نثر نوین

نثر و تفاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر نوین

نثر و تفاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر صرفا به دنبال کشف پیچیدگی های روایی نیست بلکه تشخیص سطوح مختلف ، فرافکنی حلقه های محور افقی زنجیره ی روایی نسبت به محور عمودی تلویحی نیز هست . این حلقه ها حول محور زبان در کل اثر با تکیه بر
تفکر نویسنده و بیان سوژه مورد نظر اتفاق می افتد . بنابراین در نثر به دنبال جهانی هستیم تحت سلطه معنا .

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
نویسندگان

با سلام و احترام  خدمت همه عزیزان 

با دو مقاله در خدمت شما هستم 

1- 

کنکاش در شعر سپید ؛( بررسی ساختاری و زیبایی شناختی در شعر معاصر فارسی ) با لینک https://civilica.com/doc/2457674

با چکیده 

شعر سپید به عنوان یکی از جریان های نو گرای ادبیات معاصر فارسی ؛ پاسخی ست به دگرگونی های فکری و زبانی انسان مدرن . این نوع شعر با گسستن از قالب های سنتی و وزن و قافیه ؛ بر جوهر زبان و تصویر و اندیشه تاکید می کند و جهان را نه در قالب چهار چوب موسیقی بیرونی بلکه در ریتم درونی کلمات و اندیشه ها باز آفرینی می کند . شعر سپید در پی آن است که تجربه انسانی را بی واسطه ؛ آزاد و شخصی بیان کند و از این رو رابطه ای تازه میان شاعر و زبان پدید می آورد . روش پژوهش ترکیبی است از تحلیل ساختار بیرونی و درونی شعر سپید در اثار شاملو و شعی دارد نسبت میان فرم آزاد و نگرش انسان گرایانه شاعر را تبیین نماید . این پژوهش با هدف رسیدن به( structure ) یا ساختار یکپارچه و منظم ،جهت یک قالب ادبی( شعر سپید) تهیه شده است. مطالعه موردی این تحقیق ؛ با تمرکز برمجموعه آثار احمد شاملو ( دفتر یکم ؛ شعر ها 1323- 1378), و برخی اشعار " بر گور لیلی " فروغ فرخزاد و نصرت رحمانی استوار است و روش پژوهش ترکیبی است از تحلیل متن های نمونه به همراه مرور نظریه های زبان شناختی و زیبایی شناختی مرتبط . نتیجه نشان می دهد 1- ساختار شعر سپید مجموعه ای از اجرای هم پیوند ( تقطیع آوایی ؛ چینش واژگانی ؛ حلقه یروایی مقطوع ) است که نه فقط از حذف عروض . قافیه ناشی می شود بلکه محصول انتخاب های هدفمند زبان است . 2- موسیقی درونی ؛ آشنایی زدایی نحوی و تصویر سازی سیال ابزار های اصلی ایجاد انسجام معنایی اند . 3- فرم آزاد در آثار شاملو همسو با نگرش فلسفی او به آزادی و انسان مدرن عمل می کند . این تحقیق بر اهمیت بازخوانی ساختار شعری سپید برای پالایش تابعیت آن از نثر و تقویت معیار های شعری تاکید می کند .

کلیدواژه:  بررسی ساختاری و زیبایی شناختی در شعر معاصر فارسی
2- 

پدیدار زبان در آیینه ی شعر و فلسفه : تطبیقی میان جهان زبانی احمد شاملو و مارتین هایدگر با لینک https://civilica.com/doc/2457673

با چکیده : 

در فلسفه معاصر ؛ مفهوم " زبان " از کارکرد ابزاری خود فاصله گرفته و به جایگاه هستی شناختی ارتقاء یافته .مارتین هایدگر با طرح اندیشه ( زبان به مثابه خانه هستی ) زبان را عرصه ظهور و تجلی" بودن" می داند . جایی که حقیقت از نه از طریق گزاره ها ؛ بلکه در گستردگی واژه و گفتار رخ می دهد . احمد شاملو نیز در شعر معاصر فارسی با درگرگونی در ساختار زبان و تصویر ؛ افق تازه ای از حضور و معنا می گشاید و خود پدیداری از حقیقت و هستی انسانی است . پژوهش حاضر با روش پدیدار تطبیقی به تحلیل نسبت میان زبان هایدگری و زبان شاعرانه شاملو می پردازد و می کوشد نشان دهد که چگونه شعر شاملو می تواند مصداقی از زبان" بودن" در سنت فلسفی غرب تلقی شود . داده های این تحقیق از رهگذر مطالعه متون فلسفی هایدگر ؛ به ویژه در راه زبان و " نامه در باره انسان گرایی " و تحلیل کیفی مجموعه های شعر شاملوگردآوری شده است . زبان در فلسفه هایدگر نه ابزار بیان بلکه خانه بودن است جایی که هستی خود را می نمایاند . احمد شاملو نیز در شعر "زبان" را از سطح ابزار ارتباطی به سطح کشف حقیقت و آفرینش معنا ارتقا می دهد . این پژوهش با رویکرد پدیدار شناسی تطبیقی می کوشد نحوه حضور " اشیا" و " زبان بودن " را در شعر شاملو در پرتو اندیشه هایدگر تحلیل کند . بدین سان ؛ شعر شاملو به مثابه تجربه ای هستی شناختی خوانده می شود که در آن واژه ؛ خود به " بودن " بدل می شود نه نشانه آن . نتایج پژوهش حاکی از آن است که هردر دو منظومه فکری ؛ "زبان" نه ابزاری برای بیان جهان ؛ بکه خود جهان در حال "شدن "است . هایدگر در مقام فیلسوف و شاملو در مقام شاعر هر دو زبان را عرصه حضور می دانند جایی که اشیاء و انسان از خاموشی به گفتار می آیند . بدین ترتیب شعر شاملو را می توان تجربه ای پدیدار شناختی از ( خانه هستی ) دانست . جایی که واژه به جای نامیدن می زاید .

امیدوارم از خواندن این دو مقاله لذت ببرید . 

با سلام و احترام 

با مقاله ای دیگر در خصوص عطار , عارف ؛ صوفی و شاعر ایرانی 

تحت عنوان 

تحلیل تطبیقی سیر تحول در منطق الطیر عطار بر پایه روان شناسی یونگ و فلسفه هایدگر

در لینک https://civilica.com/doc/2433680

در سایت سیویلیکا قابل دانلود است . 

با سلام و احترام 

با مقاله تحت عنوان 

بررسی اکولوژیک گلستان و بوستان سعدی از منظر اخلاق زیست محیطی الدولئوپولد

 https://civilica.com/doc/2434806

این مقاله در سایت سیویلیکا  که لینک را خدمتتان ارائه کردم ؛   قابل دانلود است . 

 با عشق و احترام 

مریم راد " واژه" 

 درود و مهر 

مقاله ای دیگر در خصوص حافظ 

     که در خصوص نظریه مارتین هایدگر و دیگاه حافظ در ارتباط با فنا ؛ جاودانگی و مرگ از نظر زمان صحبت می کند . 

این مقاله را در بخش جستارهای ادبی  می توانید مطالعه کنید البته لینک در پایین این مطلب قرار داده شده . 

https://nasrenovin.blog.ir/page/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C_%20%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%B4%D8%B9%D8%B1%20%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D8%AF

اطلاع رسانی 2

درود و مهر پروردگار 

 با عرض ارادت و احترام خدمت همه عزیزانی که ما را دنیال می کنند . 

جلسه چهارم گلستان سعدی به روز شد . 

هدف اطلاع رسانی خدمت علاقندان به استاد سخن سعدی ست . از این جهت لینک را خدمتتون ارسال می کنم 

https://nasrenovin.blog.ir/page/%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C

با عشق و مهر 

مریم راد " واژه"

جلسه سوم گلستان

درود  و مهر . 

جلسه سوم گلستان سعدی که در خصوص باب دوم ( در اخلاق درویشان )صحبت می کند به روز شد . 

https://nasrenovin.blog.ir/page/%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C

پیشاپیش از همراهی شما تشکر می کنم . 

با عش واحترام 

مریم راد " واژه" 

جلسه دوم گلستان سعدی

درود و مهر 

جلسه دوم گلستان به روز شد . 

پیشاپیش از وقتی که برای مطالعه می گذارید سپاسگزارم . 

اگر نکته ای بود خوشحال میشوم  با من به اشتراک بگذارید تااز علم و سواد شما استفاده کنم  . 

با عشق و مهر 

شادی و تاثیر آن بر توسعه فردی و اجتماعی از منظر ادبیات کهن

 

به قول وحشی بافقی :

کی تبسم دور از آن شیرین تکلم می کنم

زهر خند است این که پنداری تبسم می کنم

در میان اشک شادی گم شدم روز وصال

اینچنین روزی که دیدیم خویش را گم می کنم

بحران سلامت روان ؛ زندگی عموم مردم امروز را تهدید می کند .انزوا  و افسردگی و گسست اجتماعی از بیماری های مزمن شهری و محیطی ست . عوامل خطر ساز سلامت محیطی مثل بی تفاوتی نسبت به محیط پیرامون ؛ عدم احساس تعلق و افسردگی و اضطراب و بیماری هایی از این دسته سلامت روان جامعه را به خطر انداخته  در این بین اخلاق می تواند به عنوان دریچه ای معنا گرا همیشه راهگشا باشد. تعیین سلامت روان جامعه ؛ سبب بهبود روابط اجتماعی و شکوفایی اجتماعی و پذیرش  ومشارکت اجتماعی ست. شکوفایی اجتماعی ؛ ناشی از درک اجتماعی ست  که عامل اصلی رشد اجتماعی می شود . توسعه پایدار عرصه نوینی است که همزمان هم سیاست و فرهنگ را مورد توجه قرار میدهد و هم بر رونق اقتصاد و تجارت و صنعت تأکید می ورزد .اگر بخواهیم به توسعه پایدار برسیم باید بدانیم تعریف توسعه پایدار چیست ؟  توسعه پایدار« به معنی ارائه راهحل هایی در مقابل الگوهای فنی، کالبدی، اجتماعی و اقتصادی توسعه میباشد که بتواند از بروز مسائلی همچون نابودی منابع طبیعی، تخریب سامانه های زیستی و ... جلوگیری کند.

شادی یکی از موارد مطرح شده در ایجاد توسعه پایدار در جامعه می باشد . "شادی" از مفاهیمی ست که از دیرباز در فرهنگ ایران جایگاه ویژه‌ای داشته حتی  در سنگ‌ نوشته‌های بر جای مانده از دوران باستان، مانند سنگ‌نوشته داریوش و خشایار شاه در گنج‌نامه همدان، آمده است؛ «بزرگ است اهورامزدا که این زمین را آفرید و آن آسمان را آفرید و شادی را آفرید.» از اینجا می‌توان دریافت که مقوله‌ای به نام شادی تا چه میزان در فرهنگ کهن ایران اهمیت داشته تا آنجا که یکی از ارزش‌ها یا صفات پروردگار «آفریدن شادی» ها بوده است و اهمیت آن را به میزان آفرینش آسمان و زمین می‌دانسته‌اند. شاید این جمله می خواهد بگوید که جهان بر پایه شادی بنا شده و یکی از اساسی ترین مفاهیم در جهان هستی می باشد .

ملتی تواند در برابر تهاجمات سوداگرانة فیزیکی و فرهنگی بیگانگان صف ایستادگی بیاراید که از رشد فکری و تعادل روحی والایی برخوردار باشد؛ لیکن غنای فرهنگی پدید نمی آید، مگر با تضارب و تعامل آرا ؛ و اعتدال روحی.؛ مگر با ارضای متوازن نیازها و شکوفایی عواطف مثبت انسا نها. از این رو، در دنیای معاصر، سیاستگذاران عرصه های مختلف فعالیت های انسانی، از مراکز علمی و دانش پژوهی تا مؤسسات خدماتی و کارگری، با شیوه های متفاوت، می کوشند تا شادی و قرار را در نهاد آدمیان ایجاد نمایند و بدین طریق، هم بر تولیدات علمی خود بیفزایند و هم بر فراورده های صنعتی و خدماتی؛ و مهم تر از همه ، زندگی امن و آرام و به دور از عصبیت و پرخاش، با مردمی شاد و امیدوار را مهیا نمایند.

 

ادبیات پیوند عمیقی با بن‌مایه های غم و شادی داشته است در این میان برخی شاعران به تناسب وضعیت زمانه خود تلاش کرده‌اند با اشعار خود ؛ شادی را در جامعه افزایش دهند چونان که در شعر رودکی می خوانیم .

شاد زی با سیه چشمان شاد

که جهان نیست جز فسانه و باد

ز آمده شادمان بباید بود

وز گذشته نکرد باید یاد

همانطور که مفهوم شادی در فرهنگ کهن  بسیار سخن به میان آمده . همچنین تداوم این اندیشه را در برخی آثار تربیتی منثور  می‌توان مشاهده کرد که بر کنار نهادن مسائل غمگین و رو آوردن به امور شاد تاکید دارند. شادی اصولا یک محرک قوی و مناسب  است برای جامعه ای  که دچار رکود و غم و اندوه و ناکامی ست .  حال آنکه غم و اندوه مایه سکون و  بی‌تحرکی است. به همین علت یکی از مفاهیم پر بسامد در ادبیات فارسی ست ادبیاتی که برگرفته از اجتماع می باشد . .

در لغت نامه دهخدا در باره شاادی چنین آمده است: »خوشدلی، شادمانی، رامش، مقابل اندوه و غام .« )لغات ناماه دهخادا ( معاانی دیگری نیز نیز همچون » سرور، فرح، سَرّاء

به قول استاد سخن سعدی

هر سحر از عشق دمی می زنم

روز دگر می شنوم بر ملا

قصه دردم همه عالم گرفت

در که نگیرد نفس آشنا

در منظومه خسرو و شیرین نظامی از زبان مهین بانو آمده

رها کن غم دنیا که غم نیارزد

مکن شادی که شادی هم نیارزد

اگر خواهی جهان در پیش کردن

شکم واری نخواهی بیش خوردن

گرت صد گنج هست ار یک درم نیست

نصیبت زین جهان جز یک شکم نیست

 شادی اسباب دلبستگی نیز می شود . به این  معنی  که دلبستگی به خود و دیگران و حرکت به سوی افق های خوش و  سازگاری  با جریان حیات با نیازهای انسانی ست موهبت الهی و یکی از ویژگیهای هویت ایرانی محسوب می شود و تحلیل و توصیف آن در ادوار مختلف فرهنگ و ادب

نحوه زندگی و آداب و سنن مرسوم در هر دوره قابل بررسی  ست.

 

حافظ می فرماید :

بر سر آنم که گر ز دست برآید

دست به کاری زنم که غصه سرآید

 

یا به قول بانو سیمین بهبهانی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع کن شادی و پایان انتظار تویی

 

روانشناسان، شادی را نیز در جایگاه یکی از عوامل مؤثر در موفقیت و سلامت روانی پذیرفته اند .

عراقی در یکی از غزل هایش آورده

صبا وقت سحر گویی ز  یار می آید

که بوی او شفای جان هر بیمار می آید

نسیم او مگر در باغ جلوه می دهد گل را

که آواز خوش بلبل ز هر سو زار می آید

مگر از زلف دلدارم صبا بویی به باغ آورد

که از باغ گل و گلزار بوی یار میآید

حافظ در یکی از غزل هایش آورده

هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا  را

. در جامعه ایرانی عوامل متعددی مانند اعتقادات دینی، عزت نفس، سلامت، وضعیت اقتصادی و... را عوامل شادی‌آفرین معرفی می کنند .

 یکی از شادترین شخصیت‌های عرفانی ـ ادبی، مولانا جلال‌الدین محمد بلخی ست . در همین راستا و با توجه  به نظریۀ شادی مولوی و راهکارهای رسیدن به شادی و رضایت از زندگی در اندیشه‌ها و آرای او،  درکتاب فیه‌مافیه بخش اصلی نظریۀ شادی مولوی ـ چه دربارة وابسته‌کردن احساس شادی به ارادۀ الهی و در جایگاه جزای اعمال انسان و چه دربارة استغراق ـ در متنِ تجربۀ تفسیری و باور دینی، سخن به میان آمده ؛  شادی ازنظر مولوی انعکاسی ست از آنچه از درون انسان می جوشد . این نظریه به تقویت سلامت اجتماعی توجه دارد.

مولانا می فرماید :

مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد

مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد

درواقع شادی «حالتی عاطفی و متمایز از غرایز و هیجانات به دلیل غیردینامیک‌ بودن» و یکی از نیازمندی‌های انسان معاصر است که از دشواری‌‌های زندگی در جهان ماشینی و نوین در رنج است.

مولانا در غزل دیگری از دیوان شمس آورده

سکه رخسار ما جز  زر مبادا بی شما

در تک دریای دل گوهر مبادا بی شما

شاخه های باغ شادی کان قوی تازه ست و تر

خشک بادا بی شما و تر مبادا بی شما

چهرۀ شادی مولوی، آشکارا در آیینۀ زلال اشعارش نمایان است و برای دیدن آن نیازی به تأمل و تلاش نیست.مولوی می فرماید :

لیک مارا چو بجویی سوی شادی ها جو

که مقیمان خوش آباد چهان شادیم

انسان امروزی دریافته است که مطلق‌گرایی‌اش دربارة مطلوب‌ بودن همه‌جانبۀ زیستن در این جهان نادرست بوده ‌است. زیستن در چنین جهانی برای انسان معاصر نتایجی از تن‌آسانی و رفاه به همراه داشته؛ اما ناگزیر، او را با دشواری‌هایی نیز روبه‌رو کرده است که سلامت روانی‌اش را تهدید می‌کند؛ بنابراین طبیعی است که درپی یافتن راهکارهایی برای چیرگی بر غم و درک شادی برآید.

توجهات خاص فردوسی بزرگ به فرهنگ ایرانی نیز حاکی از اهمیت موضوع در فرهنگ و تفکر ایرانی ست آنقدر که در داستان سیاوش آورده

به شادی بباش و به نیکی بمان

تو شادان و بد اندیش تو با غمان

بدان پادشاهی  همی باز کرد

سر بد سگال اندر آورد به گرد

 یا همچنان در همان روایت آورده

بیا تا به شادی خوریم و دهیم

چو گاه گذشتن بود بگذریم

 

تحقیقات نشان می دهد صرف نظر از چگونگی کسب آن می تواند سلامت جسمانی را بهبود بخشد . افرادی که شاد هستند احساس امینت بیشتری می کنند . آسان تر تصمیم می گیرند و دارای روحیه مشارکت بیشتری هستند و از کسانی که با آنان زندگی می کنند احسای رضایت بیشتری می کنند .

به قول حضرت حافظ

وفا کنیم و ملامت کشیم  و خوش باشیم

که در طریقت ما کافری ست رنجیدن

کمبود و فقدان شادی نیز پیامدهایی با خود همراه دارد که سلامت عمومی جامعه را به خطر می اندازد . نظامی هم  در زمینه مسائل مختلفی مانند رابطه شادی با فلسفه زندگی ؛ فلسفه شادی و شادیهای مطلوب و نامطلوب را مطرح کرده . درواقع نظامی شاد بودن را یک فضیلت مطرح کرده از نظر این شاعر ریشه سعادت انسان در ترک تعلقات مادی و پذیرش مرگ است .

نظامی متاثر از اندیشه عصر خود که ناشی از حکمت ایرانی و یونانی و اندیشه های اسلامی دارد . شادی را یکی از اهداف زندگی معرفی می کند و بر این باور است که جهان را برای شاد بودن آفریده اند .

جهان غم نیرزد به شادی گرای

نه کز بهر غم کرده اند این سرای

جهان از پی شادی و دلخوشی ست

نه از بهر بیداد و محنت کشی ست

یعنی مخاطب را تشویق به شاد بودن و غنیمت دانستن زمان حال می کند . و بر این باور است برای شاد زیستن از آنچه در آن سود نیست نباید پرسشی شود . شاد شدن را به چاره اندیشی و قناعت وابسته می داند و معقد است نباید تن به رنجه و سختی داد .

بیا تا نشینیم و شادی کنیم

شبی در جهان کیقبادی کنیم

نپرسیم از آنها کز او سود نیست

کزین پیشه اندیشه خشنود نیست

بدانچ آدمی را بود دسترس

بکوشیم تا خوش براید نفس

به چاره دل خویشتن خوش کنیم

نه زان سان که تن نعل آتش کنیم

 

با رواج روانشناسی مثبت‌نگر، مطالعات روانشناسی از تفکر در جنبه‌های منفی روان انسان به تأمل بر جنبه‌های مثبت روانی تغییر مسیر داد.

در فرهنگ ما شادی حسی و گذرا با «نشاط» و شادی اصیل با سعادت و خوشبختی نزدیک و هم مفهوم هستند.

حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است

بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم

از نظر باربارا فردریکسون در کتاب «مثبت بودن» (positivity) افراد شاد کسانی هستند که فراوانی و شدت هیجان‌های مثبت آنها سه برابر هیجان‌های منفی‌شان باشد. سلیگمن در کتاب «شادکامی اصیل» (happiness Authenetic) همبستگی آماری بین هیجان‌های مثبت و منفی در افراد شاد را عددی منفی و در اندازه‌ای متوسط می‌داند.

حافظ معتقد است

غنیمت دان و می خور در گلستان

که گل تا هفته دیگر نباشد

یا در غزل دیگری دارد

ساقیا عشرت امروز به فردا مفکن

یا ز دیوان قضا خط امانی به من آر

و همچنان در غزل دیگری دارد

بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری

شادی زهر جبینان خور و نازک بدنان

به حال شادی به عنوان یک پدیده اجتماعی و انسانی، طبیعتا باید با پیامدهایی در سطوح مختلف فردی و جمعی همراه است . شادی در افراد، همراه با کارایی بیشتر، امید، قدرت تفکر بیشتر، موفقیت تحصیلی، و ارتقاء کیفیت زندگی ست و فقدان آن هم نتایج وارونه ای به بار می آورد.افسردگی، به عنوان نقطه مقابل شادی از قدرت استدلال و کارائی می‌کاهد. مردم شاد همدیگر را بیشتر دوست دارند و بیشتر مورد محبت دیگران قرار میگیرد. (افسردگی و اندوه فاصله ایجاد میکند). این امر می تواند گسترش اعتماد متقابل و به دنبال آن سرمایه اجتماعی را در پی داشته باشد که جامعه ما به شدت به آن نیاز دارد.

ظاهرا شادی زیبایی نیز خلق می‌کند و گفته شده است که "هیچ صورتی با لبخند زشت نیست"، لبخندی که برآمده از شعف و انبساط خاطر درونی است. در عین حال شادی امری مسری است و در گروه ها و در تجربه روزمره می توانیم شاهد آن باشیم. مثلاً شادی یک کودک، یک خانواده را شاد میکند. این خیلی مهم است و حس مشارکت را ایجاد میکند.

 روانشناسان انسانگرا معتقدند که شادی فعالیت فرد را برمی انگیزد و بر آگاهی او می افزاید و از طریق ترشح هورمون‌های شادی خلاقیت وی را تقویت و روابط اجتماعی را تسهیل می کند. اثر شادی روی روابط اجتماعی، مشارکت سیاسی و اجتماعی را رونق می‌بخشد. چیزی که در سطح کلان اجتماعی خیلی نیاز است و باید به آن توجه بیشتری شود .

 

 

 

مریم راد " واژه"

وفاق در جامعه کنونی از منظر ادبیات

ادبیات هر ملتی آینه ای تمام عیار از اعتقادات ؛ باورها ؛ اداب و سنن و فرهنگ عمومی آن ملت است . این وظیفه ی ادبیات است که مفاهیم را از یک نسل به نسل دیگر و از یک زمان به زمانی دیگر منتقل می کند .

شعر و زبان شعری بخشی از فرهنگ ملتی ست که قرن ها با آن خو گرفته  و برای بیان افکار و عقاید خود از آن بهره گرفته است .

شکر شکن شوند همه طوطیان هند

زین قند پارسی که به بنگاله می رود

 

شعر و مفاهیم موجود در شعر به سهولت می تواند تغییراتی را در افکار و اندیشه های عمومی ایجاد کند . نقش ادبیات در فرهنگ و گسترش آن قابل چشم پوشی نیست . شعر و هر اثر هنری که آیینه ی عواطف بشری ست به نوعی وحدت گرایش دارد .زیرا شاعران و نواندیشان به دنبال مدینه ای فاضله هستند که زیر سایه آن بتوانند با دعوت به نوع دوستی و انسان گرایی به راه وحدت روی آورند .وحدت و وفاق از اصلی ترین و پر دامنه ترین مفاهیم در شعر است که کاربرد وسیع در جامعه کنونی دارد .  به قول اقبال لاهوری:

رشته ی وحدت چو قوم از دست داد

صد گره بر روی کار ما فتاد

 

ما پریشان در جهان چون اختریم 

همدم و بیگانه از یک دیگریم

 

باز این اوراق را شیرازه کن 

باز آیین محبت تازه کن

 

باز ما را بر همان خدمت گمار 

کار خود با عاشقان خود سپار

 

رهروان را منزل تسلیم بخش

قوت ایمان ابراهیم بخش

 

شاعران و نویسندگان زبان گویای جامعه اند . اگر از وحدت و همدلی یا نوع دوستی ؛ انسان گرایی سخن می گویند بدین معنا ست که این مفاهیم را برای ساختن یک جامعه سالم لازم و ضروری می دانند .

به قول حضرت مولانا که در دفتر دوم مثنوی آورده

 

خلوت از اغیار باید نه ز یار      

  پوستین بهر دی آمد نه بهار

عقل با عقل دگر دوتا شود         

  نور افزون گشت و ره پیدا شود

 

یعنی لازمه ی استفاده از پوستین در زمستان است که از سرما در امان بمانیم . یعنی خلوت گزیدن برای رهایی از ناجنسان و نااهلان است .

به قول حضرت حافظ

نَخست موعظهٔ پیرِ صحبت این حرف است

که از مُصاحبِ ناجِنس اِحتِراز کنید

 

خاستگاه ادب و ذوق شاعرانه جز به وحدت اتفاق نمی افتد . صائب در یکی از تک بیت های خود دارد

تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است

عالمی را شاد کرد آن کس که یک دل شاد کرد

 

در تاریخ پر فراز و نشیب این کشور همیشه شاعرانی بودند که در تنگناهای مناقشات خصومت آمیز دیگران را به محبت و مدارا خواندند که عمدتا شاعرانی عارف مسلک بودند و دوستدار ذوق و ادب که کوشیده اند تا کام تلخ عموم را به شهد شیرین وحدت درمان کنند

 

زان حدیث تلخ گویم تو را         

 تا ز تلخی ها فرو شویم تو را

چند گویم من تو را کین انگبین    

 زهر قتال است از آن دوری گزین

 

مولانا معتقد است وظیفه ی صالحان و سالکان ایجاد صلح است یا در کلام استاد سخن سعدی در باب اول گلستان آمده

بنی آدم اعضایِ یکدیگرند                    

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار         

  دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنتِ دیگران بی‌غمی              

  نشاید که نامت نهند آدمی

 یا در دفتر چهارم مثنوی معنوی حضرت مولانا آمده

بر مسلمانان نمی‌آری تو رحم             

 مؤمنان خویشند و یک تن شحم و لحم

رنج یک جزوی ز تن رنج همه‌ست   

   گر دم صلح ست یا خود ملحمه‌ ست

گفت در چشم شما قحطست این        

   پیش چشمم چون بهشتست این زمین             

 

همانطور که اعضای بدن انسان بر یکدیگر حسد نمی ورزند و در حمایت و جانب داری از یکدیگر کم نمی گذارند اعضای اجتماع نیز باید چنین باشند که در غیر این صورت اجتماع به سمت ویرانی پیش خواهد رفت جامعه ای که دست حمایتشان بر سر یکدیگر نیاشد و از شنیدن اخبار ناگوار و مرگ شادمان شوند جامعه ایست محکوم به فنا .

درمان آن جز با مدارا ؛ خویشتنداری و مهربانی با دیگران امکان پذیر نخواهد بود .

به قول حضرت حافظ

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است    

 با دوستان مروت با دشمنان مدارا

وقتی فرهنگ جامعه ای به سمت و سوی همدلی پیش میرود وفاق اهمیت و جایگاه خود را نشان می دهد .

همزبانی خویشی و پیوندی است       

 مرد با نامحرمان چون بندی است

 

اشتراکات بین اندیشه و باور انسانها در یک جامعه می تواند عامل ایجاد این همدلی باشد .

تا زمانی که انسان در آسایش و اطمینان کامل به سر می‏برد و بیم و هراسی ازمخاطرات پیش روی خود ندارد، بدون درد و بی‏انگیزه فرصت‏ها و امکاناتش رابه هدر می‏دهد، امّا زمانی که احساس نا امنی در وجود انسان رخنه کرد، به فکرچاره و درصدد پی‏ریزی سدّی برای مقابله با حوادث حال و آینده خواهد بود ولحظه‏ای آرام نخواهد نشست.اقبال لاهوری در یکی از اشعارش دارد

قوم را اندیشه ها باید یکی 

در ضمیرش مدعا باید یکی

 

اهل حق را حجت و دعوا یکی است 

خیمه های ما جدا دل ها یکی

 

جوهر ما با مقامی بسته نیست 

باده تندش به جامی بسته نیست

 

هندی و چینی سفال جام ماست 

رومی و شامی گل اندام ماست

 

قلب ما از هند و روم و شام نیست

مرز و بوم ما به جز اسلام نیست

 

ظهور و بروز بن بست ها . انحرافات می تواند در جامعه عامل ایجاد نا امنی باشد در چنین اوضاعی گردانندگان پشت پرده و اصلی معادلات جهانی یا باید دربرابر این استقبال عمومی سکوت اختیار می‏کردند یا به نقشه و ترفندی جدید متوسّل می‏شدند، این در حالی بود که آرام آرام در این غریبستان گرایش به‏مذهب  نیز خود را نشان می دهد و از انجایی که اسلام مذهب همدلی و مهربانی ست ؛ انس و الفت خود را بیشتر نشان می دهد. یا بهتر بگویم توقع بیشتری در مورد آن احساس می شود .

پروانه محو کرد در آتش وجود خویش

یعنی که اتحاد بود انتهای عشق

اینرا کشد به وادی و آنرا برد به کوه

زینها بسی‌ست تا چه بود اقتضای عشق

 

به هر حال اتحاد بیشتر صبغه‌ جامعه‌شناختی دارد و در ارتباطات گروهی مورد نظر است. و الفت از منظر روان‌شناسی اجتماعی به کنش‌های روانی انسان‌ها در تعامل با هم در محیط اجتماعی می‌پردازد و به روابط بین افراد در ارتباطات میان فردی می‌پردازد و روشن است که الفت به این معنی زیرساختی برای اتحاد است و این قرابت وثیق این دو مفهوم  اتحاد و الفت است.

یاد ایامی که با هم آشنا بودیم ما

هم خیال و هم صفیر و هم نوا بودیم ما

معنی یک بیت بودیم از طریق اتحاد

چون دو مصرع گر چه در ظاهر جدا بودیم ما

بود دایم چون زبان خامه حرف ما یکی

گر چه پیش چشم صورت بین دو تا بودیم ما

چون دو برگ سبز کز یک دانه سر بیرون کند

یکدل و یکروی در نشو و نما بودیم ما

می چرانیدیم چون شبنم ز یک گلزار چشم

از نوا سنجان یک بستانسرا بودیم ما

بود راه فکر ما در عالم معنی یکی

چون دو دست از آشنایی یکصدا بودیم ما

دوری منزل حجاب اتحاد ما نبود

داشتیم از هم خبر در هر کجا بودیم ما

اختر ما سعد بود و روزگار ما سعید

 

برای دستیابی به الفت توصیه های فراوانی در جهت رفق و مدارا شده است . سول گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمود: درد امت‌های گذشته، خصومت و دشمنی بوده است قطعا دین  را از ریشه می‌کند و شما جز با دوست داشتن هم ایمان نخواهید آورد و چیزی که مهربانی و الفت را ریشه‌دار می‌کند افشای سلام در بین خودتان است.

هرگز نمی توان به این نکته رسید که الفت و اتحاد بر طبق اعتقادات نادرست شکل گیرد و سبب شکوفایی جامعه شود . زیرا از هم گسیختگی جامعه عامل ویرانی آن جامعه است .در جامعه ویران دلها ازهم جداست .دست ها یار یکدیگر نیستند و قدم ها ناقص مثال دور باطل است .

سلام و عرض ادب و احترام دارم 

با مقاله دیگر تحت عنوان   

 بررسی سیر تحول و تاثیر درونمایه اجتماعی غزل حافظ در زندگی امروز

 در بخش جستارهای  ادبی   در خدمت شما هستم . 

این مقاله مربوط به اواخر سال 1402 ست و امیدوارم که مفید واقع شود .