نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر صرفا به دنبال کشف پیچیدگی های روایی نیست بلکه تشخیص سطوح مختلف ، فرافکنی حلقه های محور افقی زنجیره ی روایی نسبت به محور عمودی تلویحی نیز هست . این حلقه ها حول محور زبان در کل اثر با تکیه بر
تفکر نویسنده و بیان سوژه مورد نظر اتفاق می افتد . بنابراین در نثر به دنبال جهانی هستیم تحت سلطه معنا .

آخرین مطالب

رسول پور همراه

نقدشعر کلاسیک 



"ناگهان خسته و دلگیر نگاهش کردم"

رفت و من از دو جهان سیر نگاهش کردم


و فنا شد همه عمر در آن لحظه که رفت

من جوان بودم چون پیر نگاهش کردم


مثل یک کافهء متروکه پر از خاطره ام

بر دلم زد غل و زنجیر نگاهش کردم


منم آن صندلی کهنه لب پنجره که

ساکت از شیشهء تقدیر نگاهش کردم


 یا که چون ماهی افتاده لب حوض حیاط

زندگی شد همه تصویر نگاهش کردم



#رسول_پور_همراه

maryam rad:

بنام خداوند مهر و مهربانی 

#نقد_شعر_کلاسیک 

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی می کنم.  


به لحاظ نقد لغوی، اثر ارائه شده، در انتخاب و چیدمان کلمات و همچنین جایگزینی آن موفق و مطابق با زبان هنجار است و این زبان به درک روایی اثر نیز کمک کرده است.  از طرف دیگر انتخاب کلمات متناسب با زبان معیار است و از دوگانگی زبان به دور می باشد.  


به لحاظ نقد فنی اثر ارائه شده یک غزل سنتی یا عامل است ( به اعتقاد بنده)  به غیر از بیت اول بقیه ابیات بر وزن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بحر رمل مثمن مخبون محذوف سروده شده. تعداد ابیات ارائه شده در این اثر متناسب با چهارچوب غزل نیست که نشان دهنده عدم دقت کافی شاعر به روایت اثر می باشد. روایت در این اثر با تعجیل سروده شده.  قوافی ( سیر،  پیر، زنجیر، تقدیر، تصویر)  در این اثر می توانست قوافی بهتری بکار گرفته شود یعنی شاعر در چیدمان قوافی دقت لازم را بکار نگرفته.  


به لحاظ نقد زیبایی شناسی، استفاده از تشبیه در این اثر عامل بوجود آمدن تصاویر عینی و انتزاعی شده است و در عین حال رفتار زبان را در این اثر شکل داده و شعری را در آن به اثبات رسانده و علاوه بر بحث زیبایی به محتوای اثر نیز کمک کرده است. 


( مثل یک کافه متروکه پر از خاطره ام 

بر دلم زد غل و زنجیر نگاهش کردم)  

یا ( منم آن صندلی کهنه لب پنجره که 

ساکت از،شیشه تقدیر نگاهش کردم)  


روایت اثر روایت خوبی ست، کاملا منسجم به هم بافته شده و شامل مقدمه، تنه و نتیجه گیری ست اما چیزی که با قالب اثر همخوان نیست، این است که روایت اثر با تعجیل در مقایسه با structure اثر اتفاق افتاده و اینکه در قسمت نتیجه گیری شاعر می توانست قوی تر عمل کند.  

وقتی روایت جنبه توصیفی به خود می گیرد باید توان بیشتری را در جهت خلق توصیفات تازه و نو بکار بگیرد و زنگ پایان اثر به گونه ای به صدا دراید که ذهن خواننده یا مخاطب به دنبال ادامه روایت نباشد.  در غیر این صورت به ساختار اثر آسیب می رسد.  


به لحاظ composition این اثر شروع خوبی دارد و ذهن مخاطب را برای ادامه روایت آماده می کند 

( ناگهان خسته و دلگیر نگاهش کردم 

رفت و من از دو جهان سیر نگاهش کردم)  

تنها نکته ظریف در این مورد این است که قید زمان منطق روایی این بیت را تحت تاثیر قرار می دهد.  به لحاظ روانشناسی حرکت ناگهانی، حرکتی از پیش تعیین شده نیست اما در منطق این بیت خستگی و دلگیر شدن و همجوار آن با فعل نگاهش کردم، از حرکت ناگهانی منطق روایی بیت جلوگیری می کند و آن را به حرکتی از پیش تعیین شده با زمانی کوتاه تعیین می کند.  

در ارتباط با پایان بندی هم در بخش قبل توضیح دادم و تکرار،آن جلوگیری می کنم.  


در حالت کلی این اثر یکپارچگی  لازم را به لحاظ درک روایی دارد و همچنین ارتباط لازم موجود بین ابیات سبب انسجام اثر شده است.  که از نقاط قوت آن می باشد.  


در حالت کلی با یک غزل خوب روبه رو بودیم که نشان دهنده دقت شاعر و تجربه اوست.  


در پایان برای شاعر محترم آرزوی سلامتی و موفقیت در تمام مراحل زندگی را دارم.  


با تشکر 

مریم راد "واژه " 

@ashenayeeshgh 

http://nasrenovin.blog.ir

  • مریم راد(واژه)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی