی دانم. 

فقط حسی مثل حس  نوشتن در وجودم شعله گرفته است .  گاهی وقت ها  از  درد پر می شوم  و احساسم، جایی درون هزاران غم، تنهایی،  نا امنی گم می شود. 

می گردم و می گردم.


دوباره احساسم جان  می گیرد، اما باز هم یک گوشه قلبم تک مضراب می زند .  باز هم تک  مضراب... یعنی که در یک گوشه قلبم انقدر خـلا وجود داره که باید با منطقی،  پر کنم. 

اول عشق، آخر هم عشق. "عشق یعنی همه چیز"  پس، عشق را جایگزین می کنم، اما باز هم خلا وجودم را احساس  می کنم. 

شاید در این خلا باید به خود برسم.  گم می کنم خود را، در اندوه هزار غریبه، و دوباره پیدا می کنم. 

اما هنوز یک گوشه قلبم تک مضراب می زند. یعنی که عشق، اگرچه همه چیز است اما جای آن درون قلبم خالی ست یا شاید این بار ساز دلم نا کوک شده که همچنان تک مضراب می زند. 

لحظه به لحظه می گذرد و دل همچنان مضراب می نوازد. 

عزمم را جزم می کنم،  از دل خواهم پرسید، چه وقت ساز نا کوکت، کوک می شود؟ 

اما، جوابی نیست. 

با ساز نا کوک دلم چه کنم؟ 

عشق،  پول،  موقعیت،  شهرت، روشنفکری، جنجال، کتاب های خوانده شده و خوانده نشده،  ولع فهمیدن،  خانواده، فرزند، و. و. هزاران نکته ای که در لحظه مهم می شوند...یک نفر بیاید و بگوید که منه گم شده ام به دنبال چیست؟  چه می خواهد؟ 

خوشحالی کجاست؟  خوشبختی چیست؟ 

هر روز به جستجوی چیزی از خواب بیدار بر می خیزم بلکه منه گم شده ام را به گونه ای  دیگر بیابم. اما هر بار گم می کنم خودم  را  و دوباره پیدا می کنم، اما نه آنطور که می خواهم. 

گاهی میان درد گم می شوم، گاهی میان هزار رذالت،  گاهی میان عشق، گاهی میان جدایی، و پیدا می شوم میان هزاران غم، اندوه تنهایی و درد. 

اما ثانیه های زندگی همچنان ادامه دارند، صدای ثانیه ها ممتد می نوازند،  مثل چشم های دیگری، که به دنبال منه گم شده اش، مدام کنکاش می کند.  به یک گم شده مثل خودش می رسد ، دایره وار  می چرخد و می چرخد بلکه منه گم شده اش را در وجودم بیابد.  غافل از اینکه این خانه سال هاست که اشغال شده. 

اما دست هایم، همچنان تنهاست، چشم هایم همچنان  تنهاست و راه را، تنها می پیمایم. ای کاش کسی می آمد و منه گم شده ام  را به من پس می داد. 

انگار  زندگی من یک زندگی انفرادی است.  من گم شده ی خودم هستم. 

با عشق،  با مهر " واژه "

@ashenayeeshgh 

http://nasrenovin.blog.ir

  • مریم راد(واژه)

نظرات  (۱)

جالب بود مرسی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی