نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر نوین

نثر و تقاوت آن با شعر سپید , مقاله

نثر صرفا به دنبال کشف پیچیدگی های روایی نیست بلکه تشخیص سطوح مختلف ، فرافکنی حلقه های محور افقی زنجیره ی روایی نسبت به محور عمودی تلویحی نیز هست . این حلقه ها حول محور زبان در کل اثر با تکیه بر
تفکر نویسنده و بیان سوژه مورد نظر اتفاق می افتد . بنابراین در نثر به دنبال جهانی هستیم تحت سلطه معنا .

آخرین مطالب

پروین نوروزی

#نقد_شعر_کلاسیک 


باید که دین عشق تو را تازه تر کنم 

از کل روی ماه تو سی جزء بر کنم 


با آیه ی نگاه خود اعجاز می کنی 

وقتش رسیده اهل جهان را خبر کنم 


قدری نماز فاصله ها را شکسته کن 

راهی شدم به مقصد چشمت سفر کنم 


جایی که اشک هست تیمم مجاز نیست 

از چشمه ای زلال وضویی دگر کنم 


انگشت های عاشق تو ، گیسوان من 

اینگونه می شود فقها ! مسح سر کنم؟!


عمریست روزه دار لبی پر تغزلم 

عشقم! غزل بخوان که لب تشنه ، تر کنم


« صوموا » برای بوسه « تصحوا» نمی شود 

بگذار در کنار تو شب را سحر کنم 

#پروین_ نوروزی 

maryam rad:

#نقد_شعر_کلاسیک

بنام خداوند مهر و مهربانی 

از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود، بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد.  


لازم به ذکر است که در ادوار شعر فارسی، اشعار توصیفی کم نیستند. این توصیفات در غزل عاشقانه با ساختار معنوی یا حتی،بیان عشق بازی مادی و معنوی، همراه با شرح هجران و بی وفایی و... معشوق می باشد.  گاهی اوقات در بعضی اشعار به علت بی توجهی شاعر در شعر، جای عاشق و معشوق تغییر می کند بنابراین درگاه موجود نیز تغییر می کند، که اگر با جنسیت شاعر همخوانی نباشد، قدری ناخوشایند خواهد بود.  ناگفته نمانده که شعر خوب شه یا ست که در اکثر موارد مورد بررسی منتقد، موفق عمل کرده باشد.  

به لحاظ بررسی نقد لغوی، اثر ارائه شده در حالت کلی از دوگانگی زبان،(به غیر از،چند مورد که. تحت تاثیر وزن اتفاق افتاده)  بدور است( با توجه به ویژگی های کلی  اثر قابل به چشم پوشی ست). 

به لحاظ انتخاب و جایگزینی کلمات در زبان، با توجه به اینکه اثر یک غزل سنتی و یا غزل عام است کلمات ارائه شده نیز گویای همین اصل خواهد بود. یعنی اندیشه موجود در اثر با فرم آن همخوان شده است.  


به لحاظ نقد فنی، اثر ارائه شده، یک   غزل سنتی یا عامل است که در نوع عاشقانه با ساختار معنوی سروده شده. البته بخشی از زیبایی اثر هم از جهت تلفیق عشق مجازی و مادی با ساختار معنوی اتفاق افتاده است که بر وزن ترکیبی مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن، بحران مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف سروده شده است.  

اندیشه موجود در این اثر اگرچه تکرار مکرری ست در جهت تغزل های عاشقانه، اما شاعرانه سروده شده و از طرفی همراه شدن با نگاه و تلفیق عناصر معنوی، سبب خلاقیت در اثر شده است.  

( جایی که اشک هست تیمم نیاز نیست 

از چشمه زلال وضویی دگر کنم 

انگشت های عاشق تو، گیسوان من 

اینگونه می شود فقها، مسح سر کنم؟ )  

نمونه این قبیل توصیفات شاعرانه را در همین وزن، در شعر حافظ هم داریم 

( هرگز نگیرد آنکه دلش زنده شد به عشق 

ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما)  


به لحاظ زیبایی شناسی، وزن ارائه شده اثر، یک وزن ترکیبی ست اما موسیقی ایجاد شده در اثر بسیار روان است. اگر چه موسیقی تحت تاثیر وزن اتفاق افتاده و موسیقی بیرونی ست اما روان بودن موسیقی اثر از جهت چیدمان morphpophonem هایی ست که در گروه وزن هستند هستند ( طبق چهارچوبی که غزل در خود اعمال می کند)

تشبیه و استعاره های موجود در اثر علاوه بر بحث زیبایی شناسی، به معنا و محتوای اثر نیز کمک کرده است.  

( با آیه نگاه خود اعجاز می کنی 

وقتش رسیده اهل جهان را خبر کنم 

قدری نماز فاصله ها را شکسته کن 

راهی شدم به مقصد چشمت سفر کنم)  


ارتباط عمودی ابیات کاملا برقرار است و نشان دهنده انسجام لازم معنایی و زیبایی شناسی اثر است.  


به لحاظ composition این اثر ( باید که دین عشق تو را تازه تر کنم 

از کل روی ماه تو سی جز بر کنم)  

اگرچه این بیت شروع خوبی برای،یک تغزل عاشقانه است، اما نکته ظریفی،در این اثر وجود دارد که به اعتقاد بنده از نظر شاعر دور مانده مثلا ( روی ماه)  وصفی ست که عمدتا در جهت زیبایی زن مورد استفاده قرار می گیرد. یعنی از جانب عاشق به معشوق گفته می شود.  یا 

( با آیه نگاه خود اعجاز می کنی 

وقتش رسیده اهل جهان را خبر کنم)  وصفی ست که عمدتا برای معشوقه استفاده می شود.  همینطور ( راهی شدم به مقصد چشمت سفر کنم)  یا ( بگذار کنار تو شب را سحر کنم)  این ها عمدتا از،جانب عاشق برای معشوقه استفاده می شود.  

بنابراین این جهت گیری محتوایی که از ابتدای اثر تاریخی انتهای آن وجود دارد در تضاد با جنسیت خود شاعر است، که می تواند ناشی،از تاثیر پذیری شاعر از اشعار کلاسیک باشد.  


این اثر در حالت کلی،ابیات خلاقانه نیز،دارد که می تواند شاه بیت این اثر باشد 

( انگشت های عاشق تو، گیسوان من 

اینگونه می شود فقها، مسح سر کنم؟) 

تصاویر ارائه شده هم انتزاعی،و هم ملموس  هستند و  به زیبایی اثر می افزایند.  

( جایی که اشک هست تیمم مجاز نیست 

از چشمه زلال وضویی دگر کنم)  



در حالت کلی با یک غزل عاشقانه با ساختار معنوی خوبی روبه رو هستیم که پتانسیل لازم را برای نقد داشته و جنبه های زیبایی شناسی در آن مطابق با معیار های


اشعار زبان فارسی ست.  


در پایان از شاعر محترم برای آفرینش این اثر تشکر می کنم. 

با تشکر 

مریم راد " واژه " 

@ashenayeeshgh

 #نقد_شعر_کلاسیک

  • مریم راد(واژه)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی